مجله فرهنگی و هنری

مدیر و سردبیر
علی دهباشی

طرح اصلی روی جلد
مرتضی ممیز

خوشنویسی روی جلد
محمد احصایی

شعر از
مهدی اخوان ثالث

فاكس موقت
88958697
تلفن همراه
09121300147

ایمیل سردبیر
dehbashi.ali@gmail.com

ایمیل مجله
info@bukharamag.com

مجله بخارا در اینترنت
bukharamag.com

تهران صندوق پستی
۱۵۶۵۵-۱۶۶

جستجو در بخارا

Loading

بخارای نوروزی و یکصد و پنجاه شعر از دکتر شفیعی کدکنی

در شماره ۱۰۵ بخارا یکصد و پنجاه شعر از دکتر شفیعی کدکنی منتشر شده است . در اینجا ده شعر منتشر نشده از این یکصد و پنجاه شعر را  می‎خوانیم :

 

photo-1

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی ـ عکس از علی دهباشی

بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد

                                                                                                به استاد شجریان

بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد

وطن، ز نو،‌ جوان شود، دمی دگر برآورد

به روی نقشه وطن، صدات چون کند سفر

کویر سبز گردد و سر از خزر برآورد

برون ز ترس و لرزها، گذر کند ز مرزها،

بهارِ بیکرانه‌ای به زیب و فر برآورد

چو موجِ آن ترانه‌ها برآید از کرانه‌ها

جوانه‌های ارغوان ز بیشه سر برآورد

بهار جاودانه‌ای که شیوه و شمیم آن

ز صبرِ سبزِ باغ ما گل ظفر برآورد

سیاهی از وطن رمد، سپیده‌ای جوان دمد

چو آذرخشِ نغمه‌ات ز شب شرر برآورد

شب ارچه های و هو کند، ز خویش شستشو کند

در آن زلال بیکران دمی اگر برآورد

صدای توست جاده‌ای که می‌رود که می‌رود

به باغ اشتیاق ما وزان سحر برآورد

بخوان که از صدای تو، در آسمان باغ ما

هزار قمریِ جوان دوباره پر برآورد

سفیرِ شادی وطن، صفیر نغمه‌های توست

بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد.

 

به گُلِ سرخ

ـ آه، ای هستیِ باسخاوت!

ای گلِ سرخ!

کاین چنین عطرِ خود می‌فشانی

هیچ می‌دانی، ای دوست، ای دوست!

زیر این آسمان،

روی این خاک

روزکی بیشتر زین نمانی؟

ـ آری، این دانم و نیک دانم

کاندرین فرصتِ ناگهانی

هیچ کس نیست.

جاودانی.

لیک در خاطرِ روزگاران

آن بمانی که بی‌شک همانی!

 

زیرِ همین آسمان و رویِ همین خاک

دیر شد، آری،

دیر و همه رنجِ ناگزیر شد آری

چهر وطن سالخورد و پیر شد آری

با همه اینها به یاد آر که گیتی

در دلِ دیرینگی هماره جوان است

سوی هزاران هزار چهره دیگر

رود زمان نغز و پر سرود روان است.

باش که بینی

ساخته‌اند این جوانه‌های برومند

پایگهِ آرزو، سرای وطن را

پنجره‌اش از غبارِ وسوسه‌ها پاک

زیرِ همین آسمان و رویِ همین خاک.

 

در چامه و جوانیِ گُلهای اطلسی

شادیت بی‌کرانه و خوش باد!

ای آفتابِ اوَّلِ خرداد!

بر هر کجا بتاب

با جام عدل و داد

بر شرق و غرب و کوه و گریوه

در هر کجا گیاهی و در هر کجا گُلی

در بامدادِ آینه‌ها،

نیز

در نیمروز روضه رضوان

آنجا که مادرم

در جامه و جوانیِ گل‌های اطلسی

سر برکشیده، از شکنِ خاک، بامداد.

