11 Comments

  1. 1

    احمد رضا نادری

    برخی جان توجانم کآمدی با جام گل
    بستر رود بیانت جاری از پیغام گل
    تا شدی خاقان ملک شعر خاقانی ، شده:
    نام خاقانی علم در هر کجا چون نام گل
    شد مشام جان معطر از «نسیم صبح »تو
    میدهد جان را نوازش کام تو چون کام گل
    با براق فکر رفتی بر ثریا از ثری
    از ثریا بازبستی بر ثری احرام گل
    خار خار بند و زندان را چو سطری خواند دل
    رفت آرامم چو در فصل خزان آرام گل
    ساغری از پنجنوشت ریختم بر کام جان
    گل بر آمد از گلم چون باغ در هنگام گل
    رمزی از گنجینه اسرار خواندم بر خرد
    سر به زیر افکند و شد رخسار ه اش همفام گل
    صرف کردی عمر خود در نحو دانش پروری
    گر گلاب از گل بماند از تو ماند جام گل
    تا طلسم از سحر خاقانی گشو دی ، داده ای
    از نسیم روح بخشش بر روان ها وام گل
    مالک ملک سخن خاقانی مالک رقاب
    غنچه ای سهراب وش بد ،از دمت شد سام گل
    تا ابد سر سبز بادا باغ جانت ای عزیز
    خود مبادا مدتت چون مدت ایام گل

  2. 2

    هیوا افشار

    شب گرانقدری بود
    متشکرم از همه کسانی که برگزارکننده بودند

    اگر فیلم و عکسهای مراسم برای بنده ایمیل میشد
    بیش از پیش سپاسگزار بودم

  3. 3

    نوید مسیحی پور

    در کنار اساتید علم و ادب شبی بود بسیار دلنشین، برای غیرادبیاتی ای همچون من.

  4. 4

    گلی اشرف مدرس

    با درود فراوان بر برگزارکنندگان شب دکتر عباس ماهیار به ویژه دکتر افشار.بسیار از خواندن مطالب لذت بردم، به ویژه مطلب جناب آقای فتوحی که حس نوستالژیک خاص آن ،مرا برای لحظاتی از حال بازگرفت و به سال های ۶۸ تا ۷۲ برد و دانشگاه تربیت معلم تهران و کلاس دکتر ماهیار… که آن قدر صادق و صمیمی توصیف شده بود و بی اختیار خود را در کلاس می دیدم…بسیار برایم لذت بخش بود.
    برایتان آرزوی سرافرازی دارم.
    افتخار می کنم که زمانی شاگرد ناچیز اساتید بزرگوار و ارزشمندی چون دکتر ماهیار، عابدی، فرزاد ،انوری و عرب بوده ام.
    گلی اشرف مدرس

  5. 5

    گلی اشرف مدرس

    با درود فراوان بر برگزارکنندگان شب دکتر عباس ماهیار به ویژه دکتر افشار.بسیار از خواندن مطالب لذت بردم، به ویژه مطلب جناب آقای فتوحی که حس نوستالژیک خاص آن ،مرا برای لحظاتی از حال بازگرفت و به سال های ۶۸ تا ۷۲ برد و دانشگاه تربیت معلم تهران و کلاس دکتر ماهیار… که آن قدر صادق و صمیمی توصیف شده بود که بی اختیار خود را در کلاس می دیدم…برای جناب دکتر ماهیار آرزوی عمر باعزت دارم.
    برای شما دست اندرکاران شب بخارا نیز آرزوی سرافرازی دارم.
    افتخار می کنم که زمانی شاگرد ناچیز اساتید بزرگوار و ارزشمندی چون دکتر ماهیار، عابدی، فرزاد ،انوری و عرب بوده ام.
    گلی اشرف مدرس

  6. 6

    گلی اشرف مدرس

    با درود فراوان بر برگزارکنندگان شب دکتر عباس ماهیار به ویژه دکتر دهباشی.بسیار از خواندن مطالب لذت بردم، به ویژه مطلب جناب آقای فتوحی که حس نوستالژیک خاص آن ،مرا برای لحظاتی از حال بازگرفت و به سال های ۶۸ تا ۷۲ برد و دانشگاه تربیت معلم تهران و کلاس دکتر ماهیار… که آن قدر صادق و صمیمی توصیف شده بود که بی اختیار خود را در کلاس می دیدم…برای جناب دکتر ماهیار آرزوی عمر باعزت دارم.
    برای شما دست اندرکاران شب بخارا نیز آرزوی سرافرازی دارم.
    افتخار می کنم که زمانی شاگرد ناچیز اساتید بزرگوار و ارزشمندی چون دکتر ماهیار، عابدی، فرزاد ،انوری و عرب بوده ام.
    گلی اشرف مدرس

  7. 7

    کامران شاه مرادیان

    گل در بر و می بر کف ومعشوق به کام است سلطان جهانم بهچنین روز غلام است
    ضمن سپاس بی قیاس از برگزار کنندگان این محفل و جشن باشکوه ، به ویژه دانشجویان محترم دانشگاه خوارزمی ، این حقیر نیز بنا به وظیفه به عنوان کمینه شاگرد استاد ، در آن شب شیرین حضور داشتم و شبی خوش رادر کنار شاهد و شمع و شراب و شیرینی سپری کردیم و دیدار دوستان و استادان خود را غنیمت شمردیم.در آن شب خوش ، خار خار بند و زندان را در هم شکستیم و با نوشیدن جامی از پنج نوش سلامت گنجینه ی اسرار الهی را از ثری تا ثریا سیر کردیم.سحر بیان خاقانی – این مالک ملک سخن – را به یاد نسیم صبحگاهی کلاس‌های صرفو نحو و مرجع شناسی مرور کردیم . عروض و قافیه ی شیرین سخنان بسیار کوتاه – اما شیرین – استاد در لابلای بغضهایش اشکهایم را ناخودآگاه جاری کرد و من را به ایام رهنمودهای استاد در زمان نگارش پایان نامه ی دکتری – تحولات اوزان عروضی در شعر نو نیمایی،از نیما تا امروز-برد.
    زحمتهای جناب آقای دهباشی و همکاران ایشان در شبهای بخارا و صد البته حاضران در آن محفل نورانی نیز قابل ستایش بود.با آرزوی طول عمر با برکت برای استاد ماهیار دوست داشتنی و تمام اساتید بزرگوار ، امیدوارم همواره قدر این شبها را بدانیم.
    با تشکر : کامران شاه مرادیان

  8. 8

    کامران شاه مرادیان

    گل در بر و می بر کف ومعشوق به کام است ////// سلطان جهانم به چنین روز غلام است
    ضمن سپاس بی قیاس از برگزار کنندگان این محفل و جشن باشکوه ، به ویژه دانشجویان محترم دانشگاه خوارزمی ، این حقیر نیز بنا به وظیفه به عنوان کمینه شاگرد استاد ، در آن شب شیرین حضور داشتم و شبی خوش رادر کنار شاهد و شمع و شراب و شیرینی سپری کردیم و دیدار دوستان و استادان خود را غنیمت شمردیم.در آن شب خوش ، خار خار بند و زندان را در هم شکستیم و با نوشیدن جامی از پنج نوش سلامت گنجینه ی اسرار الهی را از ثری تا ثریا سیر کردیم.سحر بیان خاقانی – این مالک ملک سخن – را به یاد نسیم صبحگاهی کلاس‌های صرف و نحو و مرجع شناسی استاد مرور کردیم . عروