مجله فرهنگی و هنری

مدیر و سردبیر
علی دهباشی

طرح اصلی روی جلد
مرتضی ممیز

خوشنویسی روی جلد
محمد احصایی

شعر از
مهدی اخوان ثالث

فاكس موقت
88958697
تلفن همراه
09121300147

ایمیل سردبیر
dehbashi.ali@gmail.com

ایمیل مجله
info@bukharamag.com

مجله بخارا در اینترنت
bukharamag.com

تهران صندوق پستی
۱۵۶۵۵-۱۶۶

جستجو در بخارا

Loading

شاعران و نویسندگان افغانستان در شبی از شب‎های بخارا / زهرا ناطقیان

afganestan 50-70

 

عصر سه شنبه ۲۰ بهمن ، شب شاعران و نویسندگان افغانستان با همکاری بنیاد ملت ، گنجینه پژوهشی ایرج افشار ، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی و مجله بخارا در کانون زبان پارسی برگزار شد .

در ابتدای این جلسه فیلم سخنرانی دکتر حورا یاوری در شب ادبیات افغانستان که در ۱۹ فروردین ۱۳۸۶ در خانه هنرمندان ایران برگزار شده بود پخش شد.

علی دهباشی با اشاره به گستردگی جغرافیایی و تاریخی زبان فارسی و اشتراکات فرهنگی و زبانی ایران و افغانستان از لزوم برگزاری چنین شبی می گوید .

نخست یاد می کنم از زنده یاد کریم اصفهانیان که بیش از نیم قرن از عمر شریف خود را در خدمتگزاری زبان فارسی و فرهنگ ملی ایران گذراند و سپس یاد می کنم از زنده یادان دکتر محمود افشار و ایرج افشار که از روز اول تأسیس این بنیاد توجه خاصی به مراکز فرهنگی ، ادبی و دانشگاهی افغانستان داشتند و در تمام دوره انتشار مجله آینده چه دوره مدیریت دکتر محمود افشار و چه دوران ایرج افشار همواره این نشریه محل چاپ آثار نویسندگان ، پژوهشگران و شاعران افغانستان بوده است .

شادروان کریم اصفهانیان

شادروان کریم اصفهانیان

سپس باید یاد کنم از کوشش های قلمی و قدمی دکتر چنگیز پهلوان که از سال ۱۳۸۵ تا این اواخر بطور مستمر با نگارش صدها مقاله و سخنرانی در شناساندن تاریخ ، ادبیات ، فرهنگ و جنبه های مبارزاتی و ضد استعماری ملت افغانستان آنهم در سالهای سیاه اشغال افغانستان توسط شوروی ها و پس از آن نقش مهمی داشتند . سپس از دکتر نصرالله پور جوادی که چه در دوران ریاست مرکز نشر دانشگاهی و چه پس از آن در دوران عضویت در فرهنگستان همواره بر حقانیت فرهنگی مردم افغانستان یادآوری های مؤثر فرمودند ؛ دکتر پور جوادی بنیان گذار نخستین سمینارهای جهانی زبان فارسی در دوران مدیریتش در مرکز نشر دانشگاهی بود . این گردهمایی های علمی پس از سالها سکوت آغازگر فعالیت هایی با موضوعیت زبان فارسی در ایران ، افغانستان ، تاجیکستان ، هند و پاکستان شد . با یک نگاه به کتاب هایی که مجموعه این سخنرانی هاست پی به اهمیت کار عظیم دکتر پورجوادی می بریم . بخصوص در دعوت و همکاریهای علمی و پژوهشی با دانشمندان افغانستانی ، تاجیک ، هندی و پاکستانی .

علی دهباشی از نشر آثار نویسندگان و شاعران افغانی در کِلک و بخارا می گوید

علی دهباشی از نشر آثار نویسندگان و شاعران افغانی در کِلک و بخارا می گوید

و اما ما ، یعنی مجله کلک و بخارا که ادامه دهنده سنت فکری و ادبی نشریات معتبر سخن ، یغما ، راهنمای کتاب و آینده بوده ایم ، از همان روز نخست شماره اول مجله کلک ، به ارشاد و راهنمایی استادان زنده یاد دکتر غلامحسین یوسفی و زنده یاد عبدالحسین زرین کوب ما را متوجه اهمیت پرداختن به جغرافیای فرهنگی زبان فارسی نمودند و حفظ ، توسعه و گسترش زبان فارسی را به عنوان اصل اول مجله برگزیدم و این اصل را در مجله بخارا ادامه دادیم . و در طول دوران انتشار ، یعنی ۲۵ سال تا به امروز تنها و تنها نشریه فارسی در ایران بودیم که ناشر آثار نویسندگان ، شاعران و پژوهشگران افغانستانی بودیم . ما در کلک و بخارا به حوزه جغرافیای تاریخی زبان فارسی می اندیشیم و به مرزهای سیاسی بین کشورهای فارسی زبان اعتنا نداشتیم . زیرا معتقدیم پیوندهای عمیق تری وجود دارد که فراتر از مرزهای سیاسی ما را بهم نزدیک می کند . گستردگی جغرافیایی و تاریخی زبان فارسی آنچنان پهناور و گسترده است که از یک سو امیرخسرو دهلوی و اقبال لاهوری و از سوی دیگر سنایی غزنوی ، مولانا جلال الدین بلخی ، خواجه عبدالله انصاری و از یک سوی دیگر رودکی ، ابن سینا و نظامی و از سوی دیگر فردوسی ، حافظ ، سعدی و خیام را در خود پرورانده است . این ستاره های درخشان زبان فارسی به همراه صدها شاعر و نثرنویس دیگر بر بستر چنین جغرافیای تاریخی زبان فارسی برای ما و جهانیان یادگارهای هزار ساله و هفتصد ساله و ششصد ساله باقی گذاشته اند ، در چنین شرایطی است که ما خود را موظف می دانیم گامهای مؤثر تری برای شناساندن و آشنایی های عمیق تر از یک دنیا مشترکات زبانی و فرهنگی برداریم و امشب مفتخریم که این اجتماع فرهنگی را از نویسندگان و شاعران برجسته افغانستانی تشکیل دادیم .