 

شبِ دریا

ز یک سو می‌زند چشمک ستاره

ز یک سو موج می‌گیرد کناره

زمین و آسمان در حالِ‌ لبخند

شبِ دریا و ابرِ پاره‌ پاره.

خوشا دریا و خشم ناگزیرش

که خصم، ار آسمان، آرد به زیرش

خوشا موج و خوشا خیزاب و توفان

دلِ دریا و مردانِ دلیرش.

شبِ دریا و بوی باد و باران

من و موج و نسیم از رهسپاران

خوشا رفتن برین ساحل، برین شن،

برهنه پا چو موجی بر کناران.

شب دریا صدای موج و خیزاب

رباید غم ز دل وز دیده‌ها خواب

صدای قایق و امواج گوید

تلاش زندگی این است دریاب.

 

آن سفر پایان ندارد هیچگاه

هفت شهر عشق را دیدی همه

از جنون تا اضطراب و واهمه

شوق بود و ناامیدی و امید

صبر کز آفاق هستی می‌رمید

جرأت و دلشوره بود و اضطراب

گرمی و نستوهی‌یی چون آفتاب

گر بدان اقلیم ره بگشایدت

هفت شهر عشق، هفتاد آیدت

عمر پایان یابد اندر سال و ماه

وان سفر پایان ندارد هیچ گاه.

 

ورق زدنِ توفان

به هنگام طفلی، دلم، هیچ‌گاه

عبور زمان را نمی‌دید و آه!

کنون بهرِ آن روزها،

لحظه‌ها

چنان لک زده، می‌تپد در غروب

غروبی که خورشید‌هایش غریق،

زبون، دست و پا در شفق می‌زند

به گاهِ جوانی، گذشت زمان

چنان بود کز شِکْوَه با خویشتن

همی گفتم: «این دفتر عمر را

ورق می‌زند، این نسیم و

دریغ!

چه آهسته و بی‌رمق می‌زند!»

کنون در سراشیب این برگریز

شتابان شده لحظه‌ها در گریز

یقین دارم اوراقِ تقویم عمر

ز شیرازه برکنده خواهد شدن

که طوفانش اکنون ورق می‌زند.

۳۰/۱/۸۸

 

مثلِ قلبِ زخمخورده پرندهای

گام می‌نهی به سوی من

با درنگ و بی ‌شتاب

گام می‌نهم به سوی تو

آن‌چنان که مؤمنی به مسجدی و عارفی به خانقاه

در میان جذبه جلیل

لحظه‌های آبی برهنه

بی‌نقاب.

می‌تپد دلم

مثل قلب زخم‌خورده پرنده‌ای

در غروب آفتاب.

 

کاش

کاش ای غم عاشقی، دلم بود

جای تو و خَلق را خبر نه

تا لذّت عشقِ جمله عُشاق

من داشتم و کسی دگر نه.

 

چو خورشید بر لبِ آفاق

صدای قلبِ من است این، صدای دریا نیست

صدای همهمه‌های تهی ز معنا نیست

صدای رعشه عشق است و جاری از همه سو

به سوی بی‌سویِ جان، کِش کرانه پیدا نیست

سر ار به سینه من برنهی صداهایی

شنید خواهی کز جنس این صداها نیست

ترنُّمِ گل سرخ است در نسیم سحر

دلش تپنده، لبش جز به عشق گویا نیست

اگر نباشم و شعری ز من به لب آری

بُوَد طنین دلم، ور تنم در آنجا نیست

ترانه‌ای است چو خورشید بر لبِ آفاق

نه آن سرود که امروز هست و فردا نیست.

