مجله فرهنگی و هنری

مدیر و سردبیر
علی دهباشی

طرح اصلی روی جلد
مرتضی ممیز

خوشنویسی روی جلد
محمد احصایی

شعر از
سعید نفیسی

فاكس موقت
88958697
تلفن همراه
09121300147

ایمیل سردبیر
dehbashi.ali@gmail.com

ایمیل مجله
info@bukharamag.com

مجله بخارا در اینترنت
bukharamag.com

تهران صندوق پستی
۱۵۶۵۵-۱۶۶

جستجو در بخارا

Loading

شب شعر آلمانی برگزار شد

germany

شب شعر آلمانی و رونمایی از کتاب دکتر علی غضنفری با عنوان « شعر آلمانی از آغاز تا امروز»،  عنوان صد و پنجاه و پنجمین شب از شبهای مجله بخارا بود که عصر چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه ۱۳۹۳ با همکاری بنیاد فرهنگی هنری ملت و مرکز دایره‎العمارف بزرگ اسلامی برگزار شد.

علی دهباشی این مراسم را با خیرمقدم به حاضران از سوی بنیاد فرهنگی ملت، دایره‎العمارف بزرگ اسلامی، نشر پارسه و مجله بخارا آغاز کرد و سپس از اوتو گراف، وابسته فرهنگی سفارت آلمان دعوت کرد تا نخستین سخنران این جلسه باشد و سخنان اوتوگراف را دکتر سعید فیروزآبادی به فارسی برگرداند.

« امروز برای من جای بسی خوشوفتی است که می‎توانم درباره کتاب شعر آلمانی از آغاز تا دوران معاصر صحبت کنم.

نخستین موضوعی که به ذهن من می‎رسد آن است که شعر در فرهنگ و زبان ایرانی جایگاه خاصی دارد که بسیار اهمیت والایی دارد و بسیار والاتر از چیزی است که در زبان آلمانی است. پس جای تعجب نیست که این کتاب با این حجم بسیار زیاد به زبان فارسی منتشر شده است .اما آنچه که برای من که به زبان فارسی مسلط نیستم مایه خوشحالی بود این بود که من می‎توانستم در این کتاب متن آلمانی را هم در اختیار داشته باشم و شعرها را بخوانم.

IMG-2 ادامه مطلب

معانی طنزآمیز واژگان / نصرت کریمی

 

با نصرت کریمی ـ عکس از کامبیز شافعی ( 1383)

با نصرت کریمی ـ عکس از کامبیز شافعی ـ ۱۳۸۳

 نوکر = کسی‌ که‌ به‌ تازگی‌ کر شده‌ باشد. یا کر نوین‌.

 دست‌ در کار = هنگامی‌ که‌ پا در کار نباشد.

 دستکاری‌ = دستی‌ که‌ کاری‌ باشد.

 کار دستی‌ = کاری‌ که‌ با پا نتوان‌ انجام‌ داد.

 دستمال‌ = دستی‌ که‌ تمایل‌ به‌ مالیدن‌ دارد.

 دستور = دستی‌ که‌ به‌ تور می‌زند.

 دست‌ به‌ سینه‌ = دستی‌ که‌ برای‌ سینه‌زنی‌ مناسب‌ باشد.

 دست‌ چپ‌ = دستی‌ که‌ چشمش‌ چپ‌ باشد.

 دست‌ راست‌ = دستی‌ که‌ کج‌ نباشد.

 دست‌ خالی‌ = مثل‌ نان‌ خالی‌ یا دست‌ خال‌ خالی‌.

ادامه مطلب

داستان زبان مادری/ محمد علی موحد ـ به نقل از بخارا نوروزی

الف ـ آنچه در زیر می‌آورم متن سخنانی است که من در جلسة پنجم اسفند ۱۳۹۲ فرهنگستان زبان و ادب فارسی بر زبان آوردم:

قرار ما بر این است که مطالبی که از سوی اعضای فرهنگستان در جلسات شورا مطرح می‌شود فقط از طریق نشریة خاصی که به همین منظور انتشار می‌یابد به اطلاع عموم رسانیده شود. در جلسة گذشتة فرهنگستان بنده عرایضی داشتم دربارة زبان مادری که ظاهراً از طریق دیگر خبر آن به صورتی نامطلوب و در مصداق «ما لا یرضی به صاحبه» در داخل و خارج کشور منعکس گردیده و مایة سوءتفاهم‌هایی شده است. البته درست نیست، نه اخلاقاً و نه قانوناً، که جمله‌ای را از وسط صحبت کسی با حذف مطالب مقدم و مؤخر آن عَلَم کنند و چنین وانمود کنند که گوینده مثلاً قصد مخالفت با سیاست دولت یا با اصل پانزدهم قانون اساسی کشور را داشته است. فرهنگستان وظایف خاصی دارد و البته در سیاست به معنی مرسوم آن مداخله نمی‌کند. اعضای فرهنگستان ممکن است از نظر سیاست روز نگرش‌ها و تمایلات مختلفی داشته باشند. بنده شخصاً حمایت از دولتی را که امروز بر سر کار است وظیفة اخلاقی و میهنی خود می‌دانم. این دولت از افرادی خوشنام، صالح و کارآمد تشکیل یافته و در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ این کشور قبول مسئولیت کرده است. این عقیدة شخصی من است که ارتباطی با فرهنگستان ندارد. دوستانی که بر سر این میز نشسته‌اند ممکن است در این باره با من همداستان باشند و ممکن است نباشند.

