مجله فرهنگی و هنری

مدیر و سردبیر
علی دهباشی

طرح اصلی روی جلد
مرتضی ممیز

خوشنویسی روی جلد
محمد احصایی

شعر از
مهدی اخوان ثالث

فاكس موقت
88958697
تلفن همراه
09121300147

ایمیل سردبیر
dehbashi.ali@gmail.com

ایمیل مجله
info@bukharamag.com

مجله بخارا در اینترنت
bukharamag.com

تهران صندوق پستی
۱۵۶۵۵-۱۶۶

جستجو در بخارا

Loading

اخبار فرهنگی

دیدار و گفتگو با سعید حمیدیان

hamidian 50-70

کتابفروشی آینده، نشست صبح پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت ماه را به دیدار و گفتگو با دکتر سعید حمیدیان اختصاص داده است.

دکتر سعید حمیدیان، استاد بازنشستۀ گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگری است که عمر گرانمایه را صرف تدریس  و تحقیق در عرصه­های مختلف ادبیات کرده است: از ویرایش و ترجمه گرفته، تا لغت­پژوهی و تصحیح و تألیف؛ از ادب شرق تا غرب؛ از کهن تا نو؛ از ویرایش و چاپ برجسته­ترین متون ادب فارسی، همچون شاهنامۀ فردوسی، تا خمسۀ نظامی و مثنوی مولانا؛ از تصحیح متون نظم و نثر، همچون دیوان امیرشاهی سبزواری، تا تصحیح فرهنگ جعفری؛ ترجمۀ متن، از داستان و رمان و خطابه، تا تاریخ و نقد ادبی: از چخوف و داستایفسکی و آلدوس هاکسلی، تا گوردون چایلد و آی. ای. ریچاردز؛ از تألیف دربارۀ فردوسی و نظامی و سعدی، تا نیمایوشیج: از «درآمدی بر هنر و اندیشۀ فردوسی»، تا «آرمانشهر زیبایی» دربارۀ نظامی، و از «سعدی در غزل» تا «داستان دگردیسی» دربارۀ نیما. آخرین اثر وی،  شرح شوق، جامع­ترین، و رَوِشمندترین شرحی است که تاکنون بر اشعار حافظ شیرازی نوشته شده است و بهاءالدین خرّمشاهی آن را «شرح کبیر حافظ» خوانده است؛ اثری که پژوهش و نگارش آن بیش از ۳۰ سال به طول انجامیده و در سال ۱۳۹۳ به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شناخته شد.

در جلسه سعید حمیدیان ابتدا دکتر  محمدامیر جلالی سیری خواهد داشت در زندگی و آثار استاد حمیدیان و سپس به سئوالات حضار پاسخ خواهند داد.

پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۹ تا ۱۱/۳۰صبح

خیابان ولیعصر، سه راه زعفرانیه، خیابان عارف نسب، شماره ۱۲

شب حبیب یغمایی

yaghma 50-70

چهارشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۵ عصر کانون زبان فارسی میزبان شب حبیب یغمایی است با سخنرانی : افسانه یغمایی، ناصرالدین پروین، سید علی آل داود، میلاد عظیمی، علی دهباشی و با قرائت پیامی از محمدعلی اسلامی ندوشن و قرائت متنی از ایرج افشار.

حبیب یغمایی، شاعر، مجله‌نگار و نویسنده معاصر در سال ۱۲۸۰ش در خوربیابانک دیده به جهان گشود. دوران کودکی او در خور به سر آمد، در دامغان و شاهرود در سال‌های نوجوانی به تحصیل پرداخت. سپس در سال ۱۳۰۰ش به تهران آمد و در دارالمعلمین عالی، ادبیات و حقوق خواند. در همان سال به مدت چندین سال همکار و دستیار محمد فرخی‌یزدی در انتشار روزنامه انقلابی طوفان شد. در سال ۱۳۲۱ سردبیری نامه فرهنگستان به او سپرده شد. جمعاً در مدت نه سال چند شماره این مجله را منتشر کرد. در همین سال‌ها دو دوره سردبیر مجله آموزش و پرورش گردید و سپس در سال ۱۳۲۳ش روزنامه سیاسی یغما را بنیاد نهاد و چند شماره در دو سه سال منتشر کرد. دیری نپایید که دست از انتشار آن کشید که از عهده انتشار نشریه‌ای سیاسی برنمی‌آمد. در سال ۱۳۲۷ مجله‌ یغما را بنیاد گذاشت و سی و یک سال مداوم آن را منتشر کرد. یغما در اسفند ۵۷ تعطیل شد و یغمایی هم شش سال بعد در اردیبهشت ۱۳۶۳درگذشت.