 

نوروز ۹۴

noroz

فرخنده باد نوروز۹۴

نقاشی از ابوالقاسم سعیدی

نقاشی از ابوالقاسم سعیدی

تحویل‌

ای‌ ز تو نورِ دل‌ و دیدارِ ما

گردشِ اندیشه‌ بیدارِ ما

ای‌ ز تو رویان‌ زمستان‌ و بهار

ای‌ تو گرداننده‌ لیل‌ و نهار

ای‌ ز تو تغییرِ حال‌ و سال‌ها

حالِ ما را کُن‌ تو خوشتر حال‌ها

( ترجمه ای از : استاد شفیعی کدکنی)

Bokhara-3

شب جایزه کتاب سال شعر خبرنگاران

نهمین دوره جایزه کتاب سال شعر خبرنگاران با تجلیل از یک عمر فعالیت شعری امیرهوشنگ ابتهاج (ه.ا. سایه) و با هشدار نسبت به وضعیت انتشار انبوه مجموعه شعرهای کم‌کیفیت از سوی چند ناشر، به کار خود پایان داد.
مراسم پایانی نهمین دوره جایزه کتاب سال شعر خبرنگاران عصر دوشنبه ۲۵ اسفندماه در بنیاد موقوفات دکتر افشار (کانون زبان پارسی) با معرفی برگزیدگان برگزار شد.
در ابتدای این مراسم که به‌صورت خصوصی و با اجرای حسن گوهرپور – شاعر و روزنامه‌نگار – برگزار شد، ابتدا علی دهباشی – سردبیر و مدیر مجله بخارا – با ابراز خرسندی از میزبانی جایزه شعر خبرنگاران، از علیرضا بهرامی (دبیر و برگزارکننده این جایزه) به خاطر نیت خیرش در برپایی جایزه قدردانی کرد و گفت: با توجه به محدودیت‌ها خیلی نخواستیم برای برگزاری این جایزه خصوصی اطلاع‌رسانی کنیم.
او سپس به تجلیل از هوشنگ ابتهاج و رایزنی برای حضور او در این مراسم اشاره کرد و گفت: استاد ابتهاج همواره در این موسم در ایران بود اما آمدن ایشان به ایران به دلیل بیماری و بستری شدن در بیمارستان، به تاخیر افتاد و طبیعتا هم مراسم پایانی این جایزه باید امسال برگزار می‌شد؛ به همین خاطر نتوانستیم در خدمت ایشان باشیم اما امیدواریم سال آینده و در دوره دهم این جایزه در همین سالن در خدمت ایشان باشیم.
سپس کلیپی از عکس‌های هوشنگ ابتهاج از دوران کودکی تا امروز پخش شد که به‌نوعی روایت تصویری زندگی این شاعر پیشکسوت بود؛ عکس‌هایی که شاعرانی چون نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، محمدحسین شهریار، محمدرضا شفیعی کدکنی، سیمین بهبهانی، فروغ فرخزاد و دیگر شاعران و آهنگسازان هم‌دوره او در آن‌ها حضور داشتند.
نظر شفیعی کدکنی درباره سایه
دهباشی سپس یادداشت دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی را که درباره سایه نوشته شده بود، خواند. در این نوشته آمده بود: «در طول چهل و اندی سال دوستی از نزدیک و خوشبختانه بسیار نزدیک، هرگز ندیدم که او هنرمند راستینی، از مردم زمانه ما را به چشم انکار نگریسته باشد. در میان صدها دلیلی که به عظمت او می‎توان اقامه کرد، همین یک دلیل بس که او بر چکاد بلندی ایستاده که نیازی به انکار دیگران ندارد و این موهبتی است الهی. باز هم از همان فرمول دشمن‎تراشانه‌ خودم استفاده می‎کنم و می‎گویم، متجاوز از نیم قرن است که نسل‎های پی در پی عاشقان شعر فارسی حافظه‎های‌شان را از شعر سایه سرشار کرده‎اند. امروز اگر آماری از حافظه‎های فرهیخته‌ شعردوست در سراسر قلمرو زبان فارسی گرفته شود، شعر هیچ‌یک از معاصران زنده نمی‎تواند با شعر سایه رقابت کند. بسیاری از مصرع‏‌های شعر او در حکم امثال سایره درآمده است و گاه گاه در زندگی بدان تمثل می‎شود. از همان حدود ۶۰ سال پیش که در نوجوانی سرود: «روزگاری شد و کس مردِ رهِ عشق ندید / حالیا چشم جهانی نگران من و توست». تا به امروز که غمگنانه با خویش زمزمه می‎کند «یک دم نگاه کن که چه بر باد می‎دهیم / چندین هزار امید بنی‎آدم است این». بسیاری از این سخنان او حکم امثال سایره به خود گرفته‎اند.»

