مجله فرهنگی و هنری

مدیر و سردبیر
علی دهباشی

طرح اصلی روی جلد
مرتضی ممیز

خوشنویسی روی جلد
محمد احصایی

شعر از
مهدی اخوان ثالث

فاكس موقت
88958697
تلفن همراه
09121300147

ایمیل سردبیر
dehbashi.ali@gmail.com

ایمیل مجله
info@bukharamag.com

مجله بخارا در اینترنت
bukharamag.com

تهران صندوق پستی
۱۵۶۵۵-۱۶۶

جستجو در بخارا

Loading

اخبار فرهنگی

شب شاعران و نویسندگان افغانستان

afganestan 50-70

با حضور : رهنورد زریاب، محمد افسر رهبین،یامان حکمت،یعقوب یسنا،کاوه جبران،مجیب مهراد، نجیب بارور،رامین مظهر،وکیل کوهسار

در این شبِ شاعران و نویسندگان افغانستان، شعرخوانی و داستان خوانی داریم به همراه اجرای موسیقی و نمایش فیلم مستند. و نمایشگاه عکس نیز بر پا خواهد بود.

گفتنی است که پیش از این مجله بخارا شب ایران و هند، شب ایران و لهستان و شب ایران و ژاپن را برگزار کرده است.

سه شنبه ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۴ ساعت ۵ عصر

خیابان ولیعصر، سه راه زعفرانیه، خیابان عارف نسب، شماره ۱۲ ، کانون زبان فارسی

 

یاد یار مهربان /شب بیستمین سالگرد درگذشت دکتر محمد حعفر محجوب

mahjoob 50-70 (4)

 

عصر دوشنبه، دوزادهم بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و نود و چهار، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به همراه گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی ، بنیاد ملت و مجلۀ بخارا، در دویست و بیست و هشتمین نشست از مجموعه شب های بخارا، میزبان شب « محمد جعفر محجوب» پژوهشگر فرهنگ و زبان ادبیات فارسی بود.

در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمانان حاضر در جلسه بخشی از سخنان دکتر محجوب را قرائت کرد:

علی دهباشی بخشی از سخنان دکتر محمدجعفر محجوب را می خواند - عکس از مریم اسلوبی

علی دهباشی بخشی از سخنان دکتر محمدجعفر محجوب را می خواند – عکس از مریم اسلوبی

“والا ! ما اولا کی هستیم که پیام داشته باشیم. ثانیا چه پیامی! مردم دنبال کار و زندگیشان هستند. بنده چه بگویم ما اینجا هستیم، هیچ منتی هم بر سر کسی نداریم. یک چیزهایی یاد گرفته ایم تازه منت پذیر آن بزرگانی هستیم که این ها را به ما یاد داده اند. سعی می کنیم تا آنجا که ممکن است این ها را به دیگران منتقل کنیم و وام به گردن خودمان نگیریم و من امیدوارم که هموطنان در داخل کشور و ایرانیان خارج کشور هیچگاه ایرانی بودن خود را فراموش نکنند. این حرف به معنای آن نیست که می شود ایرانی بودن را فراموش کرد. نخیر! نمی شود! حتی بابت نمی دانم تخم ژاپنی و آش رشته هم که شده، فراموش نمی شود. ما ایرانی زاده شدیم و هر جا که باشیم ایرانی هستیم و ایرانی هم از دنیا می رویم. اما در اینجا باید رفتاری داشته باشیم که نمونۀ یک ایرانی شایسته و سربلند باشد. طوریکه وقتی دیگران ما را می بینند فکر کنند همۀ ایرانی ها همینطورند. حالا ممکن است عده ای علمی نداشته باشند، فضل و کمالی نداشته باشند ولی آن اصاالت ایرانی ، آن پدر، مادر داری ایرانی، آن بفرما زدن و حس جوانمردی که خاص ایرانیان است. بیخود نیست که معتقدند اصل جوانمردی از ایران سرچشمه گرفته است. اینکه هست به قول ضرب المثل شیرازی:”از اسب افتاده ایم، از اصل که نیفتاده ایم.” امیدوارم، ما که اینطرف هستیم لااقل رفتارمان طوری نباشد که اسباب سرشکستگی شود بلکه در هرجا که هستیم و به هر طریقی که انجام وظیفه می کنیم آدمی باشیم نمونه، طوری که به ایرانی ها مثل بزنند.”

شب مجمد جعفر محجوب - عکس از متین خاکپور

شب مجمد جعفر محجوب – عکس از متین خاکپور

نخستین سخنران جلسه، دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، سخنان خود را با یادی از دوران جوانی خویش و محمدجعفر محجوب، چنین اغاز کرد:

“از مرحوم محمد جعفر محجوب دوست بسیار عزیز قدیمی ما: دوستی ما به شصت سال سر می زند آن زمانی که همگی جوان بودیم و به دنبال فرهنگ و شعر همدیگر را پیدا می کردیم. دوران خوش جوانی انباشته بود با فضای باز سیاسی بعد از جنگ بین الملل و ما خوش داشتیم که باهم بنشینیم وشعر بخوانیم. دوران بی غمی و سبک مایگی به هر حال گذشت. یاد می آورم معاشرت های متوالی و پی در پی با چند دوست که حداقل هفته ای یکبار همدیگر را می دیدیم. از آن جمله مرتضی کیوان، محمد جعفر محجوب، بنده وناصر نظمی و چند نفر دیگر که واقعا یک دوران خوبی بود. دورانی که ما فکر می کردیم ایران خود را بازیافته و به آزادی رسیده و باید قدر بدانند و به هر صورت گذشت. معاشرت های متوالی که با مرحوم محمد جعفر محجوب داشتیم. همیشه ایشان خوش سخن و مجلس را به دست می گرفت و حافظۀ بسیار قوی که بخصوص با این حافظه مقدار زیادی شعر از حفظ داشت. از جمله حافظ. به عنوان حافظ شناس و شیفتۀ حافظ در هر مجلسی که بودیم غزلی از حفظ می خواند. با آن حافظۀ خاص و صدای آرام و خوش. این بود که مصاحبت های طولانی من به یاد دارم گردش های متوالی و یاد از آینده که تصور می کردیم آینده از آن ما خواهد بود. آیندۀ درخشانی خواهد بود همراه با آزادی و قدرشناسی و ذخایر فرهنگی کشور ، همراه با جدی بودن. گذشت آن دوران و سپری شد مثل همۀ کسانی که روی آینده حساب می کنند و حسابشان کاملا درست در نمی آید ولی همیشه امید برقرار است. امید، گرانبهاترین عطیه ای است که شامل حال بشر می شود و اگر نمی شود با واقعیت کنار آمد با امید همیشه می شود. دیگر سخنی ندارم باید بگویم : یاد باد آن روزگاران یاد باد!”

دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن - عکس از متین خاکپور

دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن – عکس از متین خاکپور

سخنران بعدی این نشست دکتر محمد اسلامی از دوران کودکی مصحح امیرارسلان سخن گفت:


ادامه مطلب

بخارا و یادنامه بیستمین سالگرد دکتر محمد جعفر محجوب

JELD 110 50-70در آستانۀ بیستمین سالگرد خاموشی استاد دکتر محمد جعفر محجوب، یادنامه‎ای مفصل با آثاری از : دکتر شفیعی کدکنی، نصرالله پورجوادی، ایرج پارسی نژاد، فرخ غفاری، ایرج افشار، ترانه مسکوب، نجف دریابندری و …که شامل نامه‎ها و عکس‎های منتشر نشده‎ای از دکتر محجوب نیز هست ، در یکصد و دهمین شماره مجله بخارا منتشر شده است و از فردا یکشنبه ۱۱ بهمن در دکه‎های روزنامه فروشی و کتاب‎فروشی‎ها در دسترس علاقمندان قرار دارد

با هم مروری می‎کنیم بر فهرست این شماره مجله بخارا:

ادبیات فارسی

نخستین تجربه‌های هنر نقالی/ محمدرضا شفیعی کدکنی

درباره نام کتاب مثنوی/ محمدعلی موحد

نقد ادبی

بودلر و آگاهی از مرگ/ مارک ایگلدینگر/ سعیده مرادی

معماری

نگاهی تطبیقی به پاریس قرن نوزدهم و اصفهان عصر صفوی/ داریوش شایگان    

تاریخ معاصر

به یاد هما ناطق/ محمدرضا شفیعی کدکنی

تاریخ نشر

تاریخ نشر کتاب در ایران (۳۴)/ عبدالحسین آذرنگ

یادنامه محمدجعفر محجوب

سالشمار زندگی و آثار محمدجعفر محجوب

به یاد استادی که رفت/ احمد مهدوی دامغانی

یاد آن راوی شیرین‌گفتار/ ایرج پارسی‌نژاد

دوست من،‌ امیر محجوب/ نجف دریابندری

باز شرح آن هجران و آن خون جگر!/ محمد استعلامی

چند نامه از دکتر محمدجعفر محجوب/ محمد استعلامی

در هواپیما با عبید/ نصرالله پورجوادی

یادی از دوست/ ایرج افشار

بزرگداشت دوستی ادیب و فرزانه/ شاهرخ مسکوب

مردی با ویژگی‌های متضاد/ نادر نادرپور

محجوب، مرتضی کیوان و حزب توده/ حسین جعفری

یاد باد آنکه…/ اقدس ذوالفنون

ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست/ سید عسکر موسوی کابلی

خاطراتی از دکتر محجوب در گفتگو با مهدی نوریان/ مجید زهتاب

درباره دکتر محجوب (گفتگو با ه‍. الف. سایه)/ میلاد عظیمی

سپاس از محجوب/ محمدرضا محجوب

پدرم،‌ محمدرضا محجوب/ شهرزاد محجوب

گرمی طبع و لطف سخن/ امیررضا مغربی

گفتگو با محمدجعفر محجوب/ فرخ غفاری

آخرین دیدار و گفتگو با استاد محمدجعفر محجوب/ ناصر زراعتی

پای صحبت استاد محمدجعفر محجوب/ بهرام گرامی

قصیده، قدیم‌ترین قالب شعر فارسی/ محمدجعفر محجوب

نظر اجمالی به سیر عشق در شعر فارسی/ محمدجعفر محجوب

هشت پیکر و هفت پیکر/ محمدجعفر محجوب

یاد و یادبود

هما ناطق، بانوئی از دیار فرزانگان/ مسعود میرشاهی

گفتگو با دکتر هما ناطق/ علی دهباشی

معرفی کتاب

معرفی کتاب «ایران در تاریخ جهان» نوشته ریچارد فولتز/ سیما سلطانی

چاپ دوم کتاب «سیری در هنر ایران»

