مجله فرهنگی و هنری

مدیر و سردبیر
علی دهباشی

طرح اصلی روی جلد
مرتضی ممیز

خوشنویسی روی جلد
محمد احصایی

شعر از
مهدی اخوان ثالث

فاكس موقت
88958697
تلفن همراه
09121300147

ایمیل سردبیر
dehbashi.ali@gmail.com

ایمیل مجله
info@bukharamag.com

مجله بخارا در اینترنت
bukharamag.com

تهران صندوق پستی
۱۵۶۵۵-۱۶۶

جستجو در بخارا

Loading

شب « از طهران تا تهران»

 

tehran EMAIL

مجله بخارا با همکاری بنیاد فرهنگی اجتماعی ملت، مرکزدائره العمارف بزرگ اسلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و گنجنیه پژوهشی ایرج افشار شب « از طهران تا تهران» را برگزار می نماید.

در این شب استاد سید عبدالله انوار درباره باغ‎های تهران، دکتر ناصرتکمیل همایون درباره اودالاجان و مهندس کامران صفامنش درباره ساختار معماری تهران سخن خواهند گفت و فیلم مستند « چنارستان» ساخته هادی آفریده پخش می شود که به تاریخچه خیابان ولیعصر می پردازد.

شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۳ ـ ساعت ۵ عصر
خیابان ولیعصر، سه راه زعفرانیه، خیابان عارف نسب، شماره ۱۲، کانون زبان فارسی

«زبان فارسی بیدی نیست که به این بادها بلرزد»

bateni (1)

هفتمین نشست از دیدارهای صبح پنجشنبه‌های کتابفروشی آینده صبح نهم بهمن ماه ۱۳۹۳ با حضور استاد محمدرضا باطنی، زبان‌شناس، مترجم و نویسنده، برگزار شد.

پرسش اول درباره زندگی دکتر باطنی بود که وی در شرحی کوتاه چنین پاسخ داد:

« من در سال ۱۳۱۳ در اصفهان متولد شدم و تحصیلات ابتدایی را در سال ۱۳۲۶ در همین شهر تمام کردم اما به دلیل بیماری پدرم و مشکلات مالی که داشتیم هرگز به دبیرستان نرفتم و مجبور شدم از همان ۱۳ سالگی در بازار اصفهان پادویی کنم تا آن که توانستم به آموزشگاه شبانه بروم و در ۱۳۳۱ مدرک سیکل بگیرم و با مدرک سیکل به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمدم و پنج سال در دهات اصفهان معلمی کردم و باز هم به آموزشگاه شبانه رفتم تا سرانجام موفق شدم که در خرداد ۱۳۳۶ دیپلم ادبی بگیرم و راهی تهران شدم و به دانشسرای عالی فتم تا زبان انگلیسی بخوانم و چون شاگرد اول شده بودم با استفاده از بورسیه شاگرد اولی‎ها در مهر ۱۳۴۰ راهی انگلستان شدم. این راه ادامه داشت تا آن که در خرداد ۱۳۴۶ موفق به دریافت درجه دکترا در زبان شناسی همگانی و زبانهای باستانی از دانشگاه تهران شدم و در مهر ماه همان سال با عنوان استادیار زبان شناسی در گروه زبان شناسی مشغول به کار شدم و در دی ماه ۱۳۶۰ با تقاضای خودم از دانشگاه تهران با رتبه دانشیاری بازنشسته شدم. و بعد از بازنشستگی به ترجمه روی آوردم و بعد هم از ۱۳۶۴ در مؤسسه فرهنگ معاصر مشغول تدوین فرهنگ دو زبانه انگلیسی ـ فارسی شدم و این همکاری کماکان ادامه دارد.»

