مجله فرهنگی و هنری

مدیر و سردبیر
علی دهباشی

طرح اصلی روی جلد
مرتضی ممیز

خوشنویسی روی جلد
محمد احصایی

شعر از
مهدی اخوان ثالث

فاكس موقت
88958697
تلفن همراه
09121300147

ایمیل سردبیر
dehbashi.ali@gmail.com

ایمیل مجله
info@bukharamag.com

مجله بخارا در اینترنت
bukharamag.com

تهران صندوق پستی
۱۵۶۵۵-۱۶۶

جستجو در بخارا

Loading

ه.ا.سایه، شفیعی کدکنی و سلیم نیساری در کتابفروشی آینده / پریسا احدیان

neysari (1)

صبح پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ کتابفروشی آینده به همراه بنیاد فرهنگی اجتماعی ملت، دایره‎العمارف بزرگ اسلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، گنجینه پژوهشی ایرج افشار و مجله بخارا، در بیستمین نشست خود میزبان استادی از نسل فرهیخته گذشته بود. ” سلیم نیساری”، حافظ شناس و محقق زبان و ادبیات فارسی. این جلسه با حضور هوشنگ ابتهاج(ه.ا.سایه)، محمدرضا شفیعی کدکنی ، احسان اشراقی، میلاد عظیمی و دکتر محمد اسلامی برگزار شد. در ابتدای جلسه علی دهباشی ضمن خوشامد گویی به معرفی و طرح خلاصه ای از بیوگرافی دکتر نیساری پرداخت:
« استاد دکتر سلیم نیساری در ۲۱ آذر ماه سال ۱۲۹۹ در تبریز متولد شد. پس از گذراندن دوره ی تحصیلات ابتدایی و متوسطه به تهران آمد. در سال ۱۳۲۱ پس از اخذ درجه ی لیسانس در رشته ی ادبیات فارسی و علوم تربیتی به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. سپس در سال ۱۳۲۹ برای ادامه ی تحصیل به اروپا و بعد آمریکا سفر کرد و از دانشگاه لندن فوق لیسانس در رشته ی علوم تربیتی و از دانشگاه ایندیانا در آمریکا درجه ی دکتری در رشته ی علوم تربیتی و زبان شناسی فارق التحصیل شد. استاد نیساری پس از مراجعت به کشور در سال ۱۳۳۳ مأمور تأسیس دانشکده ی ادبیات شیراز شد و ضمن تدریس معاونت آن دانشگاه را نیز عهده دار بودند. وی در سال ۱۳۳۴ به تهران بازگشت و با سمت دانشیار در دانشسرای عالی به خدمت ادامه داد. در همین دوره دروس: تاریخ و فرهنگ ایران، کلیات روش تدریس، روش آموزش زبان فارسی را بر عهده داشت. او در سال ۱۳۳۶ به استخدام دبیرخانه ی مرکزی یونسکو درآمد و به سمت رئیس اداره ی کمک های فنی یونسکو منصوب شد و در این سمت از طرف مدیرکل یونسکو برای سرکشی به نحوه ی پیشرفت برنامه ی کمک های علمی و فرهنگی این سازمان به کشورهای شمال آفریقا، خاورمیانه و جنوب غربی آسیا سفر کرد.