یغمایی در بسیاری از حوزه‌های پژوهشی و تحقیقی در مقوله ادبیات، تاریخ و شعر صاحب‌نظر و اثر است و آثار و تألیفاتی دارد، از جمله در سه زمینه متن‌شناسی، تصحیح متن و فهرست‌نگاری، آثار مفیدی از او بر جای مانده است.

گذشته از اینها حبیب شاعری است استاد و مجله‌نگاری برجسته، و در این زمینه‌ها هم آثار بر جای مانده از او قابل توجه است. اما بیش از همه باید از تسلط و اشراف او در حوزه نشریات و مطبوعات یاد کرد که متأسفانه تاکنون و به اندازه لازم و کافی به آن پرداخته نشده است.

خیابان ولیعصر، سه راه زعفرانیه، خیابان عارف نسب، شماره ۱۲

یادی از ابراهیم باستانی پاریزی

Bastani

 

 

امروز شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت چهار تا شش بعد از ظهر کتابخانه ملی.

ماجراهای الماس کوه نور در دیدار با ایرج امینی/ پریسا احدیان

amini 50-70

 

صبح روز پنجشنبه، نهم اردیبهشت ماه سال یکهزار و سیصد و نود و پنج، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با همراهی نشر فرزان روز، کتابفروشی آینده و مجلۀ بخارا در پنجاه و یکمین نشست از مجموعه جلسات دیدار و گفتگو در کتابفروشی آینده، میزبان «ایرج امینی» محقق و پژوهشگر تاریخ بود.

این جلسه به مناسبت انتشار کتاب تحقیقی و پژوهشی «الماس کوه نور»  نوشتۀ ایرج امینی و ترجمۀ سیما سلطانی برگزار شد.

در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمانان این نشست به شرح مختصری از زندگینامۀ نویسندۀ کتاب ناپلئون و ایران، پرداخت:

“ایرج امینی در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۱۴ در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را به ترتیب در تهران، سوئیس و امریکا گذراند. ایشان دارای مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه جرج واشنگتن در واشنگتن دیسی و فوق لیسانس علوم اجتماعی از دانشگاه تهران، می باشند. در زمینۀ آثار تألیفی ایرج امینی می توان به «هند کوه نور» (به زبان فرانسه) در سال ۱۹۹۲ م و «ناپلئون و ایران » در سال ۱۹۹۵ که این کتاب برندۀ یکی از جوایز آکادمی فرانسه در سال ۱۹۹۶ شد، اشاره داشت. از آثار ایشان از زبان فارسی می توان ترجمۀ آثاری از جمله:  «جمهوری اول ترکیه»، تألیف ریچارد رابینسون که توسط انتشارات فرانکلین در سال ۱۳۵۷ در تهران به چاپ رسید و همینطور «بر بال بحران» زندگی سیاسی علی امینی توسط نشر ماهی در سال ۱۳۸۸ منتشر گردید و «پیش گفتار و توضیحات کشف الغرائب یا رسالۀ مجدیه» به اتفاق ناصر مهاجر توسط نشر آبی در سال ۱۳۸۸ چاپ شد را نام برد.

سیما سلطانی مترجم کتاب الماس کوه نور در مورد روند ترجمه وآشنایی با این کتاب گفت:

“در طول ترجمۀ این کتاب من با آقای امینی بیشتر آشنا شدم. ارتباط ما از طریق ای میل بود و من با اولین فصلی که برایشان فرستادم متوجه دقت نظر و سعۀ صدر ایشان شدم و نیز اهمیتی که ایشان برای انجام کار به بهترین نحو قائل بودند. آماده بودند که به هر پرسشی که برایم پیش می آید پاسخ دهند و نیز از سر هیچ جمله ای که ترجمه می کنم بدون دقت نگذرند.

کتاب الماس کوه نور کتابی بود که مرا با تاریخ چند صد سالۀ پرماجرای کشورهای اطراف ایران آشنا کرد. با تاریخ معاصر کشور بزرگ و با اهمیت هند که دست کم در طول سلطنت سلسلۀ مغولان با زبان و فرهنگ ایران آشنا بودند، شعرای ما را می شناختند، در موارد بسیار نوروز را جشن می گرفتند و حتی سال ها را بر اساس تقویم خورشیدی ایران محاسبه می کردند. در این کتاب با زمینه های استقلال یافتن افغانستان تحت رهبری احمد خان ابدالی آشنا می شویم که خود محافظ نادرشاه افشار بود و او بود که کوه نور را از ایران و از بستر مرگ نادر به افغانستان برد. با وضعیت ایران، شاهان صفوی و چگونگی روی کار آمدن نادر با همان زبان داستان گونه آشنا می شویم. حملۀ نادر به هند و اثراتی را که این حمله بر اقتصاد این کشور گذاشت، می بینیم. نقش مهم و مؤثر و استعمارگرایانۀ انگلستان به صورتی روشن در بخش دوم کتاب دیده می شود و همۀ این ها کتاب را پرماجرا می کند، ماجراهایی که رشتۀ پیوندشان البته الماس کوه نور است.