خلاصة آنچه بنده در جلسة‌ گذشته عرض کردم این بود که در ایران ما لااقل از قرون سوم و چهارم هجری به بعد که تواریخ روشن‌تر و اطلاعات مبسوط‌تری در اختیار داریم همیشه در کنار زبان‌های محلی و بومی و قومی ـ حالا به هر نامی که خوانده شود ـ زبانی رسمی و مشترک بین‌‌الاقوام وجود داشته و دارد و آن زبانی است که معمولاً فارسی نامیده می‌شود. اما این زبان به هیچ وجه اختصاص به ولایت فارس یا اقوام ساکن در آن ولایت ندارد. اختصاص به هیچ قوم خاصی ندارد و مال مشاع همة اقوام ایرانی است که از پدران به پسران، از اسلاف به اخلاف رسیده است. در همان ولایت فارس بنده عرض کردم، سعدی که بازار می‌رفت، با اهل بازار به زبان گلستان و بوستان سخن نمی‌گفت، به زبان محلی سخن می‌گفت که نمونة آن را در دیوانش داریم و آن زبانی است که حتی برای شیرازیان امروز مفهوم نیست و باید ارباب دانش زبان‌شناسی مانند دکتر صادقی و امثال او آن‌ها را برای ما ترجمه کنند.

دکتر محمدعلی موحد ـ عکس از مجتبی سالک

دکتر محمدعلی موحد ـ عکس از مجتبی سالک

ادامه مطلب

یادگارهایی دیگر از باستانی پاریزی

مجلس بزرگداشت دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی

مجلس بزرگداشت دکتر باستانی پاریزی ـ عکس از امیر پورمند ـ ایسنا ـ عکس از

مجلس بزرگداشت دکتر باستانی پاریزی ـ عکس از امیر پورمند ـ ایسنا

مراسم سومین روز درگذشت محمد ابراهیم باستانی پاریزی شنبه نهم فروردین ماه ۱۳۹۳ در مسجد جامع شهرک قدس با حضور جمعی از نویسندگان، اهالی قلم،‌ علاقه‌مندان وی  و نیز علی جنتی (وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) برگزار شد.

این مراسم را علی دهباشی، مدیر مجله بخارا با قرائت پیام وزیر علوم، تحقیقات و فناوری به مناسب درگذشت باستانی پاریزی آغاز کرد و پس از آن بخشی از گفت‏‎وگوی دکتر باستانی پاریزی را با مجله بخارا در ۱۳۸۴ نقل کرد.

ادامه مطلب

ریچارد فرای ، ایران دوست آمریکایی درگذشت

ریچارد نلسون فرای (ایراندوست) استاد پیشین ایرانشناسی دانشگاه هاروارد در شهر بوستون آمریکا  پنجشنبه ا۷ فروردین ۱۳۹۳ برابر ۲۷ مارس ۲۰۱۴ درگذشت . نگاهی داریم به زندگی این ایرانشناس برجسته :

پروفسور ریچارد فرای

پروفسور ریچارد فرای ـ عکس از دکتر تورج دریایی

سالشمار زندگی دکتر ریچارد نلسون فرای

ادامه مطلب

خاکسپاری دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی

صبح پنجشنبه ۷ فروردین ماه ۱۳۹۳، پیکر دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی از مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تشییع  و در قطعه ۲۵۰ بهشت زهرا، ردیف ۸۲ مقبره شماره ۳۳  در کنار همسرش حبیبه حائری جبلی به خاک سپرده شد.

 عکس از امید طاری فر

عکس از امید طاری فرد

این مراسم با قرائت قطعه شعری آغاز شد که استاد باستانی پاریزی برای سنگ مزارش سروده بود:

یک عمر شدی مهو تاریخ سِیر           وز جمله علل باز گرفتیم خبر

حق بود که علت‌العلل بود دگر          باقی همگی عوارض زودگذر

سپس با حضور فرزندان استاد، دکتر حمیده و مهندس حمید باستانی پاریزی و با همراهی احسان اشراقی۸۹ شاخه گل نثار تابوت وی شد.

