مجله فرهنگی و هنری

مدیر و سردبیر
علی دهباشی

طرح اصلی روی جلد
مرتضی ممیز

خوشنویسی روی جلد
محمد احصایی

شعر از
مهدی اخوان ثالث

فاكس موقت
88958697
تلفن همراه
09121300147

ایمیل سردبیر
dehbashi.ali@gmail.com

ایمیل مجله
info@bukharamag.com

مجله بخارا در اینترنت
bukharamag.com

تهران صندوق پستی
۱۵۶۵۵-۱۶۶

جستجو در بخارا

Loading

اخبار فرهنگی

شب توشی هیکو ایزوتسو

tooshi (4)

مجله بخارا با همکاری بنیاد فرهنگی ملت، دایره العمارف بزرگ اسلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و گنجینه پژوهشی ایرج افشار شب توشی هیکو ایزوتسو را برگزار می‎کند.

توشی هیکو ایزوتسو که زبان‌شناس، قرآن‌پژوه، اسلام‌شناس و فیلسوف ژاپنی بود، در ۴ ماه مه سال ۱۹۱۴ در توکیو به‌دنیا آمد. در ۱۹۶۰ دکتری خود را در رشته ادبیات دریافت کرد و پس از تکمیل تحصیلات آکادمیک در ژاپن، مدتی در دانشگاه کیو در توکیو به تدریس مشغول شد و در این زمان، زبان عربی را فراگرفت و مدتی مدرس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه در ایران بود.

ایزوتسو در ۲۶سالگی کتابی به زبان ژاپنی با نام تاریخ اندیشه عربی و پس از آن کتابی دیگر درباره فلسفه و عرفان، با تأکید بر فسلفه نوافلاطونی و عرفان یونانی در ۳۴سالگی تالیف کرد و نیز کتابی در همین دوران درباره پیامبر اسلام به زبان ژاپنی نوشت. علاقه فراوان ایزوتسو به قرآن باعث شد که او برای اولین بار قرآن را به زبان ژاپنی ترجمه کند. این اثر در سه مجلد و طی سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۸ تکمیل شد.

ممارست ایزوتسو در فلسفه و تسلط به زبان عربی، وی را با آثار غزالی و کلام اشعری و هم‌چنین آثار ابن‌سینا آشنا ساخت و در مؤسسه مطالعات اسلامی مک‌گیل، به تدریس ابن‌سینا و غزالی مشغول شد و در ۱۳۴۴ خورشیدی که دکتر مهدی محقق به تدریس کلام شیعه و فلسفه اسلامی ـ ایرانی در آن مؤسسه پرداخت، ایزوتسو با تفکر فلسفی شیعی و حکمای شیعه آشنا شد و در این زمینه به تحقیق پرداخت. ازاین‌رو، وی با همکاری دکتر محقق «سلسله دانش ایرانی» را در آن مؤسسه ژاپنی بنیان نهاد.

ایزوتسو از شهرتی بین‌المللی برخوردار بود و شاید درمیان اسلام‌شناسان معاصر یگانه فردی بود که از مذاهب مسیحی، یهودی، هندویی، بودایی و مکتب‌های گوناگون فلسفی معاصر اطلاع داشت و در مقایسه و تطبیق استادی توانا بود. ازاین‌رو بسیاری از مجامع علمیِ بین‌المللی او را به عضویت پذیرفته‌ بودند.

توشی هیکو ایزوتسو در ۷ ژانویه ۱۹۹۳ در شهر کاماکورای ژاپن درگذشت.

شین نوموتو، مهدی محقق، غلامرضا اعوانی، نصرالله پورجوادی و بهمن ذکی پور در شب ایزوتسو سخن خواهند گفت.

سه شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳ ـ ساعت ۵ عصر

خیابان ولیعصر، سه راه زعفرانیه،خیابان عارف نسب، شماره ۱۲ ، کانون زبان فارسی

 

صد و چهارمین شماره بخارا منتشر شد

Bukhara 104

شماره ۱۰۴ مجله بخارا با یادنامه دکتر عباس زریاب خویی و گزارشی از شب آرتور کریستین‎سن منتشر شد و از امروز ، چهارم اسفند ۱۳۹۳، در دسترس علاقمندان قرار دارد.

در یادنامه عباس زریاب خویی مطلبی می‎خوانیم به قلم دکتر محمدعلی موحد با عنوان « زریاب در آیینه نامه‎هایش » و « دریغا زریاب، و دریغا فرهنگ ایرانی!» نوشته‎ای است از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در همین یادنامه و از ایرج افشار می‎خوانیم « شبی که بابک از تهران خبر واقعۀ زریاب را داد.»