همانطور که پیش تر اشاره کردم امشب می خواهیم بیشتر سروده ها و آثار نویسندگان معاصر افغانستان را بشنویم اما حضور چند تن از استادان در جلسه امشب که به افتخار دوستان افغانستانی آمده اند باعث شد تا دقایقی از جلسه امشب را به صحبت ها و خیر مقدم گویی و ابراز خوشحالی آنها اختصاص بدهیم . از دکتر افتخار حسین عارف که از شاعران برجسته معاصر پاکستان هستند و در حال حاضر ریاست مؤسسه فرهنگی اکو را بر عهده دارند و سالها ریاست فرهنگستان زبان و ادب پاکستان را بر عهده داشتند دعوت می کنم که صحبت هایشان را آغاز کنند .

photo_2016-02-10_22-37-40


ادامه مطلب

شب شاعران و نویسندگان افغانستان

afganestan 50-70

با حضور : رهنورد زریاب، محمد افسر رهبین،یامان حکمت،یعقوب یسنا،کاوه جبران،مجیب مهراد، نجیب بارور،رامین مظهر،وکیل کوهسار

در این شبِ شاعران و نویسندگان افغانستان، شعرخوانی و داستان خوانی داریم به همراه اجرای موسیقی و نمایش فیلم مستند. و نمایشگاه عکس نیز بر پا خواهد بود.

گفتنی است که پیش از این مجله بخارا شب ایران و هند، شب ایران و لهستان و شب ایران و ژاپن را برگزار کرده است.

سه شنبه ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۴ ساعت ۵ عصر

خیابان ولیعصر، سه راه زعفرانیه، خیابان عارف نسب، شماره ۱۲ ، کانون زبان فارسی

 

شب نوین افروز برگزار شد/ پریسا احدیان

40b98454-fb7f-472b-8689-73d0a84afc04

عصر سه شنبه، سیزدهم بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و نود و چهار، مدرسۀ ایتالیایی «پیترو دلا واله» با همراهی بنیاد ملت و مجلۀ بخارا در دویست و بیست و نهمین نشست از مجموعه جلسات شب های بخارا، میزبان شب « نوین افروز»، پیانیست و نقاش و شاعرایرانی بود.

در ابتدای جلسه علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به بیوگرافی کوتاهی از نوین افروز پرداخت:

“نوین اسماعیلی افروز پیانیست و شاعر و نقاش در سال ۱۳۲۰ خورشیدی در تهران زاده شد. سپس به همراه خانواده اش به شهر میلان ایتالیا مهاجرت کرد. تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسۀ فرانسوی های میلان گذراند و در کنسرواتوار «جوزف بورلی» میلان دیپلم موسیقی گرفت. همینطور در کلاس های مایکل آنجلی، بزرگترین پیانیست آن دوران شرکت کرد. سپس به کنسرواتوار ژنو برای تحصیلات تکمیلی رفت. وی کنسرت های بسیاری در دنیا برگزار کرده است. او چند سال پس از انقلاب به ایران بازگشت و اولین برگزار کنندۀ کنسرت پیانو در تالار وحدت بود. نوین افروز شاعر و نقاش توانایی است که اکثر نقاشی های خود را با رنگ های طبیعی از جمله زعفران، اسفناج، لبو و… رنگ آمیزی می کند.

photo_2016-02-03_07-52-06

جوایز و افتخارات ایشان عبارتند از:

-عضو دائمی فستیوال لوگاندی سوئیس

-از اعضای هیئت داوران مسابقه های جهانی برترین پیانسیت ها

-دارای جایزۀ صلح آلبرت انیشتن

-نشان افتخار بین المللی رم

– جایزۀ سنت ولتین طلایی

جایزۀ برترین فعالیت های فرهنگی زنان سازمان ملل متحد

در بخش آثار ایشان می توان به:

  • ساخت قطعات بسیار برای پیانو و کوئیست دوئت-پیانو و ارکستر و گروه کر و سازهای ایرانی
  • -اجرای قطعات کلاسیک از بتهوون و چایکوفسکی و شوپن و …
  • -کتاب های شعر «امید صلح»، «انعکاس»، «شبنم» و «نمایی از ایتالیا»

-نقاشی هایی با استفاده از رنگ هایی طبیعی و چاپ این آثار در تقویم سال ۲۰۱۶ میلادی ”

علی دهباشی در شب نوین افروز

علی دهباشی در شب نوین افروز

پروفسور کارلو چرتی نیز به میهمانان حاضر در جلسه خوشامد گفت و ادامه داد:

“امشب شب نوین افروز است. اولین مسأله برای من شبی از نزدیک ترین دوستانم در این مملکت است. از دو سال گذشته برای این شب برنامه ریزی کردیم و بالاخره امشب این برنامه اجرا شد. متأسفانه آقای سفیر تشریف نیاوردند. درهفتۀ آینده هیئت یک شرکت ایتالیایی به اینجا می آیند و کار سفیران اول سیاست و بعد از آن اقتصاد است و اگر فرصتی پیدا کنند به فرهنگ می پردازند. نوین افروز موسیقیدان و نوازندۀ مهم پیانو در ایران هستند. هم ایتالیایی هستند و هم ایرانی! وی از شاگردان مهم مایکلانجلی مهمترین نوازندۀ پیانو در ایتالیا در قرن بیستم ما است. ایشان شاعر و نقاش و آهنگساز و یک انسان کامل در زمینه های مختلف هنر هستند.

پروفسور کارلو چرتی و علی دهباشی

پروفسور کارلو چرتی و علی دهباشی

در بخشی دیگر تیتزیانا چرتی بخشی از سروده های ایتالیایی پیانیست ایرانی را برای حاضرین خواند.

در ادامۀ این جلسه، نوین افروز اشعار خود را به زبان ایتالیایی وعلی دهباشی متن فارسی آن ها برای میهمانان مدرسۀ ایتالیایی پیترو دلا واله، خواندند:

 

“۱- ونیس بعد از اجلاس سران ۱۹۸۷

 

آبهای لاگونای ونیز

دوباره لالایی خود را می سرایند

اکنون رها شده اند

از نمایش تسلیحات نظامی

که تجاوز کرده بودند

به آن آب های آرام متین

 

فریاد سنگ های کهنش

به آهی تبدیل شده

اکنون که «سران» رفتند

واگذار کردند به آّبها

«حکم پایان دنیا را»!