دکتر محمدرضا باطنی ـ عکس از متین خاکپور

دکتر محمدرضا باطنی ـ عکس از متین خاکپور

دکتر باطنی در پاسخ به این پرسش که چه کسی بر وی تأثیر گذاشت، گفت:


ادامه مطلب

رونمایی از کتاب « مردی که هیچ بود» برگزار شد

ahmadi Daneshgah EMAIL

مراسم رونمایی از کتاب « مردی که هیچ بود» و نقد و بررسی آثار مرتضی احمدی عصر سه شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۳ در تالار استاد باستانی پاریزی ـ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به همت انتشارات ققنوس، مجله بخارا و انجمن علمی تاریخ دانشجویان دانشگاه تهران برگزار شد.

در ابتدا علی دهباشی ضمن گرامیداشت یاد و خاطره مرتضی احمدی گفت :” ما پیش از این در زمان حیات زنده یاد مرتضی احمدی برای ایشان یک شب از شبهای بخارا را برگزار کردیم و در آن شب بهزاد فراهانی،سعید پورصمیمی و چند تن دیگر درباره ایشان سخنرانی کردند و فیلم مستندی از جواد آتشباری نیز به نمایش درآمد. در آن شب استاد نیز سخنرانی مبسوطی ارائه کردند اما امشب در غیاب او این مراسم برگزار می‎شود.

علی دهباشی

علی دهباشی

کتاب « مردی که هیچ بود» اثری است از ایشان که بعد از خاموشی او منتشر می‎شود. در اینجا باید از امیر حسین زادگان ، مدیر انتشارات ققنوس که در مجلس حضور دارد تجلیل کنیم که همواره مرتضی احمدی را در نگارش کتاب‎هایش مورد حمایت قرار می‎داد. و همین امر باعث شد که تا کنون شش کتاب از او منتشر کند: « کهنه‎های همیشه نو» که ترانه‎های تخت حوضی است ؛ « من و زندگی» که برگزیده خاطرات مرتضی احمدی است؛ « پرسه» که در احوالات تهران و تهرانی‎هاست؛ « فرهنگ بر و بچه‎های طرون» که برگزیده کلمات ویژه و ضرب‎المثل‎های تهرانی‎هاست و کتاب « پیش پرده و پیش پرده‎خوانی» و سرانجام « مردی که هیچ بود» . ”


ادامه مطلب

بخارا ۱۰۳ منتشر شد

JELD 103 EMAIL

یکصد و سومین شماره مجله بخارا با آثاری از محمدرضا شفیعی کدکنی، محمدرضا باطنی، ژاله آموزگار، داریوش شایگان، محمود دولت آبادی، کامران فانی، محمود امیدسالار، مسعود میرشاهی و … منتشر شد و از فردا صبح ( سه شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۳) در دسترس علاقمندان قرار دارد.

انتشار یادنامه‎ای برای سید محمد علی جمال زاده از ویژگی های این شماره مجله بخاراست.

با هم مروری داریم بر فهرست مطالب شماره ۱۰۳ :


ادامه مطلب

«زبان فارسی ریشه در جان و تن من دارد»

Goli taragi EMAIL

جلسه دیدار و گفتگو با گلی ترقی در کتابفروشی آینده ، صبح پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۳، با این پرسش آغاز شد که « خانم ترقی شما در جایی گفته‎اید که احتمالاٌ نویسندگی را از پدرم به ارث برده‎ام. تصویر او آن چنان در ذهنم قوی بوده که خواسته‎ام شبیه او باشم. »