علی دهباشی به همراه دکتر سلیم نیساری

علی دهباشی به همراه دکتر سلیم نیساری

استاد نیساری پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۴۴ به مرتبه ی استادی ارتقاء یافت و به دانشگاه تهران منتقل شد و در دانشکده ی علوم تربیتی تدریس چند درس از جمله: فلسفه، آموزش و پرورش، مبانی آموزش و پرورش، کلیات روش تدریس و روش تحقیق را عهده دار بود. وی همچنین در هیأت مدیره مؤسسه ی فرهنگی منطقه ای عضویت داشت و در تهیه و انتشار نزدیک به پنجاه جلد از انتشارات این مؤسسه نظارت و همکاری نمود. از جمله: گزیده ای از غزل های امیرخسرو دهلوی، سعدی و حافظ از سال ۱۳۵۰٫
دکتر نیساری در سال ۱۳۵۶ با مأموریت از طرف دانشگاه تهران و وزارت فرهنگ و هنر وقت با سمت رایزن فرهنگی به کشور ترکیه سفر کرد و پس از پایان مأموریت در سال ۱۳۵۸به ایران مراجعت کرد و به تدریس در دانشکده ی علوم تربیتی ادامه داد و در سال ۱۳۵۹ پس از ۳۸ سال خدمت بنا به تقاضای شخصی بازنشسته شد.
دکتر نیساری همچنین یکی از کارشناسان تمبر ایران هستند و برای نخستین بار در کشور کاتولوگ تمبر پست ایران را در سال ۱۳۱۹ منتشر کردند که این کتاب در سال ۱۳۴۰ با نام “تمبرهای ایران” تجدید چاپ شد.
از آثار ایشان می توان به کتاب های زیر اشاره کرد:
– تاریخ ادبیات ایران که در سال ۱۳۲۴ منتشر شد.
– نمونه های نثر و شعر فارسی که در سال ۱۳۳۴ منتشر گردید.
– غزل های حافظ انتشار یافته در سال ۱۳۵۳
– مقدمه ای بر تدوین غزل های حافظ در سال ۱۳۶۷
– دستور خط فارسی ۱۳۷۴ که پژوهشی درباره ی پیوستگی خط فارسی با زبان فارسی است.
– دیوان حافظ بر اساس ۴۸ نسخه ی فعلی سده ی نهم هجری، ۱۳۷۷
– نسخه های خطی حافظ ،۱۳۸۰
– دفتر دگرسانی ها در غزل های حافظ در دو جلد که در سال ۱۳۸۶ منتشر شد.
و چندین کتاب و ده ها مقاله ی دیگر.

دکتر سلیم نیساری

دکتر سلیم نیساری


ادامه مطلب

دیدار و گفتگو با سلیم نیساری

neysari (1)

کتابفروشی آینده صبح پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ، ساعت ۹ تا ۱۱/۳۰ ، میزبان دکتر سلیم نیساری است تا در این نشست درباره چگونگی سرایش اشعار حافظ گفت و گو کنند و نظری هم خواهند داشت به حافظِ دکتر خانلری و ه.ا.سایه.

سلیم نیساری در ۲۱ آذر ۱۲۹۹ در تبریز به دنیا آمده است و استاد ادبیات فارسی، نسخه ‌پژوه و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی   است و از دانشگاه ایندیانا دکترای فسلفه اخذ کرده است. دکتر نیساری اولین کتاب‌ها را در زمینه آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌ زبانان تألیف کرده‌است.

از جمله آثار وی می توان به : برگزیده ‌ای از غزل‌های سعدی ، برگزیده ‌ای از غزل ‌های حافظ ، مقدمه ‌ای بر تدوین غزل ‌های حافظ و دیوان حافظ (بر اساس ۴۸ نسخه خطی سده نهم) اشاره کرد.

زمان : پنجنشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ـ ساعت ۹ الی ۱۱/۳۰ صبح

خیابان ولیعصر، سه راه زعفرانیه، خیابان عارف نسب، شماره ۱۲، کتابفروشی آینده

نشست پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ در کتابفروشی آینده را دکتر توفیق سبحانی اداره کردکه ضمن تشکر از مهمانان و حاضرین جلسه از پروفسور دریا اورس که ریاست مؤسسه عالی زبان، تاریخ و فرهنگ آتاتورک را بر عهده دارد این نشست را آغاز کند و ایشان نیز گزارشی از وضعیت زبان پارسی در ترکیه و دانشگاه هایش ارائه داد ، دریا اورس ضمن تشکر از حضار ، از جایگاه زبان فارسی در ترکیه این چنین روایت می کند :

دکتر توفیق سبحانی ـ عکس از متین خاکپور

دکتر توفیق سبحانی ـ عکس از متین خاکپور

« از اینکه در اینجا در خدمت استاد سبحانی و آقای طرزمی هستم بسیار خوشوقتم ؛ آقای طرزمی به مدت طولانی در ترکیه رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بودند ، و من در آن دوران آکادمیسینی جوان بودم .

استاد سبحانی هم حق استادی بر ما دارند و ما همیشه از آثار گرانقدر ایشان استفاده می کنیم ، ایشان به عنوان شخصیت برجسته زبان و ادبیات فارسی ، هم در ترکیه و هم در محافل ایران شناسی ، شناخته شده اند .