شعرخوانی نوین افروز

شعرخوانی نوین افروز

۲- یک فریاد از دور:

برف می ریزد پر پر در سکوت

با یک فنجان چای در دست و یک موسیقی دلنشین

از منظره لذت می برم

فریادهای جنگ و ویرانی

اینجا، خیلی محو شنیده می شوند

با ملاحظه

بی عدالتی و دسیسه های بین المللی

جنایات انسان ها

در اینجا خبری از آن ها نیست

جرقه های آتش بخاری

خاکستر نمی شوند

مثل صدای انفجار سلاح های لعنتی!”

نوین افروز و تیتزیانا چرتی

نوین افروز و تیتزیانا چرتی

سپس فیلم مستند «نت های شاعر نقاش » به کارگردانی مریم اسلوبی، عکاس و مستند ساز به نمایش در آمد. مستندی از زندگی نوین افروز که در بخش شعر خود را تحت تأثیر اشعار بودلر می داند و از خاطرات و اجراهای بین المللی پیانو و نقاشی های خود با رنگ های طبیعت و شعر صلحش، سخن می گوید.

photo_2016-02-03_07-51-11

پایان بخش این نشست، اجرای قطعاتی با پیانو، توسط نوین افروز برای میهمانان شب خود بود…

نوین افروز قطعاتی را از شوپن نواخت

نوین افروز قطعاتی را از شوپن نواخت

 

photo_2016-02-03_07-57-40

photo_2016-02-03_07-56-48

photo_2016-02-03_07-57-26

photo_2016-02-03_08-01-46

  • عکس ها از : مریم اسلوبی

یاد یار مهربان /شب بیستمین سالگرد درگذشت دکتر محمد حعفر محجوب

mahjoob 50-70 (4)

 

عصر دوشنبه، دوزادهم بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و نود و چهار، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار به همراه گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی ، بنیاد ملت و مجلۀ بخارا، در دویست و بیست و هشتمین نشست از مجموعه شب های بخارا، میزبان شب « محمد جعفر محجوب» پژوهشگر فرهنگ و زبان ادبیات فارسی بود.

در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمانان حاضر در جلسه بخشی از سخنان دکتر محجوب را قرائت کرد:

علی دهباشی بخشی از سخنان دکتر محمدجعفر محجوب را می خواند - عکس از مریم اسلوبی

علی دهباشی بخشی از سخنان دکتر محمدجعفر محجوب را می خواند – عکس از مریم اسلوبی

“والا ! ما اولا کی هستیم که پیام داشته باشیم. ثانیا چه پیامی! مردم دنبال کار و زندگیشان هستند. بنده چه بگویم ما اینجا هستیم، هیچ منتی هم بر سر کسی نداریم. یک چیزهایی یاد گرفته ایم تازه منت پذیر آن بزرگانی هستیم که این ها را به ما یاد داده اند. سعی می کنیم تا آنجا که ممکن است این ها را به دیگران منتقل کنیم و وام به گردن خودمان نگیریم و من امیدوارم که هموطنان در داخل کشور و ایرانیان خارج کشور هیچگاه ایرانی بودن خود را فراموش نکنند. این حرف به معنای آن نیست که می شود ایرانی بودن را فراموش کرد. نخیر! نمی شود! حتی بابت نمی دانم تخم ژاپنی و آش رشته هم که شده، فراموش نمی شود. ما ایرانی زاده شدیم و هر جا که باشیم ایرانی هستیم و ایرانی هم از دنیا می رویم. اما در اینجا باید رفتاری داشته باشیم که نمونۀ یک ایرانی شایسته و سربلند باشد. طوریکه وقتی دیگران ما را می بینند فکر کنند همۀ ایرانی ها همینطورند. حالا ممکن است عده ای علمی نداشته باشند، فضل و کمالی نداشته باشند ولی آن اصاالت ایرانی ، آن پدر، مادر داری ایرانی، آن بفرما زدن و حس جوانمردی که خاص ایرانیان است. بیخود نیست که معتقدند اصل جوانمردی از ایران سرچشمه گرفته است. اینکه هست به قول ضرب المثل شیرازی:”از اسب افتاده ایم، از اصل که نیفتاده ایم.” امیدوارم، ما که اینطرف هستیم لااقل رفتارمان طوری نباشد که اسباب سرشکستگی شود بلکه در هرجا که هستیم و به هر طریقی که انجام وظیفه می کنیم آدمی باشیم نمونه، طوری که به ایرانی ها مثل بزنند.”

شب مجمد جعفر محجوب - عکس از متین خاکپور

شب مجمد جعفر محجوب – عکس از متین خاکپور

نخستین سخنران جلسه، دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، سخنان خود را با یادی از دوران جوانی خویش و محمدجعفر محجوب، چنین اغاز کرد:

“از مرحوم محمد جعفر محجوب دوست بسیار عزیز قدیمی ما: دوستی ما به شصت سال سر می زند آن زمانی که همگی جوان بودیم و به دنبال فرهنگ و شعر همدیگر را پیدا می کردیم. دوران خوش جوانی انباشته بود با فضای باز سیاسی بعد از جنگ بین الملل و ما خوش داشتیم که باهم بنشینیم وشعر بخوانیم. دوران بی غمی و سبک مایگی به هر حال گذشت. یاد می آورم معاشرت های متوالی و پی در پی با چند دوست که حداقل هفته ای یکبار همدیگر را می دیدیم. از آن جمله مرتضی کیوان، محمد جعفر محجوب، بنده وناصر نظمی و چند نفر دیگر که واقعا یک دوران خوبی بود. دورانی که ما فکر می کردیم ایران خود را بازیافته و به آزادی رسیده و باید قدر بدانند و به هر صورت گذشت. معاشرت های متوالی که با مرحوم محمد جعفر محجوب داشتیم. همیشه ایشان خوش سخن و مجلس را به دست می گرفت و حافظۀ بسیار قوی که بخصوص با این حافظه مقدار زیادی شعر از حفظ داشت. از جمله حافظ. به عنوان حافظ شناس و شیفتۀ حافظ در هر مجلسی که بودیم غزلی از حفظ می خواند. با آن حافظۀ خاص و صدای آرام و خوش. این بود که مصاحبت های طولانی من به یاد دارم گردش های متوالی و یاد از آینده که تصور می کردیم آینده از آن ما خواهد بود. آیندۀ درخشانی خواهد بود همراه با آزادی و قدرشناسی و ذخایر فرهنگی کشور ، همراه با جدی بودن. گذشت آن دوران و سپری شد مثل همۀ کسانی که روی آینده حساب می کنند و حسابشان کاملا درست در نمی آید ولی همیشه امید برقرار است. امید، گرانبهاترین عطیه ای است که شامل حال بشر می شود و اگر نمی شود با واقعیت کنار آمد با امید همیشه می شود. دیگر سخنی ندارم باید بگویم : یاد باد آن روزگاران یاد باد!”

دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن - عکس از متین خاکپور

دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن – عکس از متین خاکپور

سخنران بعدی این نشست دکتر محمد اسلامی از دوران کودکی مصحح امیرارسلان سخن گفت:


ادامه مطلب

بخارا و یادنامه بیستمین سالگرد دکتر محمد جعفر محجوب

JELD 110 50-70در آستانۀ بیستمین سالگرد خاموشی استاد دکتر محمد جعفر محجوب، یادنامه‎ای مفصل با آثاری از : دکتر شفیعی کدکنی، نصرالله پورجوادی، ایرج پارسی نژاد، فرخ غفاری، ایرج افشار، ترانه مسکوب، نجف دریابندری و …که شامل نامه‎ها و عکس‎های منتشر نشده‎ای از دکتر محجوب نیز هست ، در یکصد و دهمین شماره مجله بخارا منتشر شده است و از فردا یکشنبه ۱۱ بهمن در دکه‎های روزنامه فروشی و کتاب‎فروشی‎ها در دسترس علاقمندان قرار دارد

با هم مروری می‎کنیم بر فهرست این شماره مجله بخارا:

ادبیات فارسی

نخستین تجربه‌های هنر نقالی/ محمدرضا شفیعی کدکنی

درباره نام کتاب مثنوی/ محمدعلی موحد

نقد ادبی

بودلر و آگاهی از مرگ/ مارک ایگلدینگر/ سعیده مرادی

معماری

نگاهی تطبیقی به پاریس قرن نوزدهم و اصفهان عصر صفوی/ داریوش شایگان    

تاریخ معاصر

به یاد هما ناطق/ محمدرضا شفیعی کدکنی

تاریخ نشر

تاریخ نشر کتاب در ایران (۳۴)/ عبدالحسین آذرنگ

یادنامه محمدجعفر محجوب

سالشمار زندگی و آثار محمدجعفر محجوب

به یاد استادی که رفت/ احمد مهدوی دامغانی

یاد آن راوی شیرین‌گفتار/ ایرج پارسی‌نژاد

دوست من،‌ امیر محجوب/ نجف دریابندری

باز شرح آن هجران و آن خون جگر!/ محمد استعلامی

چند نامه از دکتر محمدجعفر محجوب/ محمد استعلامی

در هواپیما با عبید/ نصرالله پورجوادی

یادی از دوست/ ایرج افشار

بزرگداشت دوستی ادیب و فرزانه/ شاهرخ مسکوب

مردی با ویژگی‌های متضاد/ نادر نادرپور

محجوب، مرتضی کیوان و حزب توده/ حسین جعفری

یاد باد آنکه…/ اقدس ذوالفنون

ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست/ سید عسکر موسوی کابلی

خاطراتی از دکتر محجوب در گفتگو با مهدی نوریان/ مجید زهتاب

درباره دکتر محجوب (گفتگو با ه‍. الف. سایه)/ میلاد عظیمی

سپاس از محجوب/ محمدرضا محجوب

پدرم،‌ محمدرضا محجوب/ شهرزاد محجوب

گرمی طبع و لطف سخن/ امیررضا مغربی

گفتگو با محمدجعفر محجوب/ فرخ غفاری

آخرین دیدار و گفتگو با استاد محمدجعفر محجوب/ ناصر زراعتی

پای صحبت استاد محمدجعفر محجوب/ بهرام گرامی

قصیده، قدیم‌ترین قالب شعر فارسی/ محمدجعفر محجوب

نظر اجمالی به سیر عشق در شعر فارسی/ محمدجعفر محجوب

هشت پیکر و هفت پیکر/ محمدجعفر محجوب

یاد و یادبود

هما ناطق، بانوئی از دیار فرزانگان/ مسعود میرشاهی

گفتگو با دکتر هما ناطق/ علی دهباشی

معرفی کتاب

معرفی کتاب «ایران در تاریخ جهان» نوشته ریچارد فولتز/ سیما سلطانی

چاپ دوم کتاب «سیری در هنر ایران»

در دریای معرفت،دیدار و گفتگو با نصرالله پورجوادی/ پریسا احدیان

poorjavadi 50-70

صبح روز پنجشنبه، هشتم بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و نود و چهار، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با همراهی کتابفروشی آینده و مجلۀ بخارا در چهل و پنجمین نشست از مجموعه جلسات کتابفروشی آینده، میزبان دکتر نصرالله پورجوادی بود.

دکتر پورجوادی متولد سال ۱۳۲۲ خورشیدی در شهر تهران است. پس از اتمام دورۀ متوسطه برای ادامۀ تحصیل به کشور آمریکا عزیمت کرد و در سال ۱۳۴۵ از دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو در رشتۀ فلسفه مدرک کارشناسی گرفت. وی مقطع کارشناسی ارشد و دکتری تخصصی را در همین رشته به ترتیب در سال های ۱۳۵۰ و ۱۳۵۷ در دانشگاه تهران به پایان برد. دکتر پورجوادی طی سال های ۱۳۵۱ تا ۱۳۶۳ استادیار فلسفه ، منطق و عرفان اسلامی در دانشگاه صنعتی شریف و طی سال های ۱۳۶۳ تا ۱۳۷۶ دانشیار فلسفه در دانشگاه تهران و از سال ۱۳۷۶ تاکنون استاد این دانشگاه بوده است. وی در سال ۱۳۸۷از دانشگاه تهران بازنشسته شد.

مسئولیت های پیشین و فعلی ایشان از قرار زیر است:

-رئیس مرکز تعلیمات عمومی دانشگاه صنعتی شریف

-مدیر عامل انتشارات دانشگاه صنعتی شریف

-عضوفرهنگستان زبان و ادب فارسی

-مدیر عامل بنیاد دانشنامۀ جهان اسلام

-رئیس مرکز نشر دانشگاهی و مدیر مسئول و سردبیر نشریۀ وزین نشر دانش

از ایشان ده ها مقاله به زبان های فارسی و انگلیسی منتشر شده است.