گلی ترقی : بخشی از هنر در خانواده‏ ها ارثی است . خانواده‎هایی داریم ، مثل خانواده باخ، که همگی موسیقیدان‎اند. پدر من مجله ترقی را داشت و همیشه هم سر و کار من با مجله بود و کتاب و پدرم هم که خودش قصه‏ هایی می‎نوشت، قصه‏ هایی مخصوص خودش و گاهی مادرم عصبانی می‏ شد و به من می‏ گفت که حق نداری این قصه ‏ها را بخوانی. من هم که می‎خواندم. آن موقع روزنامه بود، مثلاٌ تهران مصور، بنابراین من مدام در روزنامه و مجله بودم و پدرم را می‎دیدم که نشسته است و می‎نویسد. البته من خیلی استعداد نویسندگی داشتم. انشاءهایی که می‏ نوشتم همیشه بیست بود. ریاضیاتم خیلی بد بود. در دو دنیا داستان این را نوشته ‏ام که کوچک هستم و به اتاق پدرم می‎روم و می‎بینم که پدرم نشسته و می‎نویسد، سرمقاله‏ های ترقی را که معروف بود همیشه خودش می‎نوشت. من هم نگاه می‎کردم و حروفی را می‎دیدم مثل مورچه . من را می‎نشاند کنار خودش و قلم را در جوهر فرو می‏ برد و شکل کلمات را به من نشان می‎داد. من می‎دیدم هر چی که هست در آن دوات جادویی است. و آن دوات برای من شده یک دنیا و به خودم می‎گفتم هر چی که من بخواهم آنجاست. پدرم را که رفت بیرون ، من نشستم و انگشتم را کردم در دوات و می‎زدم روی کاغذ، روی پیراهنم و می‎خواستم قصه بنویسم. با انگشتم آنچه را در مغزم بود به عنوان قصه می‎نوشتم یک دفعه صدایی را شنیدم و مادرم به من نهیب می‎زد که ببین دختر کثیف با خودت چی کار کردی؟ و مادرم یقه مرا از پشت گرفت و مرا برد حمام و پیراهنم را درآورد و این دوش را که باز کرد ، من دیدم ای وای این قصه‎ای را که من نوشته بودم آب برد. و برای من این اولین تجربه سانسور بود. و هنوز هم فکرم به دنبال آن اولین و احتمالاٌ بهترین قصه‎ای است که نوشتم. و فکر می‎کنم هر چی می‎نویسم برای پیدا کردن آن اولین و بهترین و کامل‎ترین قصه است.

گلی ترقی ـ عکس از جواد آتشباری

گلی ترقی ـ عکس از جواد آتشباری


ادامه مطلب

« ایران محکوم به پیشرفت است»

                                   

عصر سه شنبه ۳۰ دی ماه ۱۳۹۳ نشستی دیگر برای نقد و بررسی کتاب در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، تالار استاد باستانی پاریزی برگزار شد که به بحث و گفتگو درباره کتاب « خواب آشفته نفت» به قلم دکتر محمد علی موحد اختصاص داشت و مجله بخارا این نشست را با همکاری انجمن علمی تاریخ دانشجویان دانشگاه تهران و نشر کارنامه برگزار کرد.

در آغاز این نشست هانی مظفری نیا ، دبیر این انجمن به حاضران خیرمقدم گفت و سپس از علی دهباشی دعوت کرد تا این مراسم را رسماٌ آغاز کند.

مدیر مجله بخارا قبل از آن که به بحث جلسه بپردازد، یادی کرد از شادروان محمد زهرایی ، مدیر نشر کارنامه و از همگان خواست تا فاتحه‎ای برای او بخوانند و سپس درباره کتاب « خواب آشفته نفت» چنین گفت:

” تاریخ نگاری نفت و نهضت ملی شدن صنعت نفت تا پیش از انتشار « خواب آشفته نفت» ، مجموعه‎ای سه جلدی که اینک جلد چهارم ، دو مرحله کاملاٌ متفاوت است. بدون تردید مجموعه چهار جلدی « خواب آشفته نفت» تاریخ نگاری این دوره را دچار تحول عظیمی کرد. این جلد که « از قرارداد دارسی تا سقوط رضا شاه » را دربرمی‎گیرد ، به عبارتی جلد اول آن مجموعه سه جلدی به حساب می‎آید و یکی از دشوارترین کار تاریخ نگاری در نگارش این دوره هست که دکتر محمد علی موحد به خوبی از عهده آن برآمده است. خوشحال باشیم که دکتر موحد در کنار ماست و جز این دعایت نتوانیم کرد که رودکی گفت:« صد سال بزی، هزار سال بزی».