در دریای معرفت،دیدار و گفتگو با نصرالله پورجوادی/ پریسا احدیان

poorjavadi 50-70

صبح روز پنجشنبه، هشتم بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و نود و چهار، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با همراهی کتابفروشی آینده و مجلۀ بخارا در چهل و پنجمین نشست از مجموعه جلسات کتابفروشی آینده، میزبان دکتر نصرالله پورجوادی بود.

دکتر پورجوادی متولد سال ۱۳۲۲ خورشیدی در شهر تهران است. پس از اتمام دورۀ متوسطه برای ادامۀ تحصیل به کشور آمریکا عزیمت کرد و در سال ۱۳۴۵ از دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو در رشتۀ فلسفه مدرک کارشناسی گرفت. وی مقطع کارشناسی ارشد و دکتری تخصصی را در همین رشته به ترتیب در سال های ۱۳۵۰ و ۱۳۵۷ در دانشگاه تهران به پایان برد. دکتر پورجوادی طی سال های ۱۳۵۱ تا ۱۳۶۳ استادیار فلسفه ، منطق و عرفان اسلامی در دانشگاه صنعتی شریف و طی سال های ۱۳۶۳ تا ۱۳۷۶ دانشیار فلسفه در دانشگاه تهران و از سال ۱۳۷۶ تاکنون استاد این دانشگاه بوده است. وی در سال ۱۳۸۷از دانشگاه تهران بازنشسته شد.

مسئولیت های پیشین و فعلی ایشان از قرار زیر است:

-رئیس مرکز تعلیمات عمومی دانشگاه صنعتی شریف

-مدیر عامل انتشارات دانشگاه صنعتی شریف

-عضوفرهنگستان زبان و ادب فارسی

-مدیر عامل بنیاد دانشنامۀ جهان اسلام

-رئیس مرکز نشر دانشگاهی و مدیر مسئول و سردبیر نشریۀ وزین نشر دانش

از ایشان ده ها مقاله به زبان های فارسی و انگلیسی منتشر شده است.

در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی با اشاره به سوابق میهمان جلسه در زمینه های پژوهشی و فرهنگی با مروری بر آلبوم عکس و خاطرات دکتر پورجوادی گفت:

“امروز جز صحبت هایی که در مورد کارهای دکتر پورجوادی خواهیم داشت به طور اختصاصی به مناسبت انتشار کتاب «دریای معرفت» که آخرین کتاب منتشر شده توسط ایشان است، گرد هم آمدیم.”

سپس دهباشی از دکتر پورجوادی و دکتر سعید کریمی دعوت کرد تا در نشستی به گفتگو بپردازند. مؤلف دریای معرفت در ابتدای سخنانش با یادی از ابوالحسن نجفی به سابقۀ همکاری خود با این مترجم بنام پرداخت و ادامه داد:

“آقای نجفی در تمام مدتی که من در مرکز نشر دانشگاهی مسئولیت داشتم با ما همکاری می کرد. او در مجلۀ لقمان که به زبان فرانسوی منتشر می شد با گروه فرانسۀ ما و شخص دکتر حدیدی همکاری می کرد و در ترجمۀ کتاب های بخش فرانسۀ مرکز نشر دانشگاهی بسیار کوشا بود. در مجلۀ نشر دانش هم گاهی ویراستار ارشد و در مورد چاپ کتاب ها جزو مشاورین ما بود. نجفی بنا به پیشنهاد ما روی کتاب «غلط ننویسیم» تحقیق داشت و آن را منتشر کرد. البته قبل از پیشنهاد ما کارهایی را در این زمینه انجام داده بود. این کتاب بعد از گذشت سال ها هنوز هم یکی از کتاب های موفق است. کارهایی که نجفی در حوزۀ عروض و زبان شناسی انجام داد او را به زبان شناسی تمام عیار مبدل ساخت. ما زبان شناسانی داریم که تئوری های این حوزه را خوانده اند و شاید حتی تحصیلاتشان هم به زبان های خارجی باشد، اما اصلا با متون زبان و ادبیات فارسی آشنایی ندارند، ولی نجفی آن گونه نبود. مرحوم نجفی با متون کلاسیک زبان فارسی انس داشت و آن ها را مطالعه و یادداشت برداری و از سابقۀ زبان فارسی استفاده می کرد و در همان غلط ننویسیم هم مشخص است که او چقدر بر پایه های زبان فارسی تسلط داشت. البته نگاه او به این متون و ادبیات کلاسیک زبان فارسی، فیلولوژیک (زبان شناختی) بود.”