در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی با اشاره به سوابق میهمان جلسه در زمینه های پژوهشی و فرهنگی با مروری بر آلبوم عکس و خاطرات دکتر پورجوادی گفت:

“امروز جز صحبت هایی که در مورد کارهای دکتر پورجوادی خواهیم داشت به طور اختصاصی به مناسبت انتشار کتاب «دریای معرفت» که آخرین کتاب منتشر شده توسط ایشان است، گرد هم آمدیم.”

سپس دهباشی از دکتر پورجوادی و دکتر سعید کریمی دعوت کرد تا در نشستی به گفتگو بپردازند. مؤلف دریای معرفت در ابتدای سخنانش با یادی از ابوالحسن نجفی به سابقۀ همکاری خود با این مترجم بنام پرداخت و ادامه داد:

“آقای نجفی در تمام مدتی که من در مرکز نشر دانشگاهی مسئولیت داشتم با ما همکاری می کرد. او در مجلۀ لقمان که به زبان فرانسوی منتشر می شد با گروه فرانسۀ ما و شخص دکتر حدیدی همکاری می کرد و در ترجمۀ کتاب های بخش فرانسۀ مرکز نشر دانشگاهی بسیار کوشا بود. در مجلۀ نشر دانش هم گاهی ویراستار ارشد و در مورد چاپ کتاب ها جزو مشاورین ما بود. نجفی بنا به پیشنهاد ما روی کتاب «غلط ننویسیم» تحقیق داشت و آن را منتشر کرد. البته قبل از پیشنهاد ما کارهایی را در این زمینه انجام داده بود. این کتاب بعد از گذشت سال ها هنوز هم یکی از کتاب های موفق است. کارهایی که نجفی در حوزۀ عروض و زبان شناسی انجام داد او را به زبان شناسی تمام عیار مبدل ساخت. ما زبان شناسانی داریم که تئوری های این حوزه را خوانده اند و شاید حتی تحصیلاتشان هم به زبان های خارجی باشد، اما اصلا با متون زبان و ادبیات فارسی آشنایی ندارند، ولی نجفی آن گونه نبود. مرحوم نجفی با متون کلاسیک زبان فارسی انس داشت و آن ها را مطالعه و یادداشت برداری و از سابقۀ زبان فارسی استفاده می کرد و در همان غلط ننویسیم هم مشخص است که او چقدر بر پایه های زبان فارسی تسلط داشت. البته نگاه او به این متون و ادبیات کلاسیک زبان فارسی، فیلولوژیک (زبان شناختی) بود.”

دکتر سعید کریمی، دکنر نصرالله پورجوادی و علی دهباشی

دکتر سعید کریمی، دکنر نصرالله پورجوادی و علی دهباشی

دکتر پور جوادی به بخش ترجمه و آثار منتشر شدۀ ابوالحسن نجفی در این زمینه اشاره داشت و گفت:

“در زمینۀ ترجمه هم نجفی بدون اغراق یکی از بهترین مترجمان آثار زبان فرانسه به فارسی بود و چندین رمان را ترجمه کرد. ما بسیار جوان بودیم که کتاب های ژان پل سارتر را با ترجمۀ ایشان می خواندیم. گاهی که ایشان را می دیدم در حال ترجمۀ کتاب «خانوادۀ تیبوی دوگار» یا کتاب «ضد خاطرات» آندره مالرو بود و به من می گفت گوش کن ببین این جملاتی را که ترجمه کرده ام کدام بهتر است؟ و بعد آن ها را برای من می خواند؛ سه ترجمه با تغییرات متفاوت! و من می ماندم که کدام را انتخاب کنم چون یکی از یکی بهتر بود! او وقتی می خواست ترجمه کند، تمام امکاناتی را که ممکن بود برای بیان داشته باشد، در نظر می گرفت و سعی می کرد بهترین تعبیراتی را که می توانست در ترجمه به کار ببرد و با توجه به آشنایی عمیقی که با زبان فارسی داشت از امکانات این زبان برای بیان مقصود خودش استفاده می کرد و همۀ این ها فضائلی بود که به عنوان مترجم در مرحوم نجفی جمع شده بود.

پژوهشگر فلسفۀ ایران در مورد فعالیت های ابوالحسن نجفی در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی بیان داشت:

“می توانم به جرئت بگویم که در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی هم نجفی یکی از مؤثرترین افراد مفید فرهنگستان بود. به زبان فارسی عشق داشت و اگر می دید که رسانه ها و روزنامه ها و صدا و سیما، زبان فارسی را بد به کار می برند ناراحت می شد . به عقیدۀ من بهترین کسی که می توانست دربارۀ مشکلات و مسائل کنونی زبان فارسی در رسانه ها صحبت کند، ابوالحسن نجفی بود. فقدان نجفی به عنوان یک عالم، یک زبان شناس طراز اول و یک مترجم چیره دست، واقعا ضایعه است. خدایش بیامرزد.”


ادامه مطلب

دیدار و گفتگو با مینو مشیری/ ترانه مسکوب

 

moshiri

 

صبح پنجشنبه یکم بهمن ماه ۱۳۹۴، کتابفروشی آینده میزبان مینو مشیری بود. ابتدا علی دهباشی از خانم مینو مشیری تشکر کرد که دعوت کتابفروشی آینده و مجله بخارا را برای این دیدار پذیرفته است. و در ادامه افزود: طبعاٌ ما که در اینجا هستیم خانم مینو مشیری را می‎شناسیم اما بد نیست که مروری داشته باشیم بر کارنامه ایشان.

خانم مشیری تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ژاندارک و تحصیلات متوسطه و دانشگاهی را در انگلستان گذرانده و دارای فوق‌لیسانس در زبان و ادبیات فرانسه و فوق‌لیسانس در زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه اِکسِتر است

خانم مشیری پس از بازگشت به ایران به ترجمه کتاب‌های ادبی و تألیف و ترجمه مقاله‌های گوناگون و همکاری با نشریات روی آورد. ایشان طنزنویس هم هست و در سال ۱۳۸۴ جایزه اول طنز جشنواره مطبوعات را کسب کرد.

