مردی برای تمام فصول/ علی دهباشی
دکتر احسان نراقی پس از یک دورۀ چندین ماهه بیماری سرانجام در ساعت سه نیمه شب یکشنبه دوازدهم آذرماه به علت « نارسایی عروق کرونر» در منزل مسکونیاش در کنار همسرش آنژل عرب شیبانی درگذشت.
احسان نراقی متولد 1305 بود. در خانوادهای فرهنگی و اهل قلم و کتاب بزرگ شد. پدرش حسن نراقی نویسنده چندین کتاب از جمله « مشروطه در کاشان» و… بود و مادرش از بنیانگذاران مدرسه دخترانه در کاشان. احسان نراقی از دبیرستان دارالفنون دیپلم گرفت و پس از گذراندن کنکور وارد دانشکدۀ حقوق شد. پدرش او را به علت فعالیتهای سیاسی در پایان سال اول به خارج فرستاد. در دانشگاه ژنو در دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی ثبت نام کرد.و این مصادف است با سال 1326. ژان پیاژه از استادان معروف سوئیسی بود که نراقی از زمرۀ دانشجویان مورد علاقهاش بودو در سال 1331 پس از اخذ لیسانس و گذراندن امتحانات دورۀ دکتری به ایران بازگشت و در مرکز آمار ایران به تدریس مشغول شد. و در پاییز سال 1334 به همراه چند نفر دیگر از جمله مهندس قندهاریان و مهندس حسین ملک به عنوان افرادی که از نظر سیاسی نامطمئناند از مرکز آمار ایران اخراج شدند. در دسامبر 1954 مجدداً عازم خارج از کشور شد. و به پاریس رفت و در مؤسسه تحقیقات دموگرافی که آلفرد سووی ایجاد کرده به تدریس پرداخت . و اولین تماس با سازمان یونسکو در سال 1995 ایجاد شد. رسالۀ دکتری احسان نراقی تحلیل وقایع یکصد و پنجاه سال تاریخ معاصر ایران بود. در دوران اقامت و دانشجویی در سوئیس در « انجمن دانشجویان ایرانی» ژنو فعال بود و برای ملی شدن صنعت نفت از دکتر مصدق حمایت میکرد.
دکتر نراقی در زمینه تحقیقات به مطالعۀ تطبیقی در آمار کشورهای ایران و مصر و شمال آفریقا و ممالک خاورمیانه روی آورد که نتیجۀ آن رسالهای شد با عنوان « یک پژوهش تئوریک دربارۀ روشهای علمی مطالعۀ جمعیت در کشورهایی که آمار کافی ندارند و یا فاقد آمارند». این رساله در بهار 1335 نوشته شد و در سال 1339 توسط دانشگاه سوربن به چاپ رسید. بعد از انتشار این رساله، « انجمن جهانی مطالعۀ علمی جمعیت » یک جایزۀ بینالمللی مطالعۀ جمعیت به نراقی داد که برود به هر کشور و هر دانشگاهی که مایل هست به تحقیق بپردازد. در همین ایام با لویی ماسینیون آشنا شد که هفتهای یک بار در محضرش حاضر میشد. و در این دوران به پیشنهاد یونسکو کار مطالعاتی « دربارۀ عشایر خاورمیانه» را آغاز کرد و به مصر، سوریه، لبنان، عراق و اردن سفر کرد. دکتر احسان نراقی طی سالهای بعد به ایران آمد و همراه دکتر غلامحسین صدیقی در بنیانگذاری مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی همکاری کرد. و در طی سالها مدیر مؤسسه بود. دکتر نراقی همچنین دو دورۀ کامل مشاور عالی مدیر کل یونسکو، فدریکو مایور بود.
از آثار او میتوانیم به کتابهای : 1) علوم اجتماعی و سیر تکوینی آن ـ چاپ اول 1344 . انتشارات دانشگاه تهران 2) جامعه، جوانان ، دانشگاه ، دیروز، امروز و فردا ـ چاپ اول 1350 ـ انتشارات کتابهای جیبی 3) غربت غرب ـ چاپ اول 1353 . انتشارات امیرکبیر 4) آنچه خود داشت … چاپ اول 1355 . انتشارات امیرکبیر 5) طمع خام ، چاپ اول 1356. انتشارات توس 6) آزادی ، حق و عدالت ( گفتگوی اسماعیل خویی با نراقی ) چاپ اول 1356 . 7 ) از کاخ شاه تا زندان اوین ـ چاپ اول 1372 . انتشارات رسا و چندین کتاب به زبان فرانسه و انگلیسی. دکتر نراقی در سالهای اخیر بیشتر به نگارش خاطرات خود مشغول بود.
از ویژگیهای دکتر نراقی، صفت ایران دوستی او بود که به غایت در تمامی زندگی او به چشم میخورد، به ویژه در عرصۀ بین المللی . هنگامی که سرزمین ما آماج حملات زمینی و هوایی صدام حسین بود، او یونسکو را بر آن داشت به خاطر حفظ میراث فرهنگی این حملات را محکوم کند و چندین بار مدیر کل وقت یونسکو به اهتمام دکتر نراقی از ایران دفاع کرد. و در سایر موارد که صحبت از منافع ملی ایران بود همواره در صف اول حاضر میشد. بسیار خوش قلب بود. هیچگاه بدخواهی کسی را در او ندیدم و ندیدیم. اگر ناراحتی و گرفتگی و آزردگی برایش پیش میآمد به سرعت فراموش میکرد. بسیار اهل « دستگیری » بود. به خصوص برای دانشجویان و اگر استعدادی مییافت دست به هر کاری میزد که آن دانشجو به جایگاهی به باید برای ادامۀ تحصیل پیدا کند برسد. غالباً به داد و یاری کسانی میرفت که هر دلیلی دیگر مورد توجه نبودند و در این کار اصرار میورزید. خودش این حال را بیش از هر کس تجربه کرده بود. با جوانان بسیار زودجوش بود و این هنر را داشت که زبان آنها را میفهمید. هیچ استاد پیری را ندیدم که به اندازۀ دکتر نراقی با جوانان نشست و برخاست داشته باشد. انعطافپذیری یکی دیگر از ویژگیهای دکتر نراقی بود. تحمل شنیدن نظر مخالف خود را داشت و به همین دلیل علاقمند به گفتگو بود و از انتقاد و شنیدن نظرهای متفاوت با خود هراسی نداشت و از آن استقبال میکرد. فروتنی ذاتی و واقعی او آنقدر جذابیت داشت که محفل گرم و دلنشین او را همواره ترجیج بدهیم. یادش گرامی باد و خاک بر او گوارا.