علی دهباشی، دکتر محمدعلی موحد، دکتر داریوش رحمانیان و کاوه بیات

علی دهباشی، دکتر محمدعلی موحد، دکتر داریوش رحمانیان و کاوه بیات


ادامه مطلب

« ایوان جان » رونمایی شد.

gazali
شب احمد غزالی صد و هشتاد و ششمین شب از شبهای مجله بخارا بود که با همکاری بنیاد فرهنگی اجتماعی ملت، مرکز دایره‎المعارف بزرگ اسلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، گنجینه پژوهشی ایرج افشار و انتشارات معین عصر شنبه ۲۷ دی ماه ۱۳۹۳ در کانون زبان فارسی برگزار شد که همراه بود با رونمایی از کتاب « ایوان جان» تألیف دکتر نصرالله پورجوادی.
علی دهباشی در ابتدای این مراسم اشاره کرد که این بار با وجه دیگر از کارها و پژوهش‎های دکتر پورجوادی در زمینه تصحیح متن رو به رو هستیم و آن انتشار گزیده آثار فارسی احمد غزالی است و به همین مناسبت از بهزاد میرزایی دعوت کرد تا شرح بیشتری از این پژوهش بدهد.

علی دهباشی

علی دهباشی

و بهزاد میرزایی به معرفی این کتاب پرداخت:
« من امشب به حضور شما رسیده ام تا در شب “احمد غزالی” جدیدترین عنوان مجموعه ی “گنج حکمت” را که به “گزیده ی آثار پارسی احمد غزالی” اختصاص دارد خدمت شما معرفی بکنم. اما پیش از آن، از آنجا که تصور می کنم تعدادی از شما با مجموعه ی “گنج حکمت” آشنایی قبلی نداشته باشید، بی مناسبت نمی بینم که مقدمتاً مختصری درباره ی این مجموعه صحبت کنم، به این امید که این مجموعه مورد پسند شما دوستان ادب دوست و ادب پرور واقع بشود و از طریق شما صدای ما به گوش آن دسته از علاقه مندان نا آشنا با این مجموعه برسد و بدین ترتیب بر تعداد دوستداران متون کهن ادب پارسی افزوده شود.
این توضیح را هم اضافه کنم که پیش از این ما برای دیگر عناوین محموعه ی “گنج حکمت” مراسم رونمایی برگزار کردیم و قصد داشتیم در مورد جدیدترین عنوان این مجموعه هم مراسم مشابهی را برگزار کنیم، اما با توجه به اینکه جناب دهباشی زحمت کشیدند و شب احمد غزالی را برگزار کردند و آخرین عنوان مجموعه ی گنج حکمت هم به این نویسنده اختصاص دارد، تصمیم بر این شد که از رونمایی جداگانه صرفنظر کنیم و کار را اینجا خدمت شما معرفی بکنیم.
حدود دو سال پیش، دوست یگانه ام جناب محمد شریفی، دبیر مجموعه این ایده ی ناب را مطرح کردند که: جالب خواهد بود اگر گزیده ای از شاهکارهای نثر فارسی بویژه آثار مهم صوفیه را که بعضاً کمتر شنیده یا خوانده شده اند در اختیار مخاطبان عام قرار بدهیم. این ایده را با من در میان گذاشتند و بعد فکر کردیم در زمانه ای که واقعیت های زندگی شهری مجال و حوصله ی چندانی برای خواندن باقی نگذاشته، شاید بد نباشد که در کنار گزیده ی متن یک لوح شنیداری هم منتشر بکنیم تا وسیله ای بشود برای جذب تعداد بیشتری از مخاطبان، به این امید که جادوی صدا و موسیقی، مخاطبان را ترغیب بکند به خواندن متن گزیده و بعد از آن، متن اصلی اثر مورد نظر.