امروز قرار است که من درباره وضعیت ادب و زبان فارسی ، آموزش زبان فارسی و تحقیقات ایران شناسی در ترکیه خدمت شما عرایضی داشته باشم ، بسیاری از شما مستحضرید که ترکیه و ایران جدا از اینکه همسایه ، دوست و برادرند ، در تمام طول تاریخ از نظر تاریخی و جغرافیایی به هم نزدیک بوده اند و مردم این دو کشور کنار هم زندگی کرده اند ؛ من از قبل از تاریخ اسلام چیزی نمی گویم ، ولی بعد از اینکه ترک ها از مرکز آسیای میانه به طرف آسیای صغیر ( آناتولی ) حرکت کردند ، در اولین وهله با فرهنگ و تمدن ایران روبه رو شدند و طی قرون و اعصار طولانی با ایرانیان زندگی کردند . وقتی ترک ها به ویژه سلجوقیان بعد از سال ۱۰۷۱ که از دروازه های آناتولی امروزی وارد ترکیه شدند ، قوم ترک یا اغوز بیزانس را شکست دادند و آناتولی را به خاک اقوام ترک تبدیل کردند ؛ در طول تمام این حوادث از نظر تعامل زبانی و ادبی ، ترکها هم از زبان فارسی و هم از زبان عربی بسیار استفاده کردند و کلمات زیادی وارد زبان خودشان کردند .


ادامه مطلب

عبدالوهاب شهیدی ، تصویری از یک آرزو

shahidi1 (1)

 

دویست و سومین شب مجله بخاراست، شب عبدالوهاب شهیدی، که با همکاری بنیاد فرهنگی اجتماعی ملت عصر یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ برگزار می‎شود.

علی دهباشی شب عبدالوهاب شهیدی را این چنین آغاز می کند : خیر مقدم عرض می کنم خدمت استاد شهیدی و دیگر اساتید معظمی که در تجلیل از مردی که در عرصه موسیقی و آواز ایران جایگاهی شایسته داشته است و خواهد داشت ، به این مجلس معنوی ما تشریف آوردند ؛ حضور استادان مسلم ادبیات و موسیقی کشور حکایت از جایگاه استاد شهیدی می کند ، من بدون هیچ مقدمه ای و با پوزش از تاخیری که پیش آمد استاد شجریان را دعوت می کنم تا با بیاناتشان آغازگر جلسه امشب باشند .

محمدرضا شجریان در مورد هنرمند پیشکسوت و مورد احترامش ، عبدالوهاب شهیدی این چنین می گوید :

« سلام و درود خدمت یکایک شما عزیزان ، خصوصاً پیشکسوتم ، دوست نازننینم استاد سایه عزیز ، اینکه می گویم دلیلش این است که در” سایه ” همه چیز هست ولازم نیست عنوان دیگری به کار ببرم . عبدالوهاب شهیدی یک اعتبار و یک منش انسانی و بزرگوارانه در موسیقی ماست ، هرجا که شهیدی بود بالاترین عنوان هنر را داشت ، چه در جشن ها ، چه در گلها و چه در حضور مردم ، من همیشه پشت سر این نازنین خودم را پنهان می کردم و از او یاد می گرفتم که رفتار هنری باید چگونه باشد ؛ با سایه عزیز بارها و بارها درباره این بزرگمرد صحبت کردیم و سایه چقدر با عشق و احترام از عبدالوهاب شهیدی یاد می کرد؛ یک احترامی بین ما برقرار بود که کسی متوجه آن نمی شد ، ولی وجود داشت و وجود دارد . از وقتی که من در رادیو بودم مخصوصاً از زمانی که جناب سایه به آنجا تشریف آوردند و برنامه گلهای تازه و گلچین هفته را تهیه کردند ، من همیشه سایه به سایه در کنار ایشان بودم ، چه با گروه استاد بزرگوار فرامرز پایور ، که حق بزرگی به گردن من دارد و چه در کنار محمدرضا لطفی و گروه شیدا ، ارکستر گلها ، جناب فخرالدینی و دیگر گروه هایی که در رادیو بودیم . در ابتدا استاد شهیدی با اینها برنامه داشتند ، چه در رادیو و چه در کنسرت ها ، مخصوصاً با گروه استاد پایور؛ خوب یادم هست که جشن هنرها همیشه شب اول با صدای ایشان و گروه استاد پایور آغاز می شد و ما آنجا نظاره گر بودیم و از هنرهای این بزرگمرد استفاده می کردیم ؛ موقعی که به تازگی کار را در خدمت آقای مهرتاش شروع کرده بودم ، ایشان با احترام بسیار از عبدالوهاب شهیدی یاد می کردند و عشق و علاقه شدیدی بین ایشان و آقای شهیدی بود ، جناب مهرتاش می گفتند شهیدی اعتبار سازمان هنریشان ، ” جامعه باربد ” است . استاد مهرتاش ، با پشتکار و عشق به این جامعه توجه داشتند ، تئاتر و موسیقی در آنجا ارائه و تدریس می شد وایشان بارها و بارها از آقای شهیدی با خاطرات خوب یاد می کردند . من نمی خواهم زیاد وقت شما عزیزان را بگیرم ، بهرحال صحبت زیاد است و با عرض احترام نسبت به این پیشکسوت بزرگ و پیر دیر ما که سایه شان بر سر ما هست و باید دعا کنیم که همیشه بر سر ما بماند و سایه نازنین که حق بزرگی بر گردن موسیقی و شعر ما دارند و چه روزگارانی که ما با هم داشتیم و داریم ، مخصوصاً وقتی که من ، مرحوم لطفی و جناب سایه سه نفری در کنارهم بودیم و آن دوران اتفاقات خوبی می افتاد ، جای لطفی خیلی در اینجا خالیست ، یادش بخیر ؛ چه زود رفت و باور نمی کردیم که لطفی انقدر زود ما را ترک می کند و می رود . امیدواریم که عزیزانی که هستند سایه شان به سر ما باشد ، استاد ظریف نازنین که اینجا هستند ، دوست عزیز ، مرد نیک سرشت ، محجوب و با حیائی که کمتر صحبت می کند و وقتی که دست به ساز می برد حرف دلش را می زند و حسن ناهید عزیز که اینجا هستند ، ما همگی خاطراتی با هم داشتیم ، خاطراتی مشترک با عبدالوهاب شهیدی ؛ ما همگی در کنار هم بودیم ، امیدوارم که این ارتباطات دوباره باشد و این اساتید و بزرگان سایه شان بر سر هنرمندان امروز باشد و هنرمندان امروز هم قدر این بزرگان را بدانند .

محمدرضا شجریان ـ عکس از جواد آتشباری

محمدرضا شجریان ـ عکس از جواد آتشباری

در پایان از علی دهباشی عزیز تشکر می کنم که می دانم سالهاست با دست خالی بخارا را نگه داشته است ، یادم هست که هیچ گونه بودجه ای نداشت و این مرد با پشتکار ادامه داد و تا الان بخارا را نگه داشته است و بزرگان را دوباره به جامعه یادآور می شود ، برنامه هایی که گذاشته است برای بزرگداشت بزرگان موسیقی و … چه در ایران و چه خارج از ایران ، بسیار کارهای ارزنده ای است ، سایه اش در این سرزمین بماند و امیدوارم که تنش سالم و دلش خوش باشد و کاری که دارد انجام می دهد را همچنان ادامه دهد ؛ روزگار به همه خوش باد .»


ادامه مطلب

شب پاتریک رینگنبرگ برگزار شد

patrik

پاتریک رینگنبرگ و رونمایی از کتابش با عنوان: آرایه در هنرهای اسلامی موضوع دویست و چهارمین شب بخارا بود که با همکاری بنیاد فرهنگی هنری ملت، دایره‏‎العمارف بزرگ اسلامی، گنجینه پژوهشی ایرج افشار و نشر شمع و ماه برگزار شد.

سخنران اول جلسه دکتر کریستینا فیشر درباره پاتریک رینگنبرگ و آثار هنری وی چنین گفت:

« من از آقای علی دهباشی و بنیاد افشار برای تدارک امشب کمال سپاسگزاری را دارم و خوشحالم که این فرصت را یافتم تا دکتر پاتریک رینگنبرگ را به شما معرفی کنم. وقتی تقریباٌ دو سال پیش به تهران آمدم در کتابخانه یک کتاب با عنوان “راهنمای فرهنگ ایرانی” یافتم که مانند بسیاری از کتاب های دیگر به صورت کامل در مورد ایران توضیح می داد. چند ماه بعد با دکتر رینگنبرگ آشنا شدم. وقتی با یک تحصیل کرده ی جوان روبرو شدم که ایران را به عنوان وطن دومش برگزیده بود متعجب نشدم. او نیمه ی گمشده دیگرش را یافته بود.