و دکتر ژاله آموزگار در شب آرتور کریسیتن سن از « از رباعیات خیام تا ایران در زمان ساسانیان» سخن می‎گوید و کلاوس پِدرسن از آشنایی با کریستین سن حکایت می‏‎کند.

محمدرضا باطنی، عبدالله کوثری، مینو مشیری، صفدر تقی‎زاده و… از دیگر نویسندگان این شماره مجله بخارا هستند و با هم مرور می‎کنیم فهرست شماره ۱۰۴ بخارا را.


ادامه مطلب

ایرج افشار استاد من بود.

eslampanah (1)

دیدار و گفتگو با محمد حسین اسلام پناه دهمین نشست از این سلسله دیدارها در کتابفروشی آینده بود که صبح پنجشنبه ۷ اسفند ماه ۱۳۹۳ برگزار شد.

در ابتدا علی دهباشی از آقای اسلام پناه برای پذیرش این دعوت برای حضور در کتابفروشی آینده تشکر کرد که به معنای سفر ایشان از کرمان به تهران به همین منظور بود. و در ادامه از استاد اسلام پناه خواست تا این نشست را با شرحی از زندگی خود آغاز کند.

محمد حسین اسلام پناه ، علی دهباشی و آرش افشار

محمد حسین اسلام پناه ، علی دهباشی و آرش افشار

و محمد حسین اسلام پناه زندگی خود را چنین روایت کرد:


ادامه مطلب

نسخه الکترونیکی شماره ۱۰۳ بخارا در سایت فیدیبو قرار گرفت

Bukhara103ebook

فرهنگ ایران همواره چون ققنوسی از خاکستر خود زاده می‌شود/ مریم محمدی

egtedari

در نهمین جلسه «دیدار و گفتگو با استادان و بزرگان فرهنگ و ادب ایران» علاقه‌مندان با استاد احمد اقتداری، نویسنده و پژوهشگری که آثار ارزشمندی در زمینه‌های مختلف فرهنگ، تاریخ و ادب این مرزوبوم دارد، بیشتر آشنا شدند.

این جلسه پنج‌شنبه ‌۳۰/۱۱/۹۳ از ساعت ۹ الی ۱۱:۳۰ در کتابفروشی آینده برگزار شد.

آقای اقتداری سخنان خود را به دو بخش تقسیم کردند: بخش خاطرات و بخش آثار خودشان (اعم از چاپ شده و چاپ نشده). ایشان به یمن عمر پربرکت و نیز پیشینۀ پژوهش در امور فرهنگی با بسیاری از بزرگان هم‌دورۀ خود دوست و همکار بوده‌اند؛ لذا، نام‌بردن از هریک از آنان خاطره‌ای را در ذهن استاد زنده می‌کرد.

بزرگانی چون عباس زریاب خویی، کیکاوس جهانداری، منوچهر ستوده، محمد امین‌ریاحی و… از جمله افرادی بودند که استاد با احترام فراوان از ایشان یاد کردند، ولی تأکید ویژه‌ای بر دوستی دیرینۀ خود با استاد ایرج افشار داشتند و فرمودند: ما ۶۵ سال شبانه‌روز و در سفر و حضر با هم بودیم. یک روح بودیم در دو بدن. هیچ کاری را بدون مشورت با او انجام نمی‌دادم و حتی قلم روی کاغذ نمی‌بردم. او همواره بهترین راهنمای من بود. دوست دیگری هم که اغلب با ما همنشین بود منوچهر ستوده بود. مرحوم افشار انسان کم‌نظیری در تاریخ فرهنگ ایران بود که شاید سال‌ها بگذرد و مردی چون او زاده نشود. او تمام مطالعات خارجی‌ها دربارۀ ایران را خوانده بود و به آن‌ها احاطۀ کامل داشت. امروز هم می‌بینیم که بنیاد موقوفات افشار به نام او در راستای تحکیم وحدت ملی تلاش می‌کند و با پشتوانۀ خوبی که دارد کتاب‌ها را با کیفیت مطلوب منتشر می‌کند. تاکنون نیز دو کتاب من سفرنامۀ سدیدالسلطنه و دولت عشق را چاپ کرده است. به دلیل همین نوع ارائۀ اثر است که من چاپ ۱۵ جلد کتاب منتشر نشده‌ام را به بنیاد موقوفات سپرده‌ام.