علی دهباشی ـ عکس از متین خاکپور

علی دهباشی ـ عکس از متین خاکپور

در ادامه دهباشی گفت: درباره جایگاه شعر استاد ابتهاج تا به حال صدها کتاب و مقاله نوشته شده است که یکی از آن‌ها کتاب «پیر پرنیان‌اندیش» است که کار آن توسط دکتر میلاد عظیمی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و استاد ادبیات فارسی، صورت گرفته است
پس از سخنان دهباشی و پس از پخش کلیپی از گزیده آثار موسیقایی برمبنای شعرهای سایه در چند دهه گذشته – به‌خوانندگی حسین قوامی، عبدالوهاب شهیدی، محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، علیرضا قربانی، محمد معتمدی و حسین علیزاده، از میلاد عظیمی خواسته شد تا با موضوع «تأملات در شعر و اندیشه هوشنگ ابتهاج» سخنرانی کند. دکتر میلاد عظیمی نیز متنی را با عنوان «آخرین پیمانه شبگیرِ این خمخانه» خواند.

آخرین پیمانه شبگیرِ این خمخانه

۱٫نخستین دفتر شعر سایه با نام « نخستین نغمه ها» به سال ۱۳۲۵ منتشر شد؛ یعنی نزدیک به هفتاد سال پیش. امروز دلبستگان به شعر پارسی، به یاد و شادیِ شاعری گردآمده اند که دست کم هفتاد سال « تجربه » شاعری دارد ؛ شاعری که فراز و نشیبهای شگفت آور سیر و مسیر شعر فارسی را در سده شگرفی که بر ایران گذشت ، به چشم دیده و انبوه چشم اندازهای رنگارنگِ پسندها و پیشنهادهای شعری را سنجیده و دستاوردهایشان را چشیده است ؛ شاعری گوشه نشسته اما همواره حاضر در متنِ توجهِ مردم و منتقدان ؛ لطمه خورده از تلاطمِ موج خیزِ شبِ حادثه ها اما همچنان امیدوار به دمیدن سپیده و برآمدن خورشید.

۲٫می دانیم که سایه و شعرِ سایه موافقان و مخالفان پرشور و ثابت قدم بسیاری دارد ؛ عده ای او را شاعری بزرگ می شمرند و شعرش را آوای آرزوها و دریغ ها و دردها و امیدهایشان می دانند و با شعرش زندگی می کنند و برخی نیز در کارنامه شعری او توفیقی نمی بینند و انکارش می کنند… من اما امروز می خواهم- بر کنار از این گفتگوها- از برخی دریافت ها و تجربیات شعری سایه که شمول و کلیّت بیشتری دارد، سخن بگویم و به نکاتی کلی و کلان اشاره کنم که احتمال دارد به کار « هر» شاعری بیاید ؛ حال چه این شاعر موافق سایه و شیوه شاعری و سلیقه ادبی اش باشد و چه منتقد و ای بسا منکر او. این را هم بگویم که سخن من در مقام توصیف است نه داوری و ارزیابی . داوری و تحلیل این مقوله که آیا سایه ، خود، در مقام عمل، به این دریافتها و توصیه هایش پایبند بوده و یا حتی اساساً این دریافتها و توصیه هایش درست و دقیق و کارآمد هست یا نه، موضوعاً از دایره گفتار من خارج است و بحث درازدامن دیگری را می طلبد.