دکتر سعید کریمی، دکنر نصرالله پورجوادی و علی دهباشی

دکتر سعید کریمی، دکنر نصرالله پورجوادی و علی دهباشی

دکتر پور جوادی به بخش ترجمه و آثار منتشر شدۀ ابوالحسن نجفی در این زمینه اشاره داشت و گفت:

“در زمینۀ ترجمه هم نجفی بدون اغراق یکی از بهترین مترجمان آثار زبان فرانسه به فارسی بود و چندین رمان را ترجمه کرد. ما بسیار جوان بودیم که کتاب های ژان پل سارتر را با ترجمۀ ایشان می خواندیم. گاهی که ایشان را می دیدم در حال ترجمۀ کتاب «خانوادۀ تیبوی دوگار» یا کتاب «ضد خاطرات» آندره مالرو بود و به من می گفت گوش کن ببین این جملاتی را که ترجمه کرده ام کدام بهتر است؟ و بعد آن ها را برای من می خواند؛ سه ترجمه با تغییرات متفاوت! و من می ماندم که کدام را انتخاب کنم چون یکی از یکی بهتر بود! او وقتی می خواست ترجمه کند، تمام امکاناتی را که ممکن بود برای بیان داشته باشد، در نظر می گرفت و سعی می کرد بهترین تعبیراتی را که می توانست در ترجمه به کار ببرد و با توجه به آشنایی عمیقی که با زبان فارسی داشت از امکانات این زبان برای بیان مقصود خودش استفاده می کرد و همۀ این ها فضائلی بود که به عنوان مترجم در مرحوم نجفی جمع شده بود.

پژوهشگر فلسفۀ ایران در مورد فعالیت های ابوالحسن نجفی در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی بیان داشت:

“می توانم به جرئت بگویم که در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی هم نجفی یکی از مؤثرترین افراد مفید فرهنگستان بود. به زبان فارسی عشق داشت و اگر می دید که رسانه ها و روزنامه ها و صدا و سیما، زبان فارسی را بد به کار می برند ناراحت می شد . به عقیدۀ من بهترین کسی که می توانست دربارۀ مشکلات و مسائل کنونی زبان فارسی در رسانه ها صحبت کند، ابوالحسن نجفی بود. فقدان نجفی به عنوان یک عالم، یک زبان شناس طراز اول و یک مترجم چیره دست، واقعا ضایعه است. خدایش بیامرزد.”


ادامه مطلب

دیدار و گفتگو با مینو مشیری/ ترانه مسکوب

 

moshiri

 

صبح پنجشنبه یکم بهمن ماه ۱۳۹۴، کتابفروشی آینده میزبان مینو مشیری بود. ابتدا علی دهباشی از خانم مینو مشیری تشکر کرد که دعوت کتابفروشی آینده و مجله بخارا را برای این دیدار پذیرفته است. و در ادامه افزود: طبعاٌ ما که در اینجا هستیم خانم مینو مشیری را می‎شناسیم اما بد نیست که مروری داشته باشیم بر کارنامه ایشان.

خانم مشیری تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ژاندارک و تحصیلات متوسطه و دانشگاهی را در انگلستان گذرانده و دارای فوق‌لیسانس در زبان و ادبیات فرانسه و فوق‌لیسانس در زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه اِکسِتر است

خانم مشیری پس از بازگشت به ایران به ترجمه کتاب‌های ادبی و تألیف و ترجمه مقاله‌های گوناگون و همکاری با نشریات روی آورد. ایشان طنزنویس هم هست و در سال ۱۳۸۴ جایزه اول طنز جشنواره مطبوعات را کسب کرد.

در مقام روزنامه‌نگار و منتقد فیلم در ۲۰۰۶ در جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو در سوئیس عضو هیئت داوران در بخش هفته منتقدان بود. همچنین در سال ۲۰۱۰ عضو هیئت داوران فیپرشی (فدراسیون بین‌المللی منتقدان سینمایی) در جشنواره بین‌المللی فیلم تسالونیکی در یونان، در سال ۲۰۱۱ عضو هیئت داوران فیپرشی در جشنواره بین‌المللی فیلم مستند در تسالونیکی، و عضو هیئت داوران فیپرشی در جشنواره بین‌المللی لوکارنو در سوئیس در سال ۲۰۱۳ بود.

با کتاب‎ها که آشنا هستید فقط من از باب یادآوری به آنها اشاره می‎کنم:

علی دهباشی از آثار ترجمه شده توسط مینو مشیری می گوید ـ عکس از متین خاکپور

علی دهباشی از آثار ترجمه شده توسط مینو مشیری می گوید ـ عکس از متین خاکپور

برادرزاده‌ی رامو از دُنی دیدِرو

نوت‌بوک و کوری از ژوزه ساراماگو که می‎دانید برنده نوبل ادبیات شد.

ژاک قضا و قدری و اربابش، از دٌنی دیدِرو

پی‌یر و لوسی، رومن رولان

خاکستر گرم، شاندور مارائی

آدلف، بنژامن کنستان

درون و ناخوانده، (نمایشنامه) موریس ماترلینک

داستان دو شهر از چارلز دیکنز

مجموعه نسل قلم که بیوگرافی‎های نویسندگان بزرگ را منتشر می‎کرد و ایشان مارکز، برنارد شاو، فلوبر و الکساندر سولژنیتسین را کار کرد و چندین کتاب دیگر.