با پایان گرفتن ترجمۀ کتاب تلاش ما برای یافتن ناشری خوب و متعهد آغاز شد. لازم می دانم که از جناب مهندس اتحادیه تشکر کنم که این کار را به عهده گرفتند و از همکاران خوبشان جناب آقای نوری و سرکار خانم میناسیان که در انتشار کتاب از هیچ کمکی دریغ نکردند.

سیما سلطانی، ایرج امینی و علی دهباشی عکس از مریم اسلوبی

سیما سلطانی، ایرج امینی و علی دهباشی ـ عکس از مریم اسلوبی

سپس علی دهباشی با همراهی سیما سلطانی در نشستی به طرح سوال و گفتگو با ایرج امینی پرداختند.


ادامه مطلب

استاد جلال خالقی مطلق و تصحیح شاهنامه/ پریسا احدیان

 

 

khalegi

استاد جلال خالقی مطلق و تصحیح شاهنامه                                       پریسا احدیان

 

صبح روز پنجشنبه، بیست وششم فروردین ماه سال یکهزار و سیصد و نود و پنج،  بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با همراهی کتابفروشی آینده و مجلۀ بخارا در پنجاهمین جلسه از مجموعه نشست های کتابفروشی آینده، میزبان دکتر جلال خالقی مطلق، شاهنامه پژوه و محقق زبان و ادبیات فارسی بود.

در ابتدای این نشست فیلمی به نمایش درآمد که زنده یاد ایرج افشار دربارۀ دکتر خالقی مطلق چنین گفت:

 

خوش باد این نیکبختى[۱]                                                 ایرج افشار                                           

 

سخنانى درباره شاهنامه چاپ خالقى مطلق

خوش باد این نیک‏بختى و فرّخى علمى بر خالقى مطلق، دوستى که زندگى روحى و حتى عادى خود را در پژوهش سخن‏هاى دیرینه شاهنامه گذرانید و در شناخت حماسه ملى ایران و تاریخ دیرین ما همراز با فردوسى و همراه با شاهنامه زیست و امروز گُلِرنج‏هاى کهن خود را در هشت دفتر پیش رو دارد. پس شاهنامه آخرش خوش بوده است از این روى که یکى ایرانى کاردان تصحیح آن را به اسلوب و آداب استوار پیش برد و
متنى را در اختیار گذارد که بى‏گمان برجسته ‏ترین است از میان دیگر چاپ‏ها. اگرچه خود پس از چهل سال ژرف‏ نگرى در شاهنامه در تازه‏ ترین گفتارش که همین روزها در نامه هارستان چاپ شده درباره تصحیح نهائى شاهنامه به پایبندى صداقت اخلاقى و پیروىاز منطق علمى و خضوع شخصى چنین نوشته است:

«فرض بر اینکه دستنویس فلورانس مورخ ۶۱۴ بنا به تشخیص نگارنده معتبرترین دستنویس موجود شاهنامه باشد و نیز فرض بر اینکه نگارنده توانسته باشد با به کاربستن روش انتقادى ـ تحقیقى بخش بزرگى از افتادگى‏ها و افزودگى‏ها و دیگر نواقص این دستنویس را برطرف سازد در این صورت اعتبار تصحیح نگارنده بیشتر از دستنویس فلورانس مورخ ۶۱۴ نیست و به گمان نگارنده داراى اعتبار یک دستنویس متوسط از
نیمه نخستین سده ششم هجرى است. پرسشى که اکنون پیش مى‏آید این است که از چه راه و تا چه اندازه مى‏ توان به متن
اصلى شاهنامه نزدیک‏تر شد. براى نزدیک‏تر شدن به متن اصلى دو راه هست: نخست یافتن دستنویس ‏هاى کهن‏تر و معتبرتر است که بیشتر کار بخت و اتفاق است تا کوشش و جستجو. دیگر نقد تصحیح نگارنده است با روش علمى ـ انتقادى و تحقیق ‏هاى ویژه درباره متن مانند پژوهش درباره حروف اضافه در شاهنامه و بررسى برخى از مسائل لغوى و دستورى و سبکى و املائى و موضوعى کتاب. سپس بابهره‏ گیرى از نتیجه چنین بررسى‏ها مى‏ توان براساس تصحیح فعلى متنى تهیه کرد که اعتبار یک دستنویس متوسط از اواخر سده پنجم هجرى را داشته باشد.