پاتریک رینگنبرگ تحصیلات کارشناسی ارشد خود را در ژنو در رشته سینما به پایان رساند و سپس در پاریس ادامه تحصیل داد. مدرک دکتری خود را در رشته ی هنر در ژنف گرفت و در حال حاضر در لوزان و تهران زندگی می کند. کارهای بسیار متنوعی دارد. او محقق موسسه فرهنگ و ادیان مدرن لوزان است و همینطور در یک آژانس مسافرتی سهیم است. هنگام تحقیقاتش درباره موضوعات اسلام، تاریخ هنر و فلسفه غرب و تاریخ ادیان کتاب‎های بسیاری از او منتشر شد. آخرین کتابش « آرایه در هنرهای اسلامی » امروز به شما معرفی می‎شود.

کریستینا فیشر

کریستینا فیشر

کتاب راهنمای ایران برای سومین بار به چاپ رسیده است و بزودی به آلمانی نیز ترجمه خواهد شد. بعلاوه در حال حاضر وی در مورد موضوع مشهد مشغول به کار است. امیدوارم شما را درمورد این سوئیسی ـ ایرانی فعال کمی کنجکاو کرده باشم .»


ادامه مطلب

برگزیده‎ای از اشعار شماره ۷۵ بخارا ( فروردین ـ تیر ۱۳۸۹)

مقصد…  جلال الدین همایی

(۱۲۷۸- ۲۸ تیر ۱۳۵۹)

جلال الدین همایی

جلال الدین همایی

 

عمری به عبث در ره مقصود دویدیم

یک عمر دویدیم و به مقصد نرسیدیم

گفتند که یار است به هر گوشه پدیدار

ما این همه گشتیم، چرا یار ندیدیم

چون طایر آواره تشویش گرفته

هر لحظه از این شاخ بدان شاخ پریدیم

از خلق خدا خیر ندیدیم از آن روی

در گوشه تنهایی و خلوت بخزیدیم

بودیم یکی آهوک رام، ولیکن

گرگان به کمینگاه چو دیدیم، رمیدیم

شهد لبن کودکی از خاطر ما برد

زهری که از این کاسه وارونه چشیدیم

چون دست اجل رخت حیات از تن ما کند

در بستر خواب ابدی راه کشیدیم

هم خاک شود باز گرفتم که دگر بار

چون سبزه نوخاسته از خاک دمیدیم

در جلوه بود یار به هر سوی پدیدار

گر کور نبودیم چرا یار ندیدیم

گیتی است سیاه گلشنی آراسته لیکن

ما جز علف هرزه از این باغ نچیدیم

از عهد جوانی     سید کریم امیری فیروزکوهی

(۱۲۸۹ – ۱۹ مهر ۱۳۶۳)


ادامه مطلب

شناخت لرستان به همت حمید ایزدپناه / پریسا احدیان

izadpanah (2)

دویست و سومین شب مجله بخارا برای حمید ایزدپناه و با همکاری بنیاد فرهنگی اجتماعی ملت ، دایره‎العمارف بزرگ اسلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار ، گنجینه پژوهشی ایرج افشار و نشر اساطیر عصر شنبه ۱۹ اردیبهشت در کانون زبان فارسی برقرار شد.

علی دهباشی در آغاز این شب چنین گفت : « خوشحالیم که یکی دیگر از شبهای بخارا را به یکی از فرزندان صدیق و اصیل فرهنگ ایران، یعنی جناب آقای حمید ایزدپناه اختصاص دادیم.» سپس دهباشی از وب سایت لرستان متنی دربارۀ استاد ایزدپناه قرائت کرد:

« حمید ایزدپناه، نویسنده، ادیب و پژوهشگر و شاعر لرستانی متخلص به “صفا” فرزند مرحوم میرزا قاسم ایزد پناه(ساکی) روز ۲۷ آبانماه سال ۱۳۱۲ در خرم آباد به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهر خرم آباد گذراند، بنا به دلایلی از سال چهارم دبیرستان ناچار به ترک تحصیل شده و همزمان با پیوستن به آموزش و پرورش لرستان خدمت آموزگاری را برگزید.