_DSC0012

احمد اقتداری


ادامه مطلب

نسخه الکترونیکی شماره ۱۰۲ مجله بخارا

 

Bukhara102web (2)

 

می‎توانید به سایت فیدیبو بروید و نسخه‎های الکترونیکی مجله بخارا را تهیه کنید

www.fidibo.com

 

 

بخارا ۱۰۳ منتشر شد

JELD 103 EMAILبا ویژه‎نامه شماره ۱۰۳ مجله بخارا به گذشته برمی‎گردیم و یادی می‎کنیم از محمدعلی جمالزاده، پدر قصه‎نویسی مدرن ایران. اما این شماره بخارا از مقالات و نوشته‎های بزرگانی همچون محمدرضا شفیعی کدکنی،ژاله آموزگار، محمدرضا باطنی، کامران فانی ، محمود دولت آبادی و … نیز بهره گرفته است. بی‎مناسبت نیست که فهرست شماره ۱۰۳ بخارا را با هم مرور کنیم:

 


ادامه مطلب

دیدار و گفتگو با هوشنگ مرادی کرمانی / مریم محمدی

moradi

هشتمین نشست از سری «دیدار و گفتگو با استادان و بزرگان فرهنگ و ادب ایران » به هوشنگ مرادی کرمانی، داستان‌نویس‌ و فیلمنامه‌نویس نام‌آشنا اختصاص داشت.

در این نشست که پنج‌شنبه ۱۶ بهمن ماه ۱۳۹۳ از ساعت ۹ الی ۱۱:۳۰ صبح در کتابفروشی آینده برگزار شد، جمعی از نویسندگان، مترجمان، مستندسازان، روزنامه‌نگاران و علاقه‌مندان به این نویسندۀ دوران خوش کودکی گرد هم آمدند تا او را از نزدیک ببینند، پای صحبت‌های بی‌تکلفش بنشینند، کتاب‌هایی از او را که ندارند، بخرند و به شوق امضا‌کردن او آن‌ها را تا پایان جلسه در دست بفشارند.

چهرۀ آشنای بزرگانی چون دکتر نصرالله پورجوادی، صفدر تقی زاده، آقای اسلام‌پناه و … نیز در میان جمع دیده می‌شد.

علی دهباشی پس از خیر مقدم‌گویی خطاب به آقای مرادی کرمانی نخست یادی کرد از محسن باقرزاده، مدیر انتشارات توس که با درگذشت او جامعه نشر ایران یکی از پیشکسوتان خود را از دست داد. و سپس چنین ادامه داد:آقای مرادی، اعلام خبر حضور شما در این نشست موجب شد سؤالات فراوانی از نقاط مختلف با ایمیل به دست ما برسد؛ از بندرعباس گرفته تا استرالیا! در این فرصت مهم‌ترین آن‌ها را از شما می‌پرسیم هرچند که احتمالاً بارها به این قبیل سؤالات پاسخ داده‌اید. خوب است که در ابتدا از تجربه‌های آغازین نوشتن خود برایمان بگوئید.

  • اتفاقاً به این سؤال هم بارها پاسخ داده‌ام. واقعیت این است که فرایند نوشتن اول در وجود کسی که می‌نویسد شروع می‌شود و سپس به مخاطب می‌رسد.
هوشنگ مرادی کرمانی

هوشنگ مرادی کرمانی

من در روستایی در توابع کرمان به دنیا آمدم. شاید رؤیاها و تنهایی‌‌های کودکی، زندگی سخت و ناسازگاری‌های روزگار همه دست به دست هم داد تا از من نویسنده بسازد. زمانی که فقط چند ماه داشتم مادر جوانم را از دست دادم. پس از مدتی هم پدرم که کارمند ژاندارمری بود به‌علت بیماری روانی اخراج شد. خواهر و برادری هم نداشتم؛ این شد که من و پدر بیمارم در منزل پدربزرگ و مادربزرگم زندگی کردیم. کودکی من در محیطی ناشاد، با فقر و پر از تنش‌های خانوادگی سپری شد. به اصطلاح روی دست پدربزرگ و مادربزرگی که خودشان هم با هم یک دنیا اختلاف داشتند مانده بودم. اغلب تنها بودم، چون بیماری پدرم موجب می‌شد کودکان روستا من یا او را ریشخند کنند. ولی ذهن قصه‌پردازی داشتم. خاطرم هست که سقف حمام روستایمان گچ‌بری‌هایی داشت که بعضی جاهایش ریخته بود. من در ذهنم آن‌ها را شکل خرس و گرگ و لاک‌پشت می‌دیدم و با این شخصیت‌ها برای کودکان روستا قصه می‌بافتم!