یک چنین متنى به اعتقاد نگارنده حدود نود درصد با متن اصلى مى‏ خواند و بیش از آن نیز نمى‏ توان به متن اصلى نزدیک‏تر شد.» (پایان سخن کنونى ایشان).

زنده یاد ایرج افشار

زنده یاد ایرج افشار

هزار سال کمى بیش، از سُرایش شاهنامه مى‏ گذرد و هشتصد سال بیشترک از تاریخ کهن‏ ترین نسخه ‏اى که از شاهنامه داریم و آن همان نسخه است که خالقى به درستى آن را در تصحیح نیمى از متن برگزیده و اساس قرار داده است. در درازاى این قرن‏ها و سال‏ها بیش از چند هزار نسخه (نم ى‏گویم چندین تا اغراقى نباشد) از شاهنامه رونویسى و نسخه‏ بردارى و پس از پیدا شدن هنر چاپ از آن شاه کتاب حتما بیش از صد گونه در هند و ایران و اروپا به چاپ رسیده و هر چاپى دست ‏کم در دو سه هزار نسخه تکثیر شده است. تردید نباید کرد که در دوره کتابت دستى، و چاپ‏هاى سنگى معمولاً کاتبان مى‏ کوشیدند نسخه مضبوط و حتى‏ المقدور صحیحى را اساس کار خود قرار دهند. تا آنجا که حمدالله مستوفى (نیمه اول قرن هشتم) ادعا کرده است که براى به دست دادن نسخه پیراسته و ویراسته از شاهنامه پنجاه نسخه را زیر دست داشته است:

 

ولیکن تبه گشته در روزگار

چو تخلیط رفته در و بیشمار

ز سهو نویسندگان سر به سر

شده کار آن نامه زیر و زبر

وز آن نسخه‏ها اندرین روزگار

کمابیش پنجاه دیدم شمار

درین کار شش سال گشت، اسپرى

که دُرّى شد آن پاک دُرّ دَرى

photo_2016-04-15_07-59-43

طبعا آنها نسخه‏ هایى بود که ما امروزه حسرت نبودن و نابود شدن آنها را داریم، زیرا آن نسخه ‏ها قاعدهً نوشته ‏هاى قرون ششم و هفتم بوده است. از سخن مستوفى مى‏ توان این نتیجه را گرفت که سیصد سال پس از فردوسى فضلا متوجه بوده‏اند که شاهنامه ‏ها معمولاً دچار تحریف و تصحیف و تخلیط و تصرّف و دست خوردگی هاى متنوع و دخول ابیات ناهمگون شده بوده است. حال ببینید با گذشت هفتصد سال از روزگار مستوفى تا اکنون چه دخل و تصرف‏هاى عجیب‏ترى در شاهنامه روى داده و مصحح کنونى به چه میزان گرفتارتر شده است.


ادامه مطلب

گزارش مراسم یادبود استاد دکتر منوچهر ستوده/ پریسا احدیان

sootoodeh

 

عصر روز چهارشنبه، بیست و پنج فروردین ماه سال یکهزار و سیصد و نود و پنج، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با همراهی گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار، دایره المعارف بزرگ اسلامی، کتابفروشی آینده و مجلۀ بخارا میزبان جلسۀ یادبود استاد منوچهر ستوده، ایرانشناس و محقق ایرانی (به مناسبت درگذشت ایشان) بود.

این جلسه با عنوان «مرثیۀ سرو کهن» با حضور اساتید و بزرگانی چون: دکتر سید مصطفی محقق داماد، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، دکتر سید کاظم موسوی بجنوردی، دکتر نصرالله پورجوادی، پروفسور کارلو چرتی، دکتر میلاد عظیمی، علی امیری، ماندانا صدیق بهزادی، فریبا افکاری، ناهید طباطبائی، توفیق سبحانی، دکتر احسان اشراقی، ماکان ستوده(فرزند دکتر ستوده)، هرمز همایونپور، هوشنگ ستوده( برادر دکتر ستوده)، روزبه زرین کوب، دکتر محمد علی موحد، مریم بیات، عنایت الله مجیدی، محمد افشین وفائی، دکتر عبدالله جاسبی، رضا یکرنگیان، دکتر سرمد قباد، قدرت الله مهتدی، دکتر محمد اسلامی، مصطفی نوری، شهلا طهماسبی، کمال اجتماعی، احمد اقتداری، علی اصغر علمی برگزار شد.