در خلال تحصیل در کلاس سوم متوسطه، عضو انجمن ادبی دبیرستان پهلوی خرم آباد شده و در فعالیت های هنری و فرهنگی مدرسه فعالانه شرکت نمود. استعداد و انگیزه های وی در نویسندگی و تحقیقات تاریخی در فعالیت های انجمن ادبی و جلسات تحقیقاتی مدرسه از منظر آموزگاران و همکلاسی های او بقدری مشهود بود که لقب ” سرگپ” (بزرگ سر) از جمله واژه هایی بود که دوستان برای خطاب نمودن وی به کار می بردند.

علی دهباشی

علی دهباشی

در ضمن کار آموزگاری، گواهینامه کلاس های پنجم و ششم دبیرستان را به صورت آزاد و با شرکت در امتحانات سالیانه در تهران به دست آورد و موفق به دریافت لیسانس از دانشگاه تهران شد. پایان نامه ی او “فرهنگ واژه های لری” با راهنمائی استاد منوچهر ستوده در سال ۱۳۴۵ از سوی انجمن فرهنگ ایران چاپ و منتشر شد.


ادامه مطلب

فرهنگ ایران و ترکیه از دیرباز به هم پیوسته است/ مریم محمدی

adnan (2)

جلسۀ دیدار و گفتگو با پروفسور عدنان قارا اسماعیل اوغلو، مولوی پژوه، استاد زبان فارسی و مدیر گروه زبان‌ها و ادبیات شرقی دانشگاه قریق قلعه در کشور ترکیه، صبح امروز، پنج شنبه ۱۷ اردیبهشت ماه ۹۴، در کتابفروشی آینده برگزار شد.

در ابتدای جلسه علی دهباشی، مدیر و سردبیر مجلۀ بخارا، از مهمان این نشست که با وجود اقامت کوتاه مدتش در ایران این فرصت را به بخارا و کتابفروشی آینده داده و در جمع علاقه‌مندان حضور یافت، تشکر کرد و همچنین از حضور ارزشمند آقایان دکتر محمدعلی موحد و منوچهر انور قدردانی نمود.

ایشان در ادامه، سوابق تحصیلی و خدمات ادبی و فرهنگی و همچنین آثار دکتر عدنان قارا اسماعیل اوغلو را به اختصار برشمردند.

دکتر عدنان اوغلو و علی دهباشی ـ عکس از جواد آتشباری

دکتر عدنان اوغلو و علی دهباشی ـ عکس از جواد آتشباری

دکتر عدنان کارااسماعیل اوغلو در سال ۱۹۵۷ در طرابزون به دنیا آمد. در سال ۱۹۷۹ در رشته زبان و ادبیات عربی و فارسی از دانشکده ادبیات دانشگاه آتاترک فارغ‌التحصیل شد. در همان رشته در سال ۱۹۸۰ به عنوان دستیار گروه زبان و ادبیات فارسی آغاز به کار کرد. در سال ۱۹۸۵ تحصیلات خود را در مقطع دکترا به پایان رساند و در سال ۱۹۹۰ به عنوان استادیار، در سال ۱۹۹۱ به عنوان دانشیار و در سال ۱۹۹۷ به عنوان پروفسور دست یافت. بعد از دانشگاه‌های آتاترک و سلجوق هم اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه قریق‌قلعه می‌باشد. از فوریه ۲۰۱۰ تا فوریه ۲۰۱۴ به عنوان معاون رئیس دانشگاه قریق‌قلعه مشغول به کار بوده است. در همان دانشگاه از دوم مارس ۲۰۱۲ تا نهم ژوئیه ۲۰۱۳ به عنوان سرپرست دانشکده هنرهای زیبا مشغول به کار بوده است. هم اکنون به عنوان مدیر گروه زبانها و ادبیات شرقی دانشکده علوم و ادبیات دانشگاه قریق‌قلعه مشغول به کار می‌باشد. پروفسور دکتر کارااسماعیل اوغلو از سال ۲۰۰۴ تا کنون ریاست انجمن تحقیقاتی مولانا در آنکارا را برعهده دارد.

حیطه فعالیت وی زبان و ادبیات فارسی، ادبیات کلاسیک ترک و نیز تحقیق در زمینه زندگی و آثار مولانا می‌باشد.