دکتر میلاد عظیمی ـ عکس از متین خاکپور

دکتر میلاد عظیمی ـ عکس از متین خاکپور


ادامه مطلب

شب شاهنامه / ترانه مسکوب

shahnameh

 

شب شاهنامه یکی دیگر از شبهای مجله بخارا بود، شب یکصد و نود و چهارمین شب که عصر پنجشنبه ۲۱ اسفند ماه ۹۳ با همکاری بنیاد فرهنگی اجتماعی ملت، مرکز دایره‎المعارف بزرگ اسلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، گنجینه پژوهشی ایرج افشار و انتشارات سخن برگزار شد.

نخست علی دهباشی از سوی مجله بخارا و دیگر برگزارکنندگان این شب به حاضران خیرمقدم گفت و سپس چنین ادامه داد:

مفتخریم که یک بار دیگر پس از یک سال به مناسبتی دیگر در خدمت استاد ارجمند دکتر جلال خالقی مطلق هستیم. گفتنی‎ها دربارۀ آثار ایشان بسیار است. نویسندگان معتبری درباره ایشان نوشته‎اند و نیازی به تکرار دانسته‎های حضار گرامی نیست.

مردی که پس از نیم قرن از عمر شرق خویش را بر سر تصحیح و ارائه یک متن منقح از شاهنامه گذاشته است و بیش از سی بار از آغاز تا پایان این متن ممهم را از وجوه گوناگون مورد ارزیابی قرار داده که حاصلش علاوه بر ارائه یک متن کامل ، بیش از هزار صفحه مقاله درباره قهرمانان و شخصیت‎های ادبی فردوسی، آگاهی‎هایی درباره بخش‎های ناشناخته و آرایه‎های ادبی این متن مهم نوشته است.

اینک امشب پیرایش دوم شاهنامه که اخیراً توسط انتشارات سخن منتشر شده است حاصل نیم قرن پژوهش و کوشش پیگیر استاد دکتر جلال خالقی مطلق در متن این کتاب است. دکتر خالقی مطلق پس از آنکه تصحیح این کتاب را بر اساس شانزده دست نویس و ترجمۀ عربی بنداری در هشت دفتر و یادداشتهای توضیحی آن در چهار بخش به انجام رسانید و در کنار آن ده ها مقالۀ تحقیقی در باب شاهنامه نوشت اکنون نتیجۀ آن همه کوشش را در پیرایش جدید خود در دسترس خوانندگان قرار داده است

او همچنین در پیشگفتار مبسوط خود بر این کتاب، از تاریخچۀ حماسه سرایی در ایران گرفته تا پرداختن به زندگی دقیقی و فردوسی، بررسی همه جانبۀ محتوای شاهنامه و سرانجام گزارش جزئیات شیوۀ کار خود، پیشاپیش هرگونه آگاهی لازم را در دسترس خوانندگان گذاشته است.

علی دهباشی

علی دهباشی

و سپس فیلم سخنرانی ایرج افشار در مراسم رونمایی اولین چاپ شاهنامه خالقی در تیرماه ۱۳۸۶ پخش شد که تکه‎ای کوتاه از آن را با هم می‎خوانیم:

“خالقى تنها مصحح شاهنامه نیست. او با انس خاصى که به شاهنامه پیدا کرده است و با کنجکاوى ژرفى که در تاریخ ایران باستان دارد بیش از یکصد و پنجاه مقاله تاریخى و ادبى و زبانشناختى نوشته است که قسمتى به صورت مقالات در مجلات و نشریّات فارسى به چاپ رسیده و قسمتى به زبان انگلیسى در دانشنامه ایرانیکا و خوشبختانه چهل و سه تا از آنها را على دهباشى در دو مجلد با نام‏هاى گلِ رنجهاى کهن و سخن‏هاى دیرینه جداگانه منتشر ساخته است و اکثر این نوشته‏ها در مقولات اصلى و خاص شاهنامه و مشکلات مربوط به آن کتاب است.