در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمانان جلسه در مورد دکتر ستوده گفت:

” خون است دلم برای ایران

جان و تن من فدای ایران

بهتر ز هزار گونه آوای

در گوش دلم نوای ایران

علی دهباشی از همکاران و همسفران و هقملان زنده یاد استاد ستوده یاد کرد

علی دهباشی از همکاران و همسفران و هقملان زنده یاد استاد ستوده یاد کرد

این مجلس امشب در این محل، کانون زبان فارسی که زنده‎یادان دکتر منوچهر ستوده و یار دیرینش زنده‎یاد ایرج افشار بدان علاقۀ خاصی داشتند برگزار می‎شود. من به نمایندگی از مجلۀ بخارا که تنها نشریه‎ای بود که استاد ستوده مورد لطف قرار می‎دادند و مقالاتشان را بعد از مجله آینده در اختیار مجله کِلک و سپس بخارا قرار می‎دادند، تسلیت عرض می‎کنم. به بازماندگان استاد، فرزند برومندش ماکان ستوده و برادر بزرگوارش هوشنگ ستوده و جامعۀ فرهنگی و ادبی ایران تسلیت می‎گویم. همچنین یاد می‎کنم از همکرانمان در برگزاری این شب: بنیاد فرهنگی ملت، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، گنجینه پژوهشی ایرج افشار، مرکز دایره العمارف بزرگ اسلامی و کتاب آینده.

جا دارد در ابتدای سخن، یاد و خاطره استادانی را که قریب پنجاه سال و برخی بیشتر با دکتر ستوده نشست و برخاست داشتند و اگر بودند حتماً صاحب مجلس بودند، امشب گرامی بداریم. نخست از استاد ایشان دکتر بدیعالزمان فروزانفر یاد می‎کنیم که همواره دکتر ستوده ستایشگر فضل و مقاه علمی ایشان بودند و سپس از زنده‎یاد ایرج افشار که قریب صد سال دوستی و دوستی داشتند و نمونه‎ای مثال‎زدنی است در زمانۀ ما. اما دیگر یاران، همسفران، هم‎قلمان و همکاران به ویزه همکاران نشریه فرهنگ ایران زمین که سی و پند سال منتشر شد: عباس زریاب خوبی، محمد امین ریاحی، مصطفی مقربی، محمدابراهیم باستانی پاریزی، محمدتقی دانش پژوه، الهیار صالح، حبیب یغمایی، کیکاوس جهانداری، یحیی و اصغر مهدوی، محسن مخفم، همایون صنعتی، کریم اصفهانیان، محمدرسول دریاگشت، بابک افشار و دکتر افشین ستوده.

ماکان ستوده

ماکان ستوده

و در اینجا از آن گروه یاران که باید آرزوی سلامتی بکنم، برای عبدالرحمان عمادی، احمد اقتداری، قدرت الله روشنی زعفرانلو، دکتر هوشنگ دولت آبادی و دیگر یارانی که اکنون نام شریفشان را به یاد نمی‎آورم. اما آرزوی تندرستی‎ را برایشان دارم.

photo_2016-04-14_06-29-25

داستان حکایت آشنایی خودم را با دکتر منوچهر ستوده در ویژه‎نامه‎ای که مجله بخارا را به مناسبت یکصد سالگی استاد منتشر کردیم به تفصیل گفته‎ام. استاد ویژگی‎های بسیاری داشتند که در طی سخنرانی‎هایی که خواهید شنید با آنها آشنا خواهید شد. اما یک نمونه آن را برایتان می‎آورم.

وقتی فرزندم شهاب خردسال بود در پنج شش سالگی در فرصت‎هایی که دیدار با استاد ستوده دست می‎داد و به ملاقاتش می‎شتافتیم، آن چنان اثری بر او گذاشت که بیست و چند سال بعد فیلمی بر اساس کتاب خودش تهیه کرد که بخشی از آن را امشب خواهیم دید.

می‎خواهم بگویم از کودک خردسال تا جوان و میانسال کسی نبود که استاد را ببیند و تحت تأثیر شخصیت او قرار نگیرد. شخصیتی که هر گاه کسی یک بار می‎دید تا پایان عمر فراموش نمی‎کرد.

یادش گرامی باد.”


ادامه مطلب

سخن دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی دربارۀ استاد منوچهر ستوده

کسانی که در نسل‌های آینده در حوزه‌ جغرافیای تاریخی ایران بزرگ به مطالعه بپردازند، پژوهش‌ها و و مدارکی که توسط استاد دکتر منوچهر ستوده فراهم آمده است مهم‌ترین مدارک تحقیقاتشان را در آینده تشکیل خواهد داد. تصور نمی‌کنم که در قرن ما هیچ‌کس در حوزه‌ جغرافیای تاریخی ایران بزرگ به تنهایی به اندازه دکتر ستوده کار بزرگ و ماندنی انجام داده باشد. هرچه بگویم در دایره‌ همین مطلب خواهد بود. من اهل پُرحرفی نیستم.