برخی از کتاب‌های منتشر شده:

  • بررسی اشعار دوره کلاسیک ترکی، آنکارا، ۲۰۰۱، انتشارات آق‌چاغ.
  • مولانا و مثنوی، آنکارا، ۲۰۰۱، انتشارات آق‌چاغ.
  • مثنوی معنوی، (متن فارسی؛ به همراه دکتر دانشیار دریا اورس) شهرداری، قونیه ۲۰۰۵؛ چاپ دوم، آنکارا، ۲۰۰۵انتشارات آق‌چاغ.
  • کتابشناسی مولانا، انتشارات اداره کل فرهنگ و گردشگری قونیه، ۲۰۰۶ (به همراه سعید اوُقوموش و فخرالدین جوشغون‌أر)، چاپ دوم (تفصیلی)، قونیه، ۲۰۱۳.
  • از دیدگاه مولانا… – انسان و جامعه-، آنکارا: انتشارات سندیکای خدمت- کار، ۲۰۰۷؛ چاپ دوم، آنکارا، ۲۰۱۱ (انتشارات آق‌چاغ).
  • آیینهای شریف قطب النایی عثمان دده، انتشارات اداره کل فرهنگ و گردشگری قونیه، ۲۰۰۸ (به‌همراه تیموچین چویک اوغلو)

 

ترجمه‌ها:

  • بهارستان جامی، آنکارا، ۲۰۰۲، انتشارات آق‌چاغ.
  • گلستان سعدی، آنکارا، ۲۰۰۲، انتشارات آق‌چاغ.
  • مثنوی مولانا، جلد ۱-۲، آنکارا ۲۰۰۴؛ چاپ دوم، جلد ۱-۳، آنکارا ۲۰۰۷؛ چاپ سوم، آنکارا، ۲۰۰۷، انتشارات آق‌چاغ.
  • ۸۰۰ بیت از مثنوی، اداره کل فرهنگ و گردشگری قونیه، ۲۰۰۷ (فارسی، ترکی و انگلیسی به همراه استادیار دکتر ارمغان اردوغان)؛ چاپ دوم، آنکارا، ۲۰۱۴ (انتشارات آق‌چاغ).

 

سپس این استاد زبان و ادبیات فارسی با حاضران سخن گفت: سلام عرض می‌کنم و شرمنده‌ام که با حضور آقای دکتر موحد در این جایگاه نشسته‌ام. هر چند من افتخار حضور در محضر ایشان را نداشته‌ام، ولی ما در ترکیه همواره از آثار ایشان استفاده می‌کنیم و دقایق بسیاری دربارۀ شمس و مولانا با مطالعۀ این آثار بر ما آشکار شده است. همچنین از جناب آقای دهباشی برای برگزارکردن این جلسه و نیز حضور خانم‌ها و آقایان سپاسگزارم.

دکتر عدنان اوغلو ـ عکس از جواد آتشباری

دکتر عدنان اوغلو ـ عکس از جواد آتشباری


ادامه مطلب

شب نویسندگان آلمانی زبان معاصر برگزار شد

germany (1)

چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ کانون زبان فارسی میزبان نویسندگان آلمانی زبان معاصر بود که مجله بخارا آن را با همکاری بنیاد فرهنگی اجتماعی ملت، سفارت‎های سوئیس ، آلمان و اتریش تدارک دیده بود.

در ابتدای این نشست داستان‎خوانی علی دهباشی از کریستینا فیشر برای افتتاح جلسه دعوت کرد و خانم فیشر، رایزن سفارت سوئیس در ایران که به زبان فارسی سخن می‎گفت چنین اظهار کرد: « خانم‎ها و آقایان سلام. دیگر این یک سنت شده است که در طی برگزاری نمایشگاه کتاب تهران کشورهای خارجی از نویسندگان خود دعوت می‎کنند که به ایران بیایند و با فارسی‎زبانان گفتگو کنند ، آشنا شوند و داستان‎خوانی کنند. اکنون هم طبق سنت در بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار جمع شده‎ایم که این نویسندگان داستان‎خوانی کنند که باعث پیوند بیشتر ما با یکدیگر می‎شود و از همکارانم در سفارت‎های آلمان و اتریش برای برپایی این برنامه تشکر می‎کنم و همینطور از بنیاد موقوفات دکتر افشار و بنیاد ملت و نیز از علی دهباشی و مجله بخارا تشکر می‎کنم و از شما دعوت می‎کنم تا به این داستان‎ها که با کمک مترجمان به فارسی ترجمه می‎شود گوش دهید. »