ترجمه‎های خانم مشیری همیشه با استقبال رو به رو شده و به چندین چاپ رسیده اما رمانی که بیشترین استقبال از آن شده رمان کوری است که تا کنون به چاپ بیستم رسیده.

خانم مشیری در زمینه ترجمه از فارسی به فرانسه و انگلیسی نیز تجربیاتی دارند که بیشتر به ترجمه فیلم‌نامه و آثار سینمایی اختصاص یافته و تاکنون آثاری از داریوش مهرجویی، بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، عباس کیارستمی، رخشان بنی‌اعتماد، محسن مخملباف، کیومرث پوراحمد، ابوالفضل جلیلی و مجید مجیدی را به انگلیسی یا فرانسوی ترجمه کرده است. و برای مثال می‎توانم به رمان باغ بلور از محسن مخملباف اشاره کنم. و یا آقای بازیگر که زندگی عزت‌الله انتظامی به قلم هوشنگ گلمکانی است.

خانم مشیری در طی این سال‎ها با مطبوعات نیز همکاری گسترده‎ای داشته‎ است: مثل آدینه، دنیای سخن، جامعه سالم، تکاپو، گردون، کلک، بخارا، نگاه نو، ایران نیوز (انگلیسی)، اطلاعات، اطلاعات بین‌الملل (انگلیسی و فارسی) فصلنامه مترجم، ماهنامه فیلم، فیلم اینترنشنال (انگلیسی)، نقد و بررسی کتاب فرزان، و مدتی هم در روزنامه شرق ستون ثابتی داشتند با عنوان «بی‎تعارف». به جایزه ایشان هم در زمینه طنز اشاره کردم که در دومین جشنواره مطبوعات در حوزه شهری کسب کردند و داور جشنواره‎های متعدد فیلم هم بودند:

۲۰۰۵ – داور پنجاه و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو

۲۰۱۰ – داور فیپرشی پنجاه و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم تسالونیکی

۲۰۱۱ – داور فیپرشی در جشنواره بین‌المللی فیلم مستند تسالونیکی

۲۰۱۳ – داور فیپرشی در جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو

و پس از این معرفی، علی دهباشی از مینو مشیری و رضا جعفری، مدیر نشر نو، برای شروع این گفت و شنود دعوت کرد و به سنت معمول جلسات پنجشنبه‎ها از خانم مشیری خواست تا کمی از خودشان بگوید و این که چه شد به کار ادبی روی آوردند و بعد ترجمه. و از سال‎های خیلی دورتر که ما با ایشان آشنا نبودیم بگویند.

و مینو مشیری با اشاره به این که «آقای دهباشی با این معرفی که از من کردند حرف زیادی برای من باقی نگذاشتند و من اصولاً اهل خود زندگی‎نامه شرح دادن نیستم»، چنین ادامه داد:


ادامه مطلب

ابوالحسن نجفی نیز از میان ما رفت

با خبر شدیم که امروز جمعه دوم بهمن ۱۳۹۴ ابوالحسن نجفی چشم از جهان فروبست. استاد ابوالحسن نجفی اهل سخنرانی نبود اما در شب نصرالله پورجوادی از سخنرانان بود و با گرامی داشت یاد و خاطره اش مروری می کنیم بر این شب و  بر این سخنرانی.

 

ابوالحسن نجفی در شب نصرالله پورجوادی ـ عکس از متین خاکپور

ابوالحسن نجفی در شب نصرالله پورجوادی ـ عکس از متین خاکپور

 

  • عکس های ژاله ستار، مجتبی سالک و متین خاکپور از شب نصرالله پورجوادی و حضور ابوالحسن نجفی

و با گرامی داشت یاد و خاطره اش مروری می کنیم بر این شب و  بر این سخنرانی:

شب نصرالله پورجوادی

صد سال پس از کامو در کتابفروشی آینده / ترانه مسکوب

radish1

صبح پنجشنبه ۲۴ دی ماه ۱۳۹۴ کتابفروشی آینده در چهل و سومین جلسه صبح پنجشنبه‎های خود میزبان ایریس رادیش منتقد برجسته آلمانی بود تا به همراه مهشید میرمعزی و دکتر سعید فیروزآبادی به بحث و بررسی کتاب «کامو، آرمان سادگی» بپردازند که مهشید میرمعزی آن را به فارسی ترجمه کرده و نشر ثالث نیز آن را به چاپ رسانده است و سپس به پرسش‎های حاضران پاسخ بگویند.

در ابتدا علی دهباشی از طرف مجله بخارا و کتابفروشی آینده به ایریس رادیش، مهشیدمیرمعزی، دکتر سعید فیروزآبادی و نیز وابسته فرهنگی سفارت آلمان، آقای یوستوس کمپر ، و دیگر حاضران خیرمقدم گفت و با اشاره به شبهای بخارا که دهمین سال خود را پشت سر می‎گذارد و اظهار امیدواری که این شبها همچنان استمرار داشته باشد، چنین گفت: امروز این نشست ما متفاوت از بقیه نشست‎ها در کتابفروشی آینده است و طی صحبت‎هایی که خواهد شد بیشتر با موضوع این نشست آشنایی پیدا خواهید کرد. فیلم کوتاهی می‎بینیم و جلسه را پی خواهیم گرفت.

