مرور رده

شعر فارسی

دو شعر از حسین اکبری

مسافر با خنده‌ گفت‌: ببين‌ رود شاد را انگار، آب‌، دگر باره‌ نوبر است‌ موج‌ از ميان‌ رود خروشان‌ به‌ طنز…

غنچه نشکفته/ حسن نیکبخت

حالِ من خوب است امّا با تو بهتر می‌شوم زیرِ خورشیدِ نگاهت سایه گُستر می‌شوم همچو بارانِ بهاری درهوایِ من ببار…

پرواز/فرخ مهرکیوان

به ياد بانو پروين دولت‌آبادي از كرانه‌ي دور مي‌آيد از افق رنگي بي‌حضور در تمامي لحظه‌ها جاري جنسش از…

شعر فارسی

عيد آمد مهدي‌ اخوان‌ ثالث‌ (م‌. اميد) به‌ شاعر گرانمايه‌: يدالله‌ بهزاد كرمانشاهي‌ عيد…

رفت آنکه رفت و … / رودکی

اى آن كه غمگنى و سزاوارى‏ وندر نهان سرشك همى بارى‏ از بهر آن كجا ببرم نامش‏ ترسم ز بخت انده و دشوارى‏…