در مقام روزنامه‌نگار و منتقد فیلم در ۲۰۰۶ در جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو در سوئیس عضو هیئت داوران در بخش هفته منتقدان بود. همچنین در سال ۲۰۱۰ عضو هیئت داوران فیپرشی (فدراسیون بین‌المللی منتقدان سینمایی) در جشنواره بین‌المللی فیلم تسالونیکی در یونان، در سال ۲۰۱۱ عضو هیئت داوران فیپرشی در جشنواره بین‌المللی فیلم مستند در تسالونیکی، و عضو هیئت داوران فیپرشی در جشنواره بین‌المللی لوکارنو در سوئیس در سال ۲۰۱۳ بود.

با کتاب‎ها که آشنا هستید فقط من از باب یادآوری به آنها اشاره می‎کنم:

علی دهباشی از آثار ترجمه شده توسط مینو مشیری می گوید ـ عکس از متین خاکپور

علی دهباشی از آثار ترجمه شده توسط مینو مشیری می گوید ـ عکس از متین خاکپور

برادرزاده‌ی رامو از دُنی دیدِرو

نوت‌بوک و کوری از ژوزه ساراماگو که می‎دانید برنده نوبل ادبیات شد.

ژاک قضا و قدری و اربابش، از دٌنی دیدِرو

پی‌یر و لوسی، رومن رولان

خاکستر گرم، شاندور مارائی

آدلف، بنژامن کنستان

درون و ناخوانده، (نمایشنامه) موریس ماترلینک

داستان دو شهر از چارلز دیکنز

مجموعه نسل قلم که بیوگرافی‎های نویسندگان بزرگ را منتشر می‎کرد و ایشان مارکز، برنارد شاو، فلوبر و الکساندر سولژنیتسین را کار کرد و چندین کتاب دیگر.

ترجمه‎های خانم مشیری همیشه با استقبال رو به رو شده و به چندین چاپ رسیده اما رمانی که بیشترین استقبال از آن شده رمان کوری است که تا کنون به چاپ بیستم رسیده.

خانم مشیری در زمینه ترجمه از فارسی به فرانسه و انگلیسی نیز تجربیاتی دارند که بیشتر به ترجمه فیلم‌نامه و آثار سینمایی اختصاص یافته و تاکنون آثاری از داریوش مهرجویی، بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، عباس کیارستمی، رخشان بنی‌اعتماد، محسن مخملباف، کیومرث پوراحمد، ابوالفضل جلیلی و مجید مجیدی را به انگلیسی یا فرانسوی ترجمه کرده است. و برای مثال می‎توانم به رمان باغ بلور از محسن مخملباف اشاره کنم. و یا آقای بازیگر که زندگی عزت‌الله انتظامی به قلم هوشنگ گلمکانی است.

خانم مشیری در طی این سال‎ها با مطبوعات نیز همکاری گسترده‎ای داشته‎ است: مثل آدینه، دنیای سخن، جامعه سالم، تکاپو، گردون، کلک، بخارا، نگاه نو، ایران نیوز (انگلیسی)، اطلاعات، اطلاعات بین‌الملل (انگلیسی و فارسی) فصلنامه مترجم، ماهنامه فیلم، فیلم اینترنشنال (انگلیسی)، نقد و بررسی کتاب فرزان، و مدتی هم در روزنامه شرق ستون ثابتی داشتند با عنوان «بی‎تعارف». به جایزه ایشان هم در زمینه طنز اشاره کردم که در دومین جشنواره مطبوعات در حوزه شهری کسب کردند و داور جشنواره‎های متعدد فیلم هم بودند:

۲۰۰۵ – داور پنجاه و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو

۲۰۱۰ – داور فیپرشی پنجاه و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم تسالونیکی

۲۰۱۱ – داور فیپرشی در جشنواره بین‌المللی فیلم مستند تسالونیکی

۲۰۱۳ – داور فیپرشی در جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو

و پس از این معرفی، علی دهباشی از مینو مشیری و رضا جعفری، مدیر نشر نو، برای شروع این گفت و شنود دعوت کرد و به سنت معمول جلسات پنجشنبه‎ها از خانم مشیری خواست تا کمی از خودشان بگوید و این که چه شد به کار ادبی روی آوردند و بعد ترجمه. و از سال‎های خیلی دورتر که ما با ایشان آشنا نبودیم بگویند.

و مینو مشیری با اشاره به این که «آقای دهباشی با این معرفی که از من کردند حرف زیادی برای من باقی نگذاشتند و من اصولاً اهل خود زندگی‎نامه شرح دادن نیستم»، چنین ادامه داد:


ادامه مطلب

شب آرتور شنیتسلر برگزار شد/ پریسا احدیان

artur (1)

 

 

یکشنبه شب ، چهارم بهمن ماه سال یک هزار و سیصد و نود چهار، انجمن فرهنگی اتریش با همراهی بنیاد ملت و مجلۀ بخارا در دویست و بیست و هفتمین نشست از مجموعه شب های بخارا، میزبان شب «آرتور شنیتسلر»، داستان نویس و نمایشنامه نویس اتریشی بود. نویسندۀ نمایشنامه هایی چون: آناتول، رقص، باراسلوس، طوطی سبز، راه تنها، سرزمین وسیع، پروفسور برنهاردی و دو رمان: بئاتریس و ترزه، وقایع زندگی زن. داستان های کوتاه او شامل: مردن، برنا گارلن، ستوان گوستل، کور و برادرش، بازگشت کازانوا و فرار در تاریکی است.

علی دهباشی از برگزاری شب آرتور شنیتسلر می گوید

علی دهباشی از برگزاری شب آرتور شنیتسلر می گوید

در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمانان، از توماس کلویبر دعوت کرد تا جلسه را با بیان سخنانی به همراه ترجمۀ فارسی دکتر سعید فیروزآبادی  آغاز نماید.

توماس کلویبر با ابراز خرسندی از حضور علاقه مندان ادبیات اتریش به توضیح مختصری از بیوگرافی کارشناسان این نشست و برنامۀ این شب پرداخت:

“تشکر خاص من از آقای علی دهباشی سردبیر محترم مجلۀ بخارا است. ایشان از حامیان اصلی انجمن فرهنگی اتریش هستند و با نشریۀ خود، در جهت معرفی ادبیات اتریش به ما یاری رساندند. از دکتر فیروز آبادی هم بابت ترجمه سپاسگزارم. پس از خوانش متون به بحث و گفتگو خواهیم پرداخت. دو میهمان اصلی به استثنای آقای شنیتسلر ، جناب آقای حداد هستند که مجموعۀ داستانی را از او به فارسی ترجمه کردند. علی اصغر حداد متولد سال ۱۳۲۹ خورشیدی در قزوین یکی از نام آورترین مترجمین زبان آلمانی در ایران است که در انجمن فرهنگی اتریش در تهران نیز به تدریس زبان آلمانی مشغول است. در این برنامه مجموعه داستان «دیگری» اثر آرتور شنیتسلر که جدیدترین ترجمۀ اوست، معرفی می گردد.  ایشان علاوه بر آثار شنیتسلر آثار شتفان تسوایگ، راینر ماریا ریلکه، فرانتس کافکا و بسیاری از آثار دیگر را به زبان فارسی ترجمه کرده است.