علی دهباشی از برگزاری چهل و سومین جلسه پنحشنبه ها می گوید ـ عکس از مهدی خدیری

علی دهباشی از برگزاری چهل و سومین جلسه پنحشنبه ها می گوید ـ عکس از مهدی خدیری

و فیلمی کوتاه پخش شد که یادآور برگزاری شب‎های متعدد بخارا در زمینه چهره‎های ادبی آلمانی زبان بود که طی سال‎های گذشته به نویسندگان و شاعران آلمانی زبان اختصاص داشته است. از جمله شب‎هایی برای هرمان هسه، اینگه بورک باخمن، فرانتس هولر، فرانتسوبل، آنه ماری شوارتسنباخ، فردریش دورنمات، ماکس فریش، ریلکه، شب شعر آلمانی و …

سپس علی دهباشی از وابسته فرهنگی سفارت آلمان، یوستوس کمپر، دعوت کرد که آغازگر این نشست باشد و کار ترجمه سخنان ایشان را فراز فرهودی فر بر عهده داشت.

« خدمت خانم رادیش، خانم مهشید میرمعزی و دیگر حاضران خیرمقدم عرض می‎کنم. خیلی خوشحالم که در این مکان کاملاً فرهنگی هستیم که مراسم فرهنگی بسیاری در آن برگزار شده و از آقای دهباشی، سردبیر مجله بخارا، هم برای هماهنگی و برگزاری این نشست تشکر می‎کنم. خوشحالیم که می‎توانیم این راه را ادامه بدهیم. و همین طور خیلی خوشحالیم که افراد مهمی مثل خانم رادیش در اینجا هستند.

و به جاست که در اینجا بگویم خانم رادیش از جمله ده منتقد ادبی برتر آلمان هستند و ایشان از سال ۹۰ با نشریه فرانفکورتر کارشان را آغاز کردند و شناخته شدند و از سال ۲۰۱۳ هم با روزنامه سایت همکاری می‎کنند. برنامه مشترکی هم داشتند که متأسفانه دو تن از همکارانشان فوت کردند. آقای راینیسکی و آقای هلموت کالاسک و نام این برنامه « کوارتت ادبی » بود که برنامه‎ی خیلی خوب و پر بیننده‎ای بود.

یوسیوس کمپر و فراز فرهودی فر ـ عکس از مهدی خدیری

یوسیوس کمپر و فراز فرهودی فر ـ عکس از مهدی خدیری

با خانم رادیش که صحبت می‎کردم خیلی از این سفری که داشتند راضی بودند و این سفر برایشان در این کشور فوق‎العاده جذاب بوده و از خانم میرمعزی هم که مترجم کتاب ایشان هستند و در این سفر همراه ایشان بودند و به ایشان کمک کردند بسیار سپاسگزارند.


ادامه مطلب

سخنرانی دکتر داریوش شایگان در جامعه مهندسان مشاور ایران

memari Dehbashi 50-70

عصر دوشنبه ۲۱ دی ماه ۱۳۹۴ دکتر داریوش شایگان با موضوع « نگاه تطبیقی به دو فضای شهری : پاریس قرن نوزدهم و اصفهان عصر صفوی» در جامعه مهندسان مشاور ایران سخن گفت.

در ابتدای این جلسه که با همکاری جامعه مهندسان مشاور ایران و انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز و مجله بخارا برگزار می شد، مهندس سعید سادات نیا گزارشی از انجمن صنفی مهندسان مشاور ارائه دارد و سپس علی دهباشی طی سخنانی کوتاه درباره دکتر داریوش شایگان چنین گفت:

« قریب‌ به‌ نیم‌ قرن‌ از تألیف‌ کتاب‌ دو جلدی‌ ادیان‌ و مکتب‌های‌ فلسفی‌ هند، به‌ قلم‌ دکتر شایگان‌، می‌گذرد. با اینکه‌ نگارش‌ آن‌ از دوران‌ دانشجویی‌ شایگان‌ در دانشگاه‌ تهران‌ آغاز شد و در دوران‌ تدریس‌ ایشان‌ به‌ اتمام‌ رسید، این‌ کتاب‌ همچنان‌ تنها مأخذ معتبر فارسی‌ در حوزه‌ مطالعات‌ ادیان‌ و مکتب‌های‌ فلسفی‌ هند است‌.

دکتر شایگان‌ پس‌ از آن‌ هم‌ مقالات‌ و کتاب‌هایی‌ در این‌ زمینه‌ منتشر کرد، اما حتی‌ کتاب‌ بسیار ارزشمند آیین‌ هندو و عرفان‌ اسلامی‌ که‌ به‌ زبان‌ فرانسه‌ نوشت‌ و جمشید ارجمند، مترجم‌ توانا و واقعاً ارجمند آن‌ را به‌ فارسی‌ برگرداند نیز در سایه‌ کتاب‌ اول‌ قرار دارد.