اجازه بدهید این سطور را با خواندن چند عبارت برجسته از نوشته خالقى مطلق که عنوانش «اهمیت شاهنامه فردوسى» است ـ البته با بریدگى و کوتاه‏کردگى ـ به پایان برسانم:

میتولوژى

آنچه موضوع میتولوژى است در شاهنامه، شدیدا با مسائل فلسفى و اخلاقى توأم است و شیوه بیان نه نقلى محض بلکه بسیار جاها به صورت دیالوگ‏هاى دیالکتیک (گفت و شنودهاى استدلالى) درآمده است.

ادبیات پهلوى

ما با داشتن شاهنامه ترجمه شاعرانه‏اى از خداى نامه و تعداد زیادى از رسالات کوچک و بزرگ پهلوى از جمله کارنامه اردشیر بابکان و یادگار زریران و یادگار بزرگمهر که اصل پهلوى آنها نیز مانده است در دست داریم.”


ادامه مطلب

دیدار و گفتگو با ناصرالدین پروین در کتابفروشی آینده / زهرا ناطقیان

parvin EMAIL

در ابتدای این دیدار علی دهباشی درباره دکتر ناصرالدین پروین چنین گفت:

خیلی کم می توان از آقای دکتر ناصرالدین پروین مصاحبه ای پیدا کرد زیرا ایشان بیشتر کار کردند و زیاد به دنبال معرفی کارهایشان هم نبوده اند و بدشانسی بزرگی هم که پیدا کردند این بود که ناشر کتاب هایشان ، نشر دانشگاهی، با اینکه تحت ریاست دکتر پورجوادی است اما برای کتاب هایی از این دست انتشارات خوبی نیست و بیشتر مناسب کتاب های حوزه مهندسی می باشد .

برای اینکه تصوری از آقای دکتر داشته باشید لازم است چند نکته بگویم : آقای دکتر پروین در سال ۱۳۲۴ در تهران متولد شدند وبه دانشکده ادبیات و علوم انسانی رفتند و بین ۱۴ رشته آن دانشکده رشته روزنامه نگاری را انتخاب کردند که این رشته بعدها حذف شد . سال ۱۳۴۹ لیسانس گرفتند. در دورۀ دانشجویی رییس روابط عمومی کشتیرانی ملی آریا و همکار تلویزیون ملی ایران بودند و بعد از پایان تحصیل به استخدام این سازمان و چندی بعد رادیو هم به آن ملحق شد در آمده بعدها عضو هیئت علمی مدرسه عالی رادیو تلویزیون سینما که الان به دانشکده صدا و سیما تغییر نام یافته شدند. چهار سال پیش از انقلاب ایران را به قصد ادامه تحصیل ترک کردند و دکترای علوم ارتباطی خود را از دانشگاه پاریس ۲ گرفتند و مدرکی مشابه را در زمینه جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه پاریس ۱۰ گرفتند. رساله ی علوم ارتباطی ایشان درباره ی پیشینه ی روزنامه نگاری نوشتارهای در بیرون از ایران بوده است. پس از انقلاب اسلامی هم با وجود اینکه دانشگاه ها بسته بود در مدرسه عالی رادیو تلوزیون فعال بودند و در آنجا تدریس می کردند؛ اما این فعالیت نیز تعطیل شد و ایشان برای ادامه ی پژوهش و کار به اروپا رفتند.

دکتر ناصرالدین پروین

دکتر ناصرالدین پروین


ادامه مطلب

انتشار بخارای نوروزی

Bukhara 105

بخارای نوروزی با یکصد و پنجاه شعر از محمدرضا شفیعی کدکنی منتشر شد و از روز شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۳ در دسترس علاقمندان قرار دارد.