کریستینا فیشر ـ رایزن فرهنگی سفارت سوئیس ـ عکس از متین خاکپور

کریستینا فیشر ـ رایزن فرهنگی سفارت سوئیس ـ عکس از متین خاکپور

پس از آن علی دهباشی از اوتو گراف، ریاست بخش فرهنگی سفارت آلمان در ایران دعوت کرد و وی نیز چنین گفت:

« از طرف سفارت آلمان از برگزارکنندگان این مراسم و همچنین همکارانم در سفارت‎های خارجی این مراسم کمال تشکر را دارم. امیدوارم که این برنامۀ متن‎خوانی همان تنوعی را در خودش داشته باشد که از لحاظ فرهنگی بین این سه کشور آلمانی زبان وجود دارد.

برای شما آرزو می‎کنم که شب ادبی دل‎نشینی داشته باشید. »


ادامه مطلب

فابرتیزیو د آندره و موسیقی ایتالیا/ پریسا احدیان

andre (1)

دویست و سومین شب از نشست های شب های بخارا میزبان موسیقی ایتالیا بود. شب نوازنده و خواننده و ترانه‎سرای ایتالیایی “فابریتزو د آندره”.

در ابتدای جلسه علی دهباشی ضمن خوشامدگویی در باره ی د آندره چنین گفت:

” فابرتیزیو د آندره خواننده و آهنگساز ایتالیایی که در میان دوستدارنش در ایتالیا به فابر معروف بود در هجدهم فوریه ۱۹۴۰ در جنوای ایتالیا چشم به جهان گشود و در ۱۱ ژانویه ی ۱۹۹۹ در شهر میلان چشم از جهان فروبست.

آندره به داشتن تمایلاتی آنارشیستی و آزادی خواهانه و صلح جویی شهرت داشت.

اوج فعالیت های هنری موسیقیایی او در سال های ۱۹۵۸ تا ۱۹۹۰ بود و در این مدت ۱۳ آلبوم از آهنگ ها و ترانه هایش را منتشر کرد.سبک مردمی و اجتماعی ترانه هایش در میان ایتالیایی ها و دوست داران زبان ایتالیایی سبب شد که به شهرت شاعری نیز دست یابد.

موسیقی او به شدت تحت تاثیر فرهنگ مردمی ایتالیا قرار داشت و در عین حال از ترانه سرایان فرانسوی به سبک های هنری و مکاتب فکری مشابه بویژه از ژرژ برسنس که او را استاد خود می دانست و از میان خوانندگان و ترانه سرایان انگلیسی زبان از لئوناردو کوهن و باب دیلان متاثر بود.

د آندره در ترانه هایش از عشق می گفت. اقلیت های اجتماعی، قشر ناتوان و ضعیف و ستم دیده مخاطب او بودند و برای آن ها می سرود و می خواند.

د آندره در اوج شهرت خود در سن ۵۹ سالگی به علت سرطان ریه در گذشت.”

سخنران دوم جلسه سفیر ایتالیا، مائورو کونچاتوری، در باره ی تاریخ موسیقی دهه ی شصت میلادی ایتالیا و      د آندره سخن گفت و سخنان وی را حانیه اینانلو به فارسی ترجمه کرد.کونچاتوری با اشاره به اینکه هم نسلان او هنوز آهنگ ها و ترانه های د آندره را زمزمه می کنند چنین ادامه داد:

” در مورد ترانه های د آندره می توانم از اولین آثار او ترانه ای به عنوان “مرنلا” ( (Merenela یاد کنم که این ترانه شاید به خاطرات دوران کودکی من بازگردد و جزو حافظه ی جوانی و جوانان ایتالیا است. ملودی خاص و در واقع مهر تایید خود او یک اثر زیبا و منحصر به فرد را خلق کرده است.

مائورو کونچاتوری ـ سفیر ایتالیا در ایران

مائورو کونچاتوری ـ سفیر ایتالیا در ایران

این اثر بعد ها توسط مینا خواننده ی مشهور ایتالیا بازخوانی شد اما آن چیزی که همیشه در خاطر داشتم و زمزمه کردم دقیقا اجرای خود د آندره با همان ویژگی و مشخصات بوده و است.”

وی سپس به مکتب جنوایی و خوانندگانی چون پائولی، بیندی، تنکو و د آندره اشاره کرد و ادامه داد:


ادامه مطلب

دسته‌ها