3 Comments

  1. 1

    م.ن

    برای من که به شکل تصادفی با مجله بخارا و نقش آفرینی آقای دهباشی آشنا شده ام، مطلب بسیار جالبی بود. برای آقای دهباشی و همچنین مترجم محترم، آرزوی موفقیت دارم. م.ن

  2. 2

    اسد مشرف زاده

    باسلام .دهباشی در وهلۀ نخست از منظرِ کاری که برای ادبیات و هنر انجام می‌دهد مورد توجه است، کاری که در قلمرو فرهنگیِ زبان فارسی، آن چنان که به صورت عبارتی روتین تکرار می‌کند: «ورای سیاست» بر عهده گرفته است. اما دقیقاً کجاست آن جا که ادبیات پایان می‌گیرد و سیاست آغاز می‌شود. برخی از برجسته‌ترین شاعران قرن بیستم ایران یا تبعید شدند یا به زندان افتادند. بخشی از رسالت نویسنده یا روشنفکر نفی وضع موجودی است که حکومت مروج آن است. دهباشی هرگز نمی‌تواند خود را یکسره از حاکمیت‌ها دور نگاه دارد.ولی جناب دهباشی دراین امربدون آنکه خسرانی متوجه بخارا باشد توفیق داشته است

  3. 3

    اسد مشرف زاده

    بادرود بنا به روال همیشگی ام این گفتار را با نوشته زیر بازنشرنموده ام…. «شب‌های بخارا» در سال ۲۰۰۶ آغاز شد. گفتگوهای هفتگی با نویسندگان نیز تحت عنوان بعد از ظهرهای پنج شنبه در بخارا، در سال ۲۰۰۸ به راه افتاد. در میان نخستین مهمانان او پری زنگنه، خواننده؛ داریوش شایگان، نظریه‌پرداز و استاد سابق دانشگاه تهران، انور خامه‌ای، از اعضای پنجاه و سه نفر که بعد از جدایی از حزب کمونیست منتقد و نویسنده شد، بودند. نشست‌های بعد از ظهر که دهباشی در دفتر خود میزبانی آن‌ها را بر عهده داشت، دچار توقف شدند، چه اینکه یکی از روزنامه‌های مشهور صبح که روزنامۀ تندرو شناخته می‌شود، خبری با تیترِ «عصرهای پنج‌شنبه بخاررا یا اجتماع با فراماسونرها» چاپ کرد. دهباشی متعاقبِ این اتفاق، صبح‌های پنج شنبه را در کافۀ طبقۀ بالای کتابفروشی در خیابان کریم خان زند به راه انداخت. آن دیدارها هم ناچار متوقف شدند، زیرا مدیر کتابفروشی فراخوانده شد و به او گفته شد که دهباشی را به آن جا راه ندهد. سپس به چند جای دیگر از جمله سالن دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و سالن فرهنگستان هنر جنب پارک ساعی و سرانجام به کانون زبان فارسی در بنیاد دکتر محمود افشار آمد. محمود افشار و پسرش، ایرج که به ویژه با دهباشی نزدیک بود، محققان پرکار زبان فارسی بودند. آنان همچنین از اخلاف تاجران ثروتمند یزدی به شمار می‌آمدند. موقوفات محمود افشار در شمال خیابان سطح بالای ولیعصر، در مرکز گران‌ترین مستغلات ایران قرار دارند، محمود افشار با وقف دینی این املاک، مقرر کرد که از درآمد آن‌ها در راه انتشار، ارائه و ترویج آثار پژوهشی و ادبی زبان فارسی استفاده شود. خانه‌ای که محمود افشار و همسرش در آن زندگی می‌کردند از آن زمان به تالار کنفرانسی تبدیل شده و در واقع وقف، خانه را از این که تبدیل به ساختمانی بلندمرتبه شود حفظ کرده است.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2016 Developed By Nasour Naghipour