خاطرات بسیار مهم و منتشر نشده‎ای از محمدعلی فروغی از دیگر ویژگی‎های شماره ۱۰۵ بخارا است. دکتر داریوش شایگان از مثلتِ نیچه، واگنر و بودلر برای ما سخن می‎‎‏گوید و بار دیگر نگاهی داریم به یادداشت‎ های فیس بوکی دکتر نصرالله پورجوادی. متن گفتگوی آیدین آغداشلو در کتابفروشی آینده با عنوان « ما سنت نقد نداریم» از دیگر مطالب این شماره بخاراست و همراه می‎شویم با زنده‎یاد ایرج افشار در آخرین گلگشت نوروزی او. با گزارش نقد و بررسی کتابِ « خواب آشفته نفت» بار دیگر کلام دکتر محمدعلی موحد را می‎شنویم که به ما می‎گوید« ایران محکوم به پیشرفت است» و متن سخنرانی‎های کاوه بیات و داریوش رحمانیان را در همین نقد و بررسی می‎خوانیم. محمود دولت آبادی در شب فرانتس کافکا از کافکا و مقاومت مرگبار در برابر جبر سخن می‎گوید. سرانجام جشن‎نامه مریم زندی را داریم و در این فرصت نگاهی می‎کنیم بر فهرست بخارای نوروزی:

 


ادامه مطلب

شب شاهنامه

shahnameh

پیرایش دوم شاهنامه که اخیراً توسط انتشارات سخن منتشر شده است حاصل نیم قرن پژوهش و کوشش پیگیر استاد دکتر جلال خالقی مطلق در متن این کتاب است. دکتر خالقی مطلق پس از آنکه تصحیح این کتاب را بر اساس شانزده دستنویس و ترجمۀ عربی بنداری در هشت دفتر و یادداشتهای توضیحی آن در چهار بخش به انجام رسانید و در کنار آن دهها مقالۀ تحقیقی در باب شاهنامه نوشت اکنون نتیجۀ آن همه کوشش را در پیرایش جدید خود در دسترس خوانندگان قرار داده است.

او همچنین در پیشگفتار مبسوط خود بر این کتاب، از تاریخچۀ حماسه سرایی در ایران گرفته تا پرداختن به زندگی دقیقی و فردوسی، بررسی همه جانبۀ محتوای شاهنامه و سرانجام گزارش جزئیات شیوۀ کار خود، پیشاپیش هرگونه آگاهی لازم را در دسترس خوانندگان گذاشته است.

در شب شاهنامه دکتر علی اشرف صادقی، سجاد آیدنلو و محمد افشین وفایی سخن خواهند گفت و دکتر جلال خالقی مطلق نیز در این رونمایی حضور دارد تا با دوستداران خود دیدار کند.

پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت پنج عصر در کانون زبان فارسی به نشانی خیابان ولیعصر، سه راه زعفرانیه، خیابان عارف نسب، شماره ۱۲

شب گلگشت در وطن برگزار شد

golgasht

 

عصر دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۳ شب گلگشت در وطن ، در چهارمین سال خاموشی زنده‎یاد ایرج افشار، با همکاری بنیاد فرهنگی اجتماعی ملت، مرکز دایره‎العمارف بزرگ اسلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و گنجینه پژوهشی ایرج افشار عصر دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۳ در کانون زبان فارسی برگزار شد. برگزاری این مراسم همراه بود با حضور دکتر شفیعی کدکنی، دکتر داریوش شایگان، دکتر نصرالله پورجوادی، دکتر مهدخت معین، احسان اشراقی، جمشید ارجمند، هارون یشایایی ، عنایت‎الله مجیدی، فاطمه قاضیها، قدرت‎الله مهتدی، صفدر تقی‎زاده، سید علی آل داود، روح انگیز شریفیان، خسرو باقری، دکتر سرمد قباد، محمد حسن ابریشمی، دکتر ناصرالدین پروین، دکتر مسعود جعفری، جواد ماهزاده، افسانه گیدفر، حمید دهقان، شهلا طهماسبی، فریبا افکاری، اصغر علمی و … .