بهزاد میرزایی

بهزاد میرزایی


ادامه مطلب

با کامران فانی درباره آینده کتاب و کتاب خوانی

fani
دیدار و گفتگو با کامران فانی چهارمین نشست از مجموعه دیدار با استادان بود که صبح پنجشنبه ۲۵ دی ماه ۱۳۹۳ در کتابفروشی آینده برگزار شد.
در این نشست دکتر سید مصطفی محقق داماد و دکتر داریوش شایگان و پروفسور کارلو چرتی از جمله حاضران بودند و کامران فانی در گپ و گفتی صمیمانه به پرسش‎ها پاسخ گفت.

کامران فانی ـ عکس از سارا رجب دوست

کامران فانی ـ عکس از سارا رجب دوست

اولین سئوال از کامران فانی طبیعتاٌ با کتاب و کتابخوانی مطرح شد و پرسیدند با توجه به دنیای اینترنت و مجازی و وجود کتاب‎ها در این دنیای مجازی و به صورت دیجیتال تهدیدی است برای کتاب و کتابخوانی و جای مطالعه کتاب را به شکلی که همیشه بوده خواهد گرفت؟
کامران فانی در پاسخ به این پرسش یادآور شد که اختراع خط پس از زبان مهم‎ترین کاری بود که انسان به آن دست زد. طبعاٌ خط میخی و خط تصویری اولین خط‎ها بود که نخستین بار در نینوا و به صورت گِل نبشته‎هایی کشف شد که لوحه‎هایی بود که در خمره‎ها گذاشته بودند و تعداد این گل نبشته‎‌‎ها اصلاٌ کم نبود ، تعدادشان زیاد بود به طوری که یک داستان کامل بر آنها حک شده بود ، داستان گیلگمش که به فارسی هم ترجمه شده. و همین گل نبشته‏ ها کتابخانه مشهور آشوربانی پال را تشکیل داد.


ادامه مطلب

جشن یکصدمین سالروز تولد م.ا.به آذین برگزار شد.

behazinEMAIL

 

شب محمود اعتماد زاده ( م.ا.به.آذین) صد و هشتاد و پنجمین شب از شبهای مجله بخارا بود که عصر سه شنبه ۲۳ دی ماه ۱۳۹۳ برگزار شد.

علی دهباشی درباره برپایی شب م.ا.به آذین چنین گفت:

« پیش از این محله بخارا شب‎هایی را برای اسماعیل فصیح، ابراهیم یونسی، جمال میر صادقی، جلال آل احمد و نجف دریابندری برگزار کرده است و امشب را که صدمین سالروز تولد محمود اعتمادزاده است به او اختصاص داده‎ایم.

به آذین در وجوه گوناگون و در عرصه‎های متفاوتی کار کرده ولی ما امشب در فرصت کوتاهی که داریم شاید بتوانیم به یک از وجه از زندگی او، وجه ترجمه‎‏ها و داستان‎نویسی و رمان‎‏هایش بپردازیم.

علی دهباشی ـ عکس از متین خاکپور

علی دهباشی ـ عکس از متین خاکپور

امیدواریم که فرصتی پیدا شود تا به دیگر جنبه‏ های زندگی او نیز در جلسات دیگری پرداخته شود و بدون شک ترجمه‏های به آذین از آثار نویسندگان مهم دنیا همچون بالزاک، شکسپیر، گوته، رومن رولان و شولوخف در ارتقای سطح ادبی در زبان فارسی نقشی انکارناپذیر دارد. به خصوص در حوزه ادبیات داستانی ایران. ترجمه‏ های او در این زمینه الهام بخش سه نسل از نویسندگان ما بوده است.»