مهندس حمید باستانی پاریزی ـ عکس از امید طاری فرد

مهندس حمید باستانی پاریزی ـ عکس از امید طاری فرد

ادامه مطلب

رفیق همسالم باستانی پاریزی/ ایرج افشار

در بخارای شماره ۴۶ که ویژه‎نامه‎ای بود به مناسبت هشتادمین زادروز دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی، زنده یاد ایرج افشار در تازه‎ها و پاره‎های ایرانشناسی ( ۴۹) از باستانی پاریزی سخن می گوید. این چند خط را دوباره با هم می‎خوانیم:

تازه‏‎ها و پاره‏‎هاى ایرانشناسى (۴۹)ایرج افشار

۱۰۵۶ ــ رفیق همسالم: باستانى پاریزى

    ده‏ باشى تلفن زد و گفت شماره آینده بخارا را براى باستانى پاریزى جمع و جور مى‏ کند پس خواست در تازه‏ ها و پاره‏ ها غافل نمانم.

    او و من همسالیم و خوب یکدیگر را مى‏ شناسیم چون هر دو تقریبا همزمان به نوشتن پرداختیم و هر دو سرنوشتمان به یک دکه افتاد به نام گروه تاریخ.

از راست: ایرج افشار، کیکاوس جهانداری، احسان اشراقی، کورش کمالی، باستانی پاریزی و منوچهر ستوده در حافظیه شیراز

از راست: ایرج افشار، کیکاوس جهانداری، احسان اشراقی، کورش کمالی، باستانی پاریزی و منوچهر ستوده در حافظیه شیراز

    چند بار همسفر بودیم. بارها از یکدیگر یاد کرده‏ ایم. او در کتب لطائف خود از یاد من دور نمانده است و من هم در حق او نوشتم قلم باستانى مورخ و تازه‏ یاب، چیزى است شبیه چسب «اُهو» زیرا توانایى فوق‏ العاده دارد که صد مطلب را در یک مقاله خواندنى و دلچسب جا بدهد همچون «چل تکه دوزى». همین طرفه اندیشى است که خوانندگان کتابهایش در هر شهر و روستا و ده کوره به تحسین واداشته شده‏ اند و شاید من بیش از هر کس این مطلب را دریافته‏ ام که دوستداران کتب او با چه ولعى نوشته‏ هاى او را به هر گوشه وطن که بروید مى‏ خوانند و در مجلس هاى شبانه نقل مى‏ کنند.

    باستانى در قلمرو نشر متن‏ هاى کهن هم خدمت‏ هاى ارزشمند کرده است که در مطالعات ایرانشناسى مورد توجه ایرانشناسان است: تاریخ شاهى ــ تذکره صفویه ــ تاریخ کرمان وزیرى ــ تاریخ حکام کرمان تألیف شیخ یحیى و حتى نوشته‏ هاى پیغمبر دزدان که باستانى قدر او را دانست. شاد باشد و قلمش روان و هماره پر توان.

 

 

 

 

 

استاد باستانی پاریزی / میلاد عظیمی

در آویزه‎های ۲۳ که در بخارای نوروزی منتشر شده، میلاد عظیمی به استاد باستانی پاریزی اشاره‎ای داشته است. این بخش را با هم اینجا می‎خوانیم :

میلاد عظیمی

میلاد عظیمی

662. استاد باستانی پاریزی

دم‌صبح است و بیخوابی… مثل یهودی سرگردان میانِ کتاب‌هایم پرسه می‌زنم. چشمم به قفسه‌هایی می‌افتد که کتاب‌های باستانی پاریزی را در آن چیده‌ام؛ تقریباً همة کتاب‌هایش را دارم. کتاب‌های باستانی برایم «طعمِ وقت» دارد؛ تکه‌ای از روحم است. مرا به روزهای نوجوانی‌ام می‌برد؛ آن روزهای شفاف و ساده‌ای که شیفته «نای هفت‌بند» و «حماسه کویر» و«خاتون هفت قلعه» بودم.

معلم تاریخی در دبیرستان داشتیم که مرد نجیب وآگاه و مهربانی بود. دانش‌آموز سال اول دبیرستان بودم که معلم ما در کلاس با تجلیل و تحسین بسیار اسم باستانی پاریزی را آورد. به علت علاقه‌ای که به معلممان داشتم در اولین فرصت به کتابفروشی نزدیک دبیرستان‌ رفتم و از کتابفروش  خواستم که کتابی از باستانی پاریزی به من معرفی کند؛ «خاتون هفت قلعه» را داد و من مثلِ سبوی تشنه‌ای که آب را به خود بکشد یا نه… به قولِ ایرج‌میرزا بسان کوزه‌های نوخریده‌ای که شراب‌ اندر مساماتشان دویده کتاب را خواندم و مست و مسحور باستانی پاریزی و نثر سحار و شیوه شیرینش شدم. دیگر من بودم و کتاب‌های باستانیِ پاریزی که دانه‌دانه می‌خریدم و می‌بلعیدم.

منوچهر ستوده و باستانی ـ ژنو

منوچهر ستوده و باستانی ـ ژنو

ادامه مطلب

خاکسپاری دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی

پیکر دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی ساعت ۹ صبح روز پنجشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۳ از مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بدرقه خواهد شد.

دکتر باستانی پاریزی در لاله زار ـ عکس از ایرج افشار

دکتر باستانی پاریزی در کوه‎های لاله زار ـ عکس از ایرج افشار

دسته‌ها