در دامنه پشت کوشکک لورا: شفیعی کدکنی، محمداسلامی، ایرج افشار، منوچهر ستوده، هوشنگ دولت آبادی و بابک افشار ( عکس از علی دهباشی)

در دامنه پشت کوشکک لورا: شفیعی کدکنی، محمداسلامی، ایرج افشار، منوچهر ستوده، هوشنگ دولت آبادی و بابک افشار ( عکس از علی دهباشی)

 

 

(متن گفته دکتر کدکنی است در فیلم مستند

«خون است دلم برای ایران»،  در پاسخ به سؤال علی دهباشی، تهران ۱۳۸۵)

 

و سخنان زنده یاد ایرج افشار، دکتر باستانی پاریزی، علی دهباشی و دکتر هوشنگ دولت آبادی را نیز در لینک زیر بخوانید:

آنچه درباره استاد منوچهر ستوده گفتند.

 

درگذشت دکتر منوچهر ستوده

 

دکتر منوچهر ستوده

دکتر منوچهر ستوده

دکتر منوچهر ستوده که چندی پیش به علت مشکلات ریوی بستری شده بوده، جمعه ۲۰ فروردین۱۳۹۵ ، ساعت ۱۱ شب، در بیمارستان طالقانی چالوس درگذشت.. یاد و خاطره او را گرامی می داریم، همچنین یاد و خاطره تنها دوست و یار دیرین وی را، زنده یاد ایرج افشار.

مراسم یابود ایشان چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۴ تا ۷ عصر در کانون زبان فارسی واقع در موقوفات دکتر محمود افشار

شاد باش و دیر زی                                                                علی دهباشی

 

 

اواخر سال ۵۴ بود که رفت و آمد به دفتر اسلام کاظمیه پیدا کردم. او در طبقه سوم ساختمانی بود روبروی کتابفروشی لاروس (یادش به خیر آقای احمدی مدیر آن کتابفروشی). طبقه اول دکتر خدابنده‌لو مطب داشت. طبقه دوم دفتر وکالت احمد اقتداری و طبقه سوم دفتر اسلام کاظمیه. آرشیو عکس‌هایش را منظم می‌کردم، بخصوص عکس‌های سفرهایش را. بسیار کنجکاو بودم و کاظمیه بسیار منظم بود و پشت عکس‌ها را نوشته بود و من باید به ترتیب تاریخ منظم می‌کردم. شیفته یک نفر در این عکس‌ها شدم که نامش دکتر منوچهر ستوده بود و هست، و مدام درباره او می‌پرسیدم. کاظمیه که متوجه علاقه و کنجکاوی من شده بود داستان‌های عجیب و غریب از ستوده و سفرهایش و از نبرد او با خرسی که به کندوهایش تجاوز کرده بود و بسیار ماجراها از استقامت و خاطرات کوهنوردی و بیابانگردی‌های ستوده می‌گفت. بعدها هر کتابی که از دکتر ستوده می‌یافتم می‌خواندم. تا اینکه چند ماه بعد روزی کاظمیه گفت: «بیا و این کتاب را برسان به دکتر ستوده و گفته‌ام جوانی از شیفتگانت این کتاب را می‌آورد.» سفرنامه‌ای به انگلیسی بود، دارای تصاویر بسیار جالبی از قلعه الموت.

به همراه استاد منوچهر ستوده

به همراه استاد منوچهر ستوده در یکصد و یک سالگی

با شوق فراوان سر ساعت مقرر از خیابان نادری به کوچه‌ نوبهار و بعد منزل استاد. وارد خانه که شدم، کوزه‌هایی که در حیاط قد و نیم‌قد چیده شده بود و چندین جعبه پیاز و میوه توجهم را جلب کرد. پسر استاد در را باز کرد و راهنمایی‌ام کرد. در سرسرا ایستاده بودم که صدای رسا و باصلابت دکتر ستوده مرا به خود آورد که چرا نمی‌آیی داخل جوان. وارد شدم و کم‌کم توانستم با ایشان درباره‌ سفرهایش و مجله‌ نشنال جغرافی که آن روزها یک جعبه شماره‌های قدیمی‌اش را به قیمت ارزان خریدم صحبت کنم. گفتند قرار است با ایرج افشار و دبیر سیاقی به چین بروند.


ادامه مطلب

دیدار و گفتگو با محمد تقی غیاثی/ پریسا احدیان

giyasi

صبح روزر پنجشنبه، نوزدهم فروردین ماه سال یکهزار و سیصد و نود و پنج، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با همراهی مجلۀ بخارا و کتابفروشی آینده در چهل و نهمین نشست از مجموعه جلسات کتابفروشی آینده، میزبان دکتر محمد تقی غیاثی مترجم و منتقد زبان و ادبیات فرانسه و فارسی بود.

علی دهباشی

علی دهباشی

در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی از دکتر فضل الله قدسی دعوت کرد تا  از کارنامۀ دکتر غیاثی در تدریس و ترجمه و تألیف سخن بگوید.