سپس از توران میرهادی به عنوان سخنران اول دعوت کرد و خانم میرهادی درباره تأثیر به آذین بر خود چنین گفت: « من که در آن دوران دانشجویی بودم که سعی می‎کرد نظام‎های تعلیم و تربیت و در واقع کارهای درست را برای آموزش و پرورش انتخاب کند ، یکی از کارهایی که کردم این بود که رفتم پیش آقای اعتمادزاده تا بپرسم چه بکنیم که انسان تربیت بشود و در واقع انسان مقام خودش را در انسانیت به دست بیاورد و هدفش هدف بشردوستانه باشد، ایشان در واقع مرا در تمام طول سال‎هایی که کار کردم به طور مستقیم یا غیرمستقیم راهنمایی کرد. اولین چیزی که ایشان به من توصیه کردند، گفتند رقابت را از مدرسه بردار. و چنین شد که مدرسه فرهاد تأسیس شد و کودکستان فرهاد تأسیس شد و ما رقابت را از مدرسه برداشتیم. یعنی همه بچه‏ها به هم کمک می‎کردند برای این که پیشرفت بکنند و هیچ کس رقیب دیگری نباشد. و یکی از خوشحالی‎هایی که از نتیجه کارم نصیب من شد این بود که بچه‎های مدرسه فرهاد یاد گرفتند به هم کمک کنند و بعدها در هر کجای دنیا هم که بودند این آموزه را از یاد نبردند.»

توران میرهادی ـ عکس از سارا رجب دوست

توران میرهادی ـ عکس از سارا رجب دوست


ادامه مطلب

شب استاد استادان موسیقی برگزار شد

poortorab

صد و هشتاد و چهارمین شب بخارا برگزاری شب مصطفی کمال پورتراب با همکاری بنیاد فرهنگی اجتماعی ملت، دایره العمارف بزرگ اسلامی ، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، گنجینه پژوهشی ایرج افشار و خانه موسیقی عصر شنبه ۲۰ دی ماه ۱۳۹۳ بود.

در ابتدای این نکوداشت، علی دهباشی از استاد مصطفی کمال پورتراب تشکر کرد که دعوت مجله بخارا را برای حضور در این شب پذیرفته است و سپس در معرفی استاد پورتراب به طور اختصار چنین گفت:

« مصطفی کمال پورتراب سال ۱۳۰۳ در تهران به دنیا آمد. پدرش از افسران نظامی شوروی بود که بعد از انقلاب اکتبر سال ۱۹۱۷ به ایران آمد و ازدواج کرد. فرزند اول خانواده بود و در پنج سالگی پدرش یک فلوت برایش خرید و مصطفی با آن برای بچه‌های محله آهنگ‌هایی را که شنیده بود می‌نواخت. پس از آموختن مقدمات موسیقی سال ۱۳۱۸ وارد دوره شش ساله متوسطه هنرستان عالی موسیقی شد و تا سال ۱۳۲۴ که مدرک دیپلم را دریافت کرد، سازهای متنوعی نظیر فاگوت را از یاروسلاوبیزا، ویولن را از حشمت سنجری و عطاالله خادم میثاق و تار را از موسی معروفی فرا گرفت. وی هم‌چنین تئوری موسیقی ایرانی را نزد روح‌الله خالقی آموخت

پس از آن، به دلیل این که امکان تحصیل در دوره عالی آهنگسازی در هنرستان وجود نداشت، به طور خصوصی نزد پرویز محمود به فراگیری آهنگسازی پرداخت. او بعداً همین رشته را در هنرستان نیز ادامه داد و در سال ۱۳۳۹ فارغ‌التحصیل شد. او بعدها در سال ۱۳۴۶ دوره‌ای تکمیلی نیز در فرانسه گذراند.

پورتراب از ۱۳۲۴ تدریس موسیقی را آغاز کرد و در۱۳۴۰ سرپرستی یکی از ارکسترهای وزارت فرهنگ و هنر ایران را به عهده گرفت و در فاصله ۱۳۵۰ تا۱۳۵۲ مدیر هنرستان موسیقی ایران شد.


ادامه مطلب

دسته‌ها