توماس کلویبر به معرفی سخنرانان شب شنیتسلر پرداخت

توماس کلویبر به معرفی سخنرانان شب شنیتسلر پرداخت


ادامه مطلب

ابوالحسن نجفی نیز از میان ما رفت

با خبر شدیم که امروز جمعه دوم بهمن ۱۳۹۴ ابوالحسن نجفی چشم از جهان فروبست. استاد ابوالحسن نجفی اهل سخنرانی نبود اما در شب نصرالله پورجوادی از سخنرانان بود و با گرامی داشت یاد و خاطره اش مروری می کنیم بر این شب و  بر این سخنرانی.

 

ابوالحسن نجفی در شب نصرالله پورجوادی ـ عکس از متین خاکپور

ابوالحسن نجفی در شب نصرالله پورجوادی ـ عکس از متین خاکپور

 

  • عکس های ژاله ستار، مجتبی سالک و متین خاکپور از شب نصرالله پورجوادی و حضور ابوالحسن نجفی

و با گرامی داشت یاد و خاطره اش مروری می کنیم بر این شب و  بر این سخنرانی:

شب نصرالله پورجوادی

شب سفر در ایران برگزار شد/ پریسا احدیان

safar dar iran

 

عصر پنجشنبه، یکم بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و نود و چهار، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با همراهی گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، بنیاد ملت، انتشارات فرهنگسرای میردشتی، انتشارات کتاب خورشید و مجلۀ بخارا در دویست و بیست و ششمین نشست از مجموعه شب های بخارا، میزبان شب «سفر در ایران » بود.

در ابتدای جلسه علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمانان این نشست، در مورد مجموعۀ چهار جلدی سفر در ایران به کوشش منوچهر طیاب و فصل مشترک ایران شناسی و ایران پژوهشی ایشان با دکتر ایرج افشار گفت:

“سخنانم را با یاد و نام استاد ایرج افشار آغاز می کنم که که اگر در کنار ما بودند، بی شک یکی از شب های مورد علاقۀ ایشان بود زیرا عشقی که آقای منوچهر طیاب به این سرزمین و سفرهایی که به تمام نقاط ایران داشتند و با دوربین خود و کار عکاسی استاد اسعد نقشبندی و به ثبت رساندن این تصاویر به انجام رساندند؛ زنده یاد ایرج افشار با قلمشان به تنهایی این کار را انجام دادند. این عشق مشترک در کمتر محقق و پژوهشگری در زمان ما تا به این حد عمیق وجود داشته است. شاید ایرج افشار بیش از شصت سال با دکتر منوچهر ستوده تمام ایران را سفر کردند و به قول خودشان هیچ سوراخ و سنبه ای از این جغرافیا نبوده که سرک نکشیده باشند. یادشان را گرامی می داریم.”

علی دهباشی از ایرج افشار و سفرهایش می گوید

علی دهباشی از زنده یاد ایرج افشار و سفرهایش می گوید

وی به بیان کوتاهی از بیوگرافی منوچهر طیاب پرداخت و ادامه داد:

“مفتخر بودیم که یکی از شب های بخارا را به استاد طیاب اختصاص دادیم. همه ایشان را می شناسیم. متولد ۱۳۱۶ در تهران، منتقد فیلم و مترجم و عضو هیئت تحریریۀ مجلۀ ستارۀ سینما و فارغ التحصیل رشتۀ معماری در دانشگاه فنی وین در اتریش، فارغ التحصیل رشتۀ کارگردانی سینما و تلویزیون و طراحی صحنه از دانشکدۀ سینمایی آکادمی دولتی موسیقی و هنرهای نمایشی وین و نویسنده و کارگردان بیش از صد فیلم مستند و آموزش، مدرس رشتۀ سینما در دانشکدۀ هنرهای دراماتیک و تلویزوین تهران و سرپرست رشتۀ سینما توگرافی و عکاسی دانشگاه علوم ارتباطات و …. هستند. امشب گوشه ای دیگر از کارهای استاد طیاب را رونمایی خواهیم کرد و آن مجموعه ای چهار جلدی از سفر در ایران است. هر کدام از آن ها حوزۀ بزرگی از ایران پهناور ماست که در این چهار جلد استاد اسعد نقشبندی عکاس و مدیر تولید تمام این فیلم ها بودند. در مورد ناشرین این کتاب باید بگویم که آقای مسعود کازری مدیر کتاب خورشید و آقای مهدی میردشتی مدیر انتشارات فرهنگسرای میردشتی با دست خالی پای پروژه ای رفتند که یک وزارتخانه باید برود و این افتخاری است که بخش غیر دولتی ایران به عهده گرفته است و باید به این دو ناشر تبریک عرض کنیم و خوب می دانیم که وارد چه مخاطره ای شده اند تا بتوانند کار پنجاه سال استاد طیاب را به این نحو عرضه کنند. امیدورایم ایرانیانی که به فرهنگ و تاریخ و جغرافیای ایران علاقه مند هستند به این مجموعۀ کتاب توجه کنند و حداقل با تهیۀ این کتاب ها امکان ادامۀ حیات نشر برای این دو ناشر فراهم نمایند.”