دکتر قدسی:”امروز با کوشش های بی دریغ آقای دهباشی گرد هم آمدیم تا از بزرگمرد فرهیخته ای قدردانی کنیم که در طول زندگی خود هر گز لحظه ای از پای ننشست و در جهت ارتقاء علم و دانش خود و جامعۀ فرهنگی تلاش کرده است. استاد دکتر محمد تقی غیاثی برای شاگردانشان اسوۀ تلاش و کوشش و پافشاری و موفقیت می باشد. ایشان پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه، رشتۀ زبان فرانسه را با موفقیت و با احراز رتبۀ اول به پایان می رسانند و با استفاده از بورس تحصیلی وزارت فرهنگ دولت ایران به فرانسه می روند و با موفقیت دکتری خود را در رشتۀ زبان و ادبیات فرانسه در دانشگاه سوربن پاریس به اتمام می رسانند و در بازگشت به ایران در دانشگاه تهران مشغول به تدریس زبان فرانسه می شوند. ایشان برای اینکه به طور غیر مستقیم به دانشجویان خود درس سخت کوشی و پشت کار را دهند از فعالیت های اولیۀ خود یاد می کردند که چگونه شعری را ترجمه می کردند یا مقاله ای می نوشتند و به مجلات مختلف می رساندند و اگر دفتر مجله تعطیل بود کارشان را از زیر در به داخل دفتر می فرستادند و بدین گونه بود که جامعۀ تشنۀ فرهنگی آن روزگار با نام و کارهای ایشان آشنا شد و در مرحلۀ بعدی این همان مجلات بودند که به سراغشان می رفتند و تقاضای کار و مقاله می کردند. به هر روی استاد گرانقدر با آثار ارزشمند خود مراحل پیشرفت را طی و با افتخار به مرتبۀ استاد تمامی دانشگاه تهران ارتقا می یابد و همچنان به ترجمه های اساسی و خلق آثار اصولی ادامه می دهد. پس از بازنشستگی از دانشگاه تهران ایشان قبول زحمت نمودند و در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات به ادامۀ تدریس در بخش دکتری زبان و ادبیات فرانسه مشغول شدند و به جرئت می توان ادعا کرد که پربارترین بخش زندگی حرفه ای ایشان همین دوران است چرا که گروه و تعدا بسیاری از اساتید دپارتمان های زبان فرانسه در واقع نسل دوم اساتید امروز دانشگاه ها، توانستند تحت راهنمایی و مشاورۀ ایشان دکتری خود را بگذرانند و ایشان دین بزرگی بر گردن همگی آن ها دارند. دپارتمان زبان فرانسه دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز متشکل از بیست و هشت استاد است که همگی دارای دکتری زبان فرانسه و اکثرا تحت راهنمایی و مشاورۀ استاد برجسته تحصیلات خود را به پایان رساندند. شاید بتوان آثار با ارزش ایشان را که به بیش از هشتاد جلد می رسد در چهار گروه متمرکز کرد:

یک: آموزش زبان فرانسه و دستور زبان. مانند دستور زبان فرانسه، کلید زبان و روش نو در آموزش زبان، ساختمان جمله در زبان و فرانسۀ گام به گام که خود چهار جلد است و واژه شناسی زبان فرانسه.

دو: فرهنگ های لغت. فرهنگ اصطلاحات فرانسه، فرهنگ دانشجوی زبان فرانسه، فرهنگ مکالمۀ زبان فرانسه.

دکتر قدسی از سالها کار مستمر دکتر غیاثی می گوید

دکتر قدسی از سالها کار مستمر دکتر غیاثی می گوید

سه: ترجمه های آثار اساسی و بنیادی زبان فرانسه به تعداد بسیار زیاد از «خدایان تشنه اند» آناتول فرانس گرفته تا «نقد تکوینی» لوسین گلدمن یا «سهم سگان شکاری» امیل زولا، «دلهرۀ هستی» آلبر کامو و «هفتۀ مقدس» لویی آرگون و کتاب با ارزش «شعر فرانسه در سدۀ بیستم».

چهار: استاد در زمینۀ ادبیات، چه فرانسه و فارسی کتابهای تفسیر معتبری نوشته یا ترجمه کردند از آن جمله: «تأویل بوف کور» و «تحلیل ساختاری شعر سهراب سپهری»، «بیگانۀ آلبر کامو» و …

ضمن خوشحالی از حضور استاد در این جلسه و ایران از خداوند منان خواستار عمر طولانی با عزت و سلامت این چهرۀ ماندگار دوران خود هستیم.”