ادامه مطلب

«زبان فارسی بیدی نیست که به این بادها بلرزد»

bateni (1)

هفتمین نشست از دیدارهای صبح پنجشنبه‌های کتابفروشی آینده صبح نهم بهمن ماه ۱۳۹۳ با حضور استاد محمدرضا باطنی، زبان‌شناس، مترجم و نویسنده، برگزار شد.

پرسش اول درباره زندگی دکتر باطنی بود که وی در شرحی کوتاه چنین پاسخ داد:

« من در سال ۱۳۱۳ در اصفهان متولد شدم و تحصیلات ابتدایی را در سال ۱۳۲۶ در همین شهر تمام کردم اما به دلیل بیماری پدرم و مشکلات مالی که داشتیم هرگز به دبیرستان نرفتم و مجبور شدم از همان ۱۳ سالگی در بازار اصفهان پادویی کنم تا آن که توانستم به آموزشگاه شبانه بروم و در ۱۳۳۱ مدرک سیکل بگیرم و با مدرک سیکل به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمدم و پنج سال در دهات اصفهان معلمی کردم و باز هم به آموزشگاه شبانه رفتم تا سرانجام موفق شدم که در خرداد ۱۳۳۶ دیپلم ادبی بگیرم و راهی تهران شدم و به دانشسرای عالی فتم تا زبان انگلیسی بخوانم و چون شاگرد اول شده بودم با استفاده از بورسیه شاگرد اولی‎ها در مهر ۱۳۴۰ راهی انگلستان شدم. این راه ادامه داشت تا آن که در خرداد ۱۳۴۶ موفق به دریافت درجه دکترا در زبان شناسی همگانی و زبانهای باستانی از دانشگاه تهران شدم و در مهر ماه همان سال با عنوان استادیار زبان شناسی در گروه زبان شناسی مشغول به کار شدم و در دی ماه ۱۳۶۰ با تقاضای خودم از دانشگاه تهران با رتبه دانشیاری بازنشسته شدم. و بعد از بازنشستگی به ترجمه روی آوردم و بعد هم از ۱۳۶۴ در مؤسسه فرهنگ معاصر مشغول تدوین فرهنگ دو زبانه انگلیسی ـ فارسی شدم و این همکاری کماکان ادامه دارد.»

دکتر محمدرضا باطنی ـ عکس از متین خاکپور

دکتر محمدرضا باطنی ـ عکس از متین خاکپور

دکتر باطنی در پاسخ به این پرسش که چه کسی بر وی تأثیر گذاشت، گفت:


ادامه مطلب

رونمایی از کتاب « مردی که هیچ بود» برگزار شد

ahmadi Daneshgah EMAIL

مراسم رونمایی از کتاب « مردی که هیچ بود» و نقد و بررسی آثار مرتضی احمدی عصر سه شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۳ در تالار استاد باستانی پاریزی ـ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به همت انتشارات ققنوس، مجله بخارا و انجمن علمی تاریخ دانشجویان دانشگاه تهران برگزار شد.

در ابتدا علی دهباشی ضمن گرامیداشت یاد و خاطره مرتضی احمدی گفت :” ما پیش از این در زمان حیات زنده یاد مرتضی احمدی برای ایشان یک شب از شبهای بخارا را برگزار کردیم و در آن شب بهزاد فراهانی،سعید پورصمیمی و چند تن دیگر درباره ایشان سخنرانی کردند و فیلم مستندی از جواد آتشباری نیز به نمایش درآمد. در آن شب استاد نیز سخنرانی مبسوطی ارائه کردند اما امشب در غیاب او این مراسم برگزار می‎شود.

علی دهباشی

علی دهباشی

کتاب « مردی که هیچ بود» اثری است از ایشان که بعد از خاموشی او منتشر می‎شود. در اینجا باید از امیر حسین زادگان ، مدیر انتشارات ققنوس که در مجلس حضور دارد تجلیل کنیم که همواره مرتضی احمدی را در نگارش کتاب‎هایش مورد حمایت قرار می‎داد. و همین امر باعث شد که تا کنون شش کتاب از او منتشر کند: « کهنه‎های همیشه نو» که ترانه‎های تخت حوضی است ؛ « من و زندگی» که برگزیده خاطرات مرتضی احمدی است؛ « پرسه» که در احوالات تهران و تهرانی‎هاست؛ « فرهنگ بر و بچه‎های طرون» که برگزیده کلمات ویژه و ضرب‎المثل‎های تهرانی‎هاست و کتاب « پیش پرده و پیش پرده‎خوانی» و سرانجام « مردی که هیچ بود» . ”


ادامه مطلب

دسته‌ها