علی دهباشی در ابتدا از برپایی این مراسم چنین گفت: امشب در سالروز خاموشی استادمان ایرج افشار به یک وجه دیگر از زندگی و آثار ایشان و کارهای قلمی ایشان می‎پردازیم، یعنی مسئله سفر و سفرنامه‎نویسی است که یک وجه مهم و خیلی شناخته شده‎ای در کارهایشان است که استادان ارجمند در طی سخنرانی‎هایشان به تفصیل دربارۀ وجوه گوناگون این شیوۀ نویسندگی و بهره‎گیری استادمان از این ژانر ادبی سخن خواهند گفت. در کنار وجوه گوناگون از زندگی علمی ایشان در حوزۀ مسائل ایران‎شناسی، کتاب‎شناسی و بسیاری از زمینه‎های دیگر، سفر و سفرنامه‎نویسی یک جایگاه خاصی دارد. شاید بسیاری از دوستان نزدیک ایشان ، بعدها در طی پنجاه شصت سال که با ایشان در این سفرها همراه بودند ، ابتدا در همین سفرها آشنا شدند. در یکی از همین کوهنوردی‎ها بود که در سن بیست و دو سه سالگی با استاد منوچهر ستوده آشنا شدند که این دوستی قریب شصت سال ادامه پیدا کرد. یا بسیاری از آشنایی‎های دیگر که در طول این سفرها به وجود آمد و ایشان با نوشتن این سفرنامه‎ها ، به خصوص آن بخشی که با تعبیر « گلگشت در وطن» یاد می‎شود، سعی داشتند بخش‎های ناشناخته‎ای از این سرزمین را به ما بشناسانند. همچنان که در این سفرنامه‎هایشان ملاحظه می‎کنید، با تمام سفرنامه‎های دیگر متفاوت است. نه از هتل خبری هست نه از جاهای رایج جهانگردی بلکه از جاهای خیلی پرت و دورافتاده‏ای استفاده می‎کنند که کمتر سیاحان و ایران‎گردان عادی معمولاٌ به آنجا سر می‎زنند. و این از جمله مطالبی است که یک جلد از آن منتشر شد و آقای دکتر میلاد عظیمی گزارش مفصلی از این بخش از نوشته‎های استاد ارائه خواهند کرد.

علی دهباشی ـ عکس از ژاله ستار

علی دهباشی ـ عکس از ژاله ستار

سپس دهباشی از دکتر عبدالرحمن عمادی به عنوان اولین سخنران دعوت کرد و دکتر عمادی از سفرهای خود با ایرج افشار چنین یاد کرد:


ادامه مطلب

شب گلگشت در وطن

golgasht

در سالگرد خاموشی ایرج افشار مجله بخارا با همکاری گنجینه پژوهشی ایرج افشار، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، بنیاد ملت و مرکز دایره العمارف بزرگ اسلامی مراسمی به یاد او برگزار می‎کند.

در این مراسم به زمینۀ دیگر ازنحوه تحقیقات ایرج افشار که به صورت سفرنامه است پرداخته می‎شود.

بخشی از سفرنامه های ایرج افشار پیش از این در کتابی به نام «گلگشت در وطن» منتشر شده است، در شب “گلگشت در وطن” همسفران وی: عبدالرحمان عمادی، محمد حسین اسلام پناه و دکتر محمد اسلامی از مشاهدات و تجربیات خود در همسفری با او سخن خواهند گفت و دکتر میلاد عظیمی که از سوی گنجینه پژوهشی ایرج افشار در حال گردآوری و تدوین سفرنامه‎های منتشر نشده ایرج افشار است، شرحی از مجموعه سفرنامه‎های او را ارائه خواهد داد.

همچنین مقداری از عکس‎های سفرهای او در طی بیش از ۶۰ سال و فیلم مستندی از آخرین سفر ایرج افشار به نمایش گذاشته خواهد شد.

 

این مراسم ساعت ۵ عصر دوشنبه ۱۸ اسفند ماه ۱۳۹۳ در کانون زبان فارسی به نشانی خیابان ولیعصر، سه راه زعفرانیه، خیابان عارف نسب، شماره ۱۲، برگزار می شود. 

 

 

دسته‌ها