سپس علی دهباشی با همراهی دکتر قدسی به طرح سئوالاتی از دکتر محمد تقی غیاثی پرداختند:

علی دهباشی: آقای دکتر غیاثی شما تقریبا هیچ وقت مصاحبه نکردید و از خودتان نگفتید. از محیط زندگی خودتان اینکه در کجا متولد و در بستر چه خانواده ای بزرگ شدید و در آن دوره ای که شما تحصیلات بعد دانشگاه و بعد سفر به فرانسه را گذراندید یک دورۀ خاصی از فرهنگ ایران بوده که دلمان می خواهد بحث را اینگونه آغاز کنیم:.

دکتر فصل الله قدسی و علی دهباشی در گفتگو با دکتر محمدتقی غیاثی

دکتر فصل الله قدسی و علی دهباشی در گفتگو با دکتر محمدتقی غیاثی

دکتر غیاثی: در سال ۱۳۱۱ در خمام بین رشت و انزلی و در یک خانوادۀ نسبتا فرهنگی به دنیا آمدم. پدرم بخشدار خمام بود. علاقۀ بسیاری به کتاب داشت و به من می گفت که کتاب هایت را بیاور تا مطالعه کنم. اما یک روز از صحبت او دلسرد شدم زیرا به من گفت که زود بیاور! می خواهم بخوابم! متوجه شدم که با این کتاب ها می خوابد! مادر بسیار نازنینی داشتم که وقتی در سوم ابتدایی بودم ایشان فوت کرد. تأثیر خیلی بدی روی من داشت. پدرم در جوانی چپ بود و طبق گفتۀ خودش جزو نیروی سرخ بودند. در گیلان تقریبا همه بخشی از این نیرو بودند. بعدها وارد حزب توده شد و همیشه می گفت که حزب توده را من به خمام آوردم. یک روز روزنامه ای که چهار صفحه بیشتر نداشت را به من داد و گفت بخوان! و من به سختی خواندم و متوجه شدم که پدرم را از حزب توده اخراج کرده اند.


ادامه مطلب

دیدار و گفتگو با محمدتقی غیاثی

giyasi

کتابفروشی آینده در اولین پنجشنبه بعد از تعطیلات نوروزی ، نوزدهم فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۹ تا ۳۰/۱۱ صبح، میزبان دکتر محمدتقی غیاثی است.

محمد تقی غیاثی در سال ۱۳۱۱ در خمام دیده به جهان گشود وی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در خمام و متوسطه را در رشت سپری کرد تحصیلات عالیه را در دانشسرای عالی انجام داد و در رشته زبان و ادبیات فرانسه با احراز رتبه اول به اخذ درجه لیسانس نایل شد در سال ۱۳۴۰ با بورس تحصیلی وزارت فرهنگ به پاریس رفت و موفق به اخذ دکترای ادبیات فرانسه از دانشگاه سوربن پاریس شد .و مدت ۵ ماه با بورس مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه به مطالعه پرداخت. سپس به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران تدریس کرد تا کنون از ایشان بالغ بر ۸۱ عنوان کتاب ذر زمینه های آموزش زبان فرانسه ، نقد ، قصه ، نمایش و شعر منتشر شده است که از آن جمله می‎توان به این عناوین اشاره کرد:

دستور زبان فرانسه ، کلید زبان فرانسه ، فرانسه گام به گام ، فرهنگ اصطلاحات فرانسه ،فرهنگ مکالمه زبان فرانسه ،روش نو در آموزش زبان فرانسه ، ساختمان جمله در زبان فرانسه ، فرهنگ دانشجو زبان فرانسه،واژه شناسى در زبان فرانسه که انتشارات مروارید چاپ کرده .

معراج شقایق: تحلیل ساختاری شعر سهراب سپهری، دستورزبان فرانسه، فرهنگ مکالمه: گفتگوهای روزانه زبان فرانسه، زبان فرانسه گام به گام: آشنائی، زبان فرانسه گام به گام: زبان امروز، زبان فرانسه گام به گام: متن آسان، زبان فرانسه گام به گام: زبان معیار، ترجمه دلهره هستی اثر آلبر کامو، ترجمه هفته مقدس اثر لوئی آراگن، فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات زبان فرانسه، ترجمه خدایان تشنه اند اثر آناتول فرانس، تاویل ملکوت: قصه اجتماعی-سیاسی، شعر فرانسه در سده بیستم بیش از صد قطعه شعر از ۳۰، ترجمه ترجمه نقد تکوینی اثر لوسین گلدمن و…

در این نشست درباره توانایی های زبان فارسی در ترجمه شعر و رمان نیز گفتگو خواهد شد.

پنجشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۹ تا ۱۱/۳۰ صبح 

خیابان ولیعصر، سه راه زعفرانیه، خیابان عارف نسب، شماره ۱۲

دسته‌ها

بایگانی شمسی