5 Comments

  1. 1

    اسد مشرف زاده

    بادرو .مطلب ارزنهای بوده ولی آیا تصور نمی رود بااین رویه معمول ما در آینده نزدیک بسیاری از زبانها وگویش ها رااز دست بدهیم

  2. 2

    اسد مشرف زاده

    بادرود .مطلب ارز نده ا ی بوده ولی آیا تصور نمی رود بااین رویه معمول ما در آینده نزدیک بسیاری از زبانها وگویش ها رااز دست بدهیم(جایگزین مطلب قبلی که ناقص نوشته آمد)

  3. 3

    سالار عبدالمحمّدیان

    دریغ، چرا استاد سخنی به میان نمی آورند از پیشینه زبان پارسی و ترکی دست کم در هزاره نخست میلادی و به راستی مگر سندی یا اسنادی که در اینجا یا آنجا تنظیم شود چه قدری دارد در نظر کشاورزی که با فرزندش به زبانی سخن می کند که می کند؟

    همه سخنان استاد مقید و صحیح و متین است و آموزنده. امّا آیا وکالت این فرهنگستان سوّم که با مخارجی که می دانیم توفیقی کمتر از یک انتشاراتی بزرگ از خود نشان می دهد موقعی یا توجیهی یا مصداقی یا تأثیری دارد، شایسته کاری که نشان می دهد که انجام می دهد؟ یا به راستی مانندتر است به دفتر تنظیمات ملکم خان در دیوان مستوفی الممالک؟

    زبان ماندگار مردمان دنیا را تا کنون شاعرانشان نمایندگی می کردند. در دوران ما شعر هم موقع و موضعش را باخته. حال به چه قیمتی و با چه شگردی – که طبق معمول «از بالا» در کار زده می شود و نتیجه عکس می دهد – می خواهیم برای این رنجور هزاره ها، پارسی، چه خوابی ببینیم؟

    مهار احساسات را نگسلیم و به زبان استاد سخن کنیم. آیا وکالت مردمانی که شیوه تولید و مصرفشان زیر و زبر شده با ماست که نسخه گذشته را برای امروزشان بپیچیم و اوضاع امروزشان را صد سال بعد تحلیل کنیم؟ پیرو سخن دکتر لطیف عطّاری، زبانشناس گوشه گیر و سلیم النّفس، که «جهانی شدن یک زبان دلایل عیر زبانی دارد» باید بگویم که سخن گفتن از زبان کار دانشمندان و دانشگاهیان است و چه خجسته. امّا آن گاه که پای سیاست و قیمومیت به میان آید و فقیه الّغه جای عالم اقتصاد بنشیند زیان بزرگ آن جاست و باید ترسید از عاقبت گرایشات از این دست در فرهنگستانی که دراو گرچه اندک اند، امّا اعضایی هستند که حتّی یک جلد کتاب تألیفی مستقل ندارند و نام نمی برم.

    ترکیب فرهنگستان ما هیچ ربطی به ترکیب فرهنگستان جایی چون فرانسه ندارد. کجا اوژن یونسکوی ما (مثلاً بگوییم اکبر رادی مثلاً ) در فرهنگستانمان راه داشته؟

    کودکی را می شناسم که زبان مادری مادر و پدرش را نمی داند. پارسی را مانند آدمک های تنک مایه ای سخن می گوید که در تلویزیون می بیند. به پانزده سالگی نرسیده کلاس انگلیسی اش تمام شده و سترگ ترین متنی که در آن زبان خوانده کاتالوگ یک وسیله برقی خارجی است که در خانه شان آمده. و امروز معلومش نیست که چرا بر خود فرض می داند که در کلاس فرانسه نام بنویسد و مثلاً بداند که در سال «دو میل کتورز» زندگی می کند و «لیل» در شمال است و «مونپلیه» در جنوب و شکمش از نان مسافرکشی سیر می شود و کن و سولقان را نشناخته، «کن» و «آوینیو» را نیک مجسّم می کند. این کودک هرگز چیزی از اعلامیه یونسکو یا بند پانزده قانون اساسی نخواهد شنید. او نومیدانه تعمیرکار محصولات الکترونیکی یک شرکت خارجی در تهران خواهد شد. و هرگز نخواهد دانست که چرا در باطن از پارسی متنفّر است.

  4. 4

    مهتاب

    حفظ لهجه ها و گویش ها و زبانهایی که در مرزهای ایران عزیز تکلم میشوند بسیار مهم است و هیچ عقل سلیم و منطق متعادلی مخالفتی با این فقره ندارد و تفکرات افراطی اشخاصی نظیر مستوفی هم فقط منتهی به ترویج نفاق بین اقوام ایرانی خواهد شد اما تسلط و آگاهی بر زبان فارسی که طبق اصل ۱۵ قانون اساسی نقطه اشتراک همه اقوام ایرانی است در بسیاری از اقوام ایرانی فراموش شده بنده سالها در شهرهای کرد زبان و ترک زبان کار کرده ام و به کرات لیسانسه هایی را دیده ام که معانی لغاط بسیار ابتدایی فارسی را نمیدانسته اند و به علت رفتارهای سلبی و خشن دولت پهلوی یک نوع فارسی ستیزی در بین اهالی این اقوام جاری است و نیازمند اقدامات فرهنگی در جهت آشتی دادن این عزیزان با زبان فارسی و ایجاد الفت زبانی هستیم

  5. 5

    حسین احمدی

    ای کاش استاد ارجمند و دیگر استادان و بزرگان کشور جوابی نیز به آقای مصطفی بادکوبه ای میدادند که شمشیر از رو بسته و گستاخانه به جنگ عرب زبانان رفته است.مگر بنا به فرموده استاد _که بجا،سخته و سنجیده است_عرب زبانان ایران نیز همانند ترک زبانان و دیگر اقوام شریف و نجیب ایرانی در تقویت زبان فارسی سهیم نیستند؟پس چرا آقای بادکوبه ای در مجامع گوناگون و در حضور تحصیل کردگان تنها هنرش که همان هتاکی به اعراب و اسلام است را عرضه می کند و نه تنها جوابی درخور نمی یابد که از سوی گروهی هم فکر یا درست تر بگویم بی فکر مثل خورش تشویق می شود؟

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2016 Developed By Nasour Naghipour