زمینه‌های‌ کاری‌ دکتر شایگان‌ شاید در یک‌ نگاه‌ خلاصه‌ به‌ نظر برسد، اما وقتی‌ به‌ کتابها و مقالات‌ ایشان‌ نظر می‌افکنیم‌ به‌ گستردگی‌ مباحث‌ طرح‌ شده‌ پی‌ می‌بریم‌؛ از آفاق‌ تفکر معنوی‌ در اسلام‌ ایرانی‌ تا افسون‌زدگی‌ جدید ، از نقد آرای‌ داراشکوه‌ تا جستجوی‌ فضاهای‌ گمشده‌ و پرسش‌ درباره‌ چند گانگی‌ فرهنگی‌ و اینکه‌ آیا تهران‌ مدینه‌ای‌ تمثیلی‌ است‌؟دکتر شایگان همواره به ابعاد گوناگون فرهنگ و چند فرهنگی اندیشیده است. و این روزها نیز شاهد انتشار جنون هشیاری از ایشان بودیم که به شارل بودلر، شاعر بزرگ فرانسه، می‎پردازد.

دکتر داریوش شایگان و علی دهباشی

دکتر داریوش شایگان و علی دهباشی

در کنار مباحث‌ فلسفی‌، آنچه‌ دکتر شایگان‌ در معرفی‌ و یادبود استادان‌ و همکاران‌ خود نوشته‌ بسیار خواندنی‌ و دانستنی‌ است‌؛ خاطرات‌ ایشان‌ از هانری‌ کربن‌، سهراب‌ سپهری‌، عبدالحسین‌ زرین‌کوب‌، بدیع‌الزمان‌ فروزانفر، بهرام‌ فره‌وشی‌، آیت‌الله‌ رفیع‌ قزوینی‌، علاّمه‌ طباطبایی‌، سید جلال‌الدین‌ آشتیانی‌ و…

چهره‌ مهربان‌ و فروتنی‌ ذاتی‌ دکتر داریوش‌ شایگان‌ با حضور دلنشین‌ و دانش‌ گسترده‌اش‌ خاطره‌ مشترک‌ همه‌ کسانی‌ است‌ که‌ با او دیدار کرده‌اند.»

سپس دکتر داریوش شایگان به مقایسه پاریس و اصفهان پرداخت:


ادامه مطلب

من خالقم، بالاترین منصب را دارم/ پریسا احدیان

mashayekhi

 

صبح روز پنجشنبه، هفدهم دی ماه سال یکهزار و سیصد و نود و چهار، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار در چهل و دومین نشست از مجالس کتابفروشی آینده با همراهی مجلۀ بخارا، میزبان جمشید مشایخی  بازیگر تئاتر و سینما و تلویزیون بود.

جمشید مشایخی متولد سال ۱۳۱۳ ه.ش در تهران است. وی دارای نشان درجۀ یک هنری است. در سال ۱۳۳۶ به استخدام ادارۀ هنرهای دراماتیک در آمد و به عنوان بازیگر کار خود را در برنامۀ نمایشی کانال سوم غیر دولتی آغاز کرد و با ایفای نفش در فیلم کوتاه «جلد مار» به کارگردانی هژیر داریوش به همراهی فخری خوروش جلوی دوربین رفت. بازی جمشید مشایخی در نقش های مختلف از جمله نقش های تاریخی همچون «شازده احتجاب»، «کمال الملک» و رضا تفنگچی خوشنویس در سریال «هزاردستان» می باشد. او در سال ۱۳۶۳ بابت بازی در دو فیلم «گل های داوودی» و «کمال الملک» برندۀ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنوارۀ فجر شد. از نمایش های مهم او بازی در نقش بزرگ آقا در نمایش «میراث» بهرام بیضایی در تالار ۲۵ شهریور در آذرماه ۱۳۴۶ بوده است.

در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمان این نشست بیان داشت که خاطرات استاد مشایخی به رضایت خود ایشان پس از مدت ها توسط او جمع آوری و تدوین خواهد شد. سپس از پری صابری و ناهید طباطبائی دعوت کرد تا به گفتگو با جمشید مشایخی بپردازند.

پری صابری در مورد اولین تجربۀ بازی خود با کمال الملک سینمای حاتمی، یادی از نمایش «مرده های بی کفن و دفن» کرد و گفت:

“من کار تئاتر را با یگانه هایی شروع کردم که یگانه ترین آن ها جمشید مشایخی بود. در سال ۱۳۴۲ اولین و آخرین بازی من در دنیای تئاتر،  در نمایش «مرده های بی کفن و دفن» اثر ژان پل سارتر بود. نگاه جمشید و ترسی که از نقش او به عنوان جلّاد در نمایش داشتم را هیچگاه فراموش نمی کنم. با وجود اینکه بسیار شخص مهربانی بود اما چنان باور پذیر به ایفای نقش می پرداخت که گاهی حس می کردم نکند واقعا جلادی شود! در زندگی هنری او هیچگاه ندیدم که در ارائه ی نقشش کوتاهی کند و در مقابل مسائل مالی که می توانست کمک حالش باشد، کوتاه بیاید. دوره ای با جمشید و دیگر دوستان شروع به کار کردم که بخش جدیدی از دنیای مدرن در هنر شکل گرفته بود. دورۀ استثنایی که نه تنها در تئاتر بلکه در سایر هنرها مثل نقاشی و سینما و… ایجاد شده بود. پس از سال ها امروز در کنار جمشید قرار گرفتم و آن نگاه پرشورش هنوز تمام نشده است و شعف زندگی را در چشمانش می بینم. جمشید مشایخی احترام زیادی برای جایگاه زنان داشت. فیلم قیصر برای من آغاز سینمای خاصی بود. حسنی که کارهای مشایخی داشت این بود که  بازی نمی کرد بلکه خودِ کاراکتربود و نقش را انجام می داد. استاد سمندریان بازیگران را نوعی پرورش می دادند که تمام وجود درونی آن ها را بالا می کشید و بچه ها را می ساخت و بودن را نه ادای نقش را درآوردن را به بازیگران می آموخت. جمشید مشایخی همیشه بود و نقش را انجام می داد و حس می کردم خود شخصیت وجود دارد. معنای هنر خودنمایی نیست، بودن است و راز ماندگاری جمشید همین است.

پری صابری، جمشید مشایخی و علی دهباشی - عکس از مهدی خدیری

پری صابری، جمشید مشایخی و علی دهباشی – عکس از مهدی خدیری

علی دهباشی: لطف کنید از دنیای تئاتر و زندگی خود در بخش هنر نمایش سخن بگویید:

جمشید مشایخی:  در سال ۱۳۳۶ ه.ش خدمت من در ارومیه به پایان رسید و به تهران بازگشتم. پدرم که افسر مهندس ارتش بود به خوبی می دانست که علاقۀ زیادی به تئاتر دارم. وقتی کلاس پنجم ابتدایی بودم هر وقت ما را به تهران می آوردند برای دیدن تئاتر می رفتیم و از همان زمان به بازیگری علاقه مند شدم. به من گفتند اداره ای با عنوان ادارۀ هنرهای دراماتیک به مدیریت دکتر مهدی فروغ تأسیس شده است. پدر از طریق یکی از دوستانش مرا به آقای فروغ معرفی کرد. وقتی نزد ایشان رفتم. کتاب نمایشنامه ای به من دادند و دیالوگی را انتخاب کردند و گفتند که بخوان! حتی امتحان خط از من گرفتند. اولین کسی که در ادارۀ هنرهای دراماتیک استخدام شد من بودم! آقای فروغ ریاست اداره را در دست داشتند و احمد آقا ولی تلفنچی و بنده بودیم! پس از آن به دنبال میز و صندلی و تجهیز اداره رفتیم. بعدها عزیزان و دوستان دیگر در اداره استخدام شدند. این سال ها تا سال ۱۳۳۹ اینچنین گذشت. در سال  ۱۳۳۹ سالنی برای اجرای تئاتر و چهرۀ شناخته شده ای نداشتیم. تئاتر های لاله زار تعطیل شده بود. بنابراین بیشتر نمایش های ما به صورت زنده در تلویزیون در کانال دو فعلی که آن زمان یک شبکۀ خصوصی بود، پخش می شد. یکی از شخصیت های مؤثر زندگی من حمید سمندریان بود. ایشان در آلمان کارگردانی خوانده بودند. من از همه آموختم اما بیش از همه استاد حمید سمندریان، استاد من در تئاتر بود و در دو کار نمایشی، افتخار همکاری با او را داشتم. «مرده های بی کفن و دفن» اثر ژان پل سارتر  و «آندورا» اثر ماکس فریش بود. یک نکته خدمت حضار محترم عرض کنم در همان اوایل کار در سال هزار وسیصد وچهل وسه بود نمایشنامه مرده های بی کفن و دفن اثر سارتر را در خدمت خانم پری صابری بازی می کردم . یک روز اقای ابراهیم گلستان و خانم فروغ فرخزاد امدن به دیدن نمایش . بعدش از من خواستند که در فیلم خشت واینه بازی کنم. یادم است چندین جلسه روی من کار کردن تا از اون حالت کار بازیگری تیاتر در بیام و اماده کار بازی در فیلم شوم. بنابراین حقی برمن دارند و من از ایشان بسیار اموختم.


ادامه مطلب

بخارای زمستانی رسید

JELD 109بخارای شماره ۱۰۹ با تصویری از عبدالرجیم جعفری بر روی جلد خود و  آثاری از :
ایرج افشار، محمد علی موحد، ژاله آموزگار، شفیعی کدکنی، داریوش شایگان، بهاءالدین خرمشاهی، نصرالله پورجوادی، حامد فولادوند،سیروس علی نژاد،احمد مهدوی دامغانی،فتح الله مجتبایی، عبدالحسین آذرنگ، هاشم رجب زاده، محمد منصور هاشمی، محمد افشین وفایی، محمد رضا ضیاء، ترانه مسکوب و یادنامه ی عبدالرحیم جعفری منتشر شد و از شنبه ۱۹ دی ماه در دکه‎های روزنامه‎فروشی و کتابفروشی‎ها در دسترس علاقمندان قرار دارد.

و مروری داریم بر فهرست این شماره بخارا : 


ادامه مطلب

دسته‌ها

بایگانی شمسی