سخنران اول جلسه خسرو سینایی از رابطۀ آشنایی شصت ساله اش با نویسندۀ کتاب سفر در ایران گفت:

“اگر بخواهم در مورد رابطۀ نزدیک شصت ساله ام با منوچهر طیاب که از منوچهر طیاب به منوچهر و از منوچهر به منو خان و کم کم منوجان تبدیل شد، بگویم؛ این داستان مثنوی هفتاد من کاغذ شود. اما امشب می خواهم در مورد مجموعۀ چهار جلدی سفر در ایران صحبت کنم. در مورد فیلم های طیاب هم صحبت نمی کنم چون بیش از صد فیلم ارزنده است که در مورد ایران ساخته است و بیان این موضوع وقتی مفصل و جداگانه می طلبد. اگر از من بپرسید طیاب کیست؟ با تکیه بر شصت سال شناخت پاسخ خواهم داد که فیلمساز تحصیل کرده ای که بر فیلمسازی تسلط دارد و جهان دیده است و فرهنگ شرق و غرب را به خوبی می شناسد و بر این اساس از روزنه ای تنگ به جهان نمی نگرد . سرزمینش و مردمان آن را عمیقا دوست دارد و بیش از پنجاه سال از عمرش را صرف آن کرده که از طریق ابزار کارش یعنی سینما، سرزمینمان و مردمانش را به خودمان بشناساند و برای آیندگان حفظ کند. به آنچه از نوشته هایم خواندم معتقدم. طیاب طی سال های درازی که می شناسمش همۀ انرژی جوانی خود را برای این کار گذاشت و در این سال ها او را کمتر در منزلش دیدیم. یا در کویر بود یا در کوه بود و یا در بیابان. خود من به عنوان فیلمساز، سفرهای زیادی به نقاط مختلف ایران داشتم و در واقع باید بگویم که یک سوم طیاب هم سفر نکردم و فیلمساز دیگری هم در ایران نمی شناسم که چون او تمام سختی ها را برای سفر و جمع آوری تصاویر تحمل کرده باشد. اما چرا این موضوع را با تأکید گفتم؟! چون معتقدم شاید بیش از هشتاد درصد مردم ما، ایران ما را نمی شناسند. از هر کسی بپرسید ایران را دوست دارد؟ پاسخ خواهد داد:”البته! من ایران را خیلی دوست دارم.”

می پرسیم:” ایران چیست و مردمش که هستند؟”

در اینجا باید تردید کنیم چون خیلی ها خواهند گفت که دوشهر بیشتر نرفته اند و مردم آذربایجان و خوزستان را می شناسند اما بیشتر خیر! اجازه دهید چند مثال بزنم و بگویم. یک فیلمساز به نقاط مختلفی از ایران سفر می کند. به یاد دارم سفری به اصفهان داشتم. نزدیک میدان نقش جهان از دور مجسمه ای را که در سفرهای قبل به این شهر ندیده بودم از پشت سر دیدم و بسیار کنجکاو شدم که تندیس کیست؟! از یک رهگذر اصفهانی هم سن و سال خودم که از لحن صحبتش متوجه شدم فرد باسوادی است، پرسیدم که این مجسمه سال ها پیش در این مکان نبود! گویا به تازگی در این مکان نصب شده است. این مجسمۀ کیست؟

گفت:”من نمی دانم ولی فکر می کنم فردوسی است.”

تعجب کردم و با خود گفتم که در اصفهان مجسمۀ فردوسی چه می کند؟ از ایشان تشکر کردم و نزدیکتر رفتم و دیدم که مجسمۀ استاد علی اکبر اصفهانی است. کسی که مسجد شاه را ساخته و یکی از بزرگترین معماران زمان خود بوده است. عجیب اینجاست که ما عادت داریم بگوییم شاه عباس مسجد را ساخت! درحالیکه شاه عباس شرایطی را فراهم کرد که هنرمندان زمان او توانستند کارهایی را انجام دهند. تنها ارزش کار او استفاده از قدرت خود برای فراهم نمودن شرایط بود نه خلق یک اثر هنری! این ها را هنرمندان زمانه ساختند و یک شخص ایرانی و اصفهانی الاصل آن شهر نسبت به تاریخ و شهرش و شخصیت های تاریخی امان بی تفاوت می گذرد.. شش سال پیش سفری طولانی به بیست شهر ایران و پژوهشی در زمینۀ خانه های تاریخی ایران و تناسبشان با اقلیم ایران (که البته این کتاب هنوز به چاپ نرسیده است) داشتم. از یکی از استان های دیگر برای سخنرانی در مورد همین تحقیق دعوت شدم تا سخنرانی کنم. گفتم من برای این استان نیستم. به این شهر رفتم و اولین جمله ام این بود که همه جای ایران سرای من است. حدود ششصد نفر در سالن بودند. گفتم که من در شهر شما بودم و در اینجا خانه های فاخر بسیار ارزشمندی وجود دارد. چند نفر از شما این خانه ها را می شناسید؟ باور کنید میان این جمعیت سه نفر دست بلند کردند و باقی هیچکدام از آثار تاریخی شهر خود اطلاعی نداشتند!

در مجموعۀ این کتاب ها طیاب در یک سفر طولانی به چهار قسمت ایران سعی کرده که تصویر ایران زمان ما را بسازد و برای آیندگان حفظ کند، آیندگانی که با اطمینان خاطر می توانم بگویم کمتر سند و مدرکی در اختیار دارند که بدانند ایران ما چه بود و ما چگونه زندگی کردیم؟! چنانکه ما از ایران ماقبل خود هیچ ندانستیم و بسیاری از نکات تاریخ و جغرافیای ما بصورت تحریف شده منتقل شد و وسیله ای برای شناخت نداشتیم. در اینجا یادی از فیلسوفی بزرگ می کنم که می گفت:”قرن بیست و یکم قرن تصویر است.” طیاب در کنار ساخت فیلم های سراسر تصویر، کتابهایش نیز پر از تصویر است. با خوانش این کتاب می توان فضا را شناخت. تصویری را از ایران برای خودش شکل می دهد که قبلا اصلا چنین تصویری وجود نداشته است.

خسرو سینایی از سالها دوستی با منوچهر طیاب حکایت می کند

خسرو سینایی از سالها دوستی با منوچهر طیاب حکایت می کند

در نیشابور دو فیلم ساختم: «سفر به تاریخ» و «ابر شهر پیر». در پایان فیلم ابر شهر پیر یک مرد نیشابوری ایستاده و می گوید:

-ما که جوان بودیم کارگر بودیم، از خارج می آمدند و این گودال ها را می کندند و اتاق های باستانی نیشابور را کشف می کردند و دیوارهایش را که پر از نقش و نگار بود برمی داشتند و با زحمت بسیار و مراقبت برای جلوگیری از آسیب ها، می بردند و کجا می بردند نمی دانم؟! اما شاید اگر به یکی از موزه های معروف دنیا بروید، در آنجا باشد.”


ادامه مطلب

دسته‌ها

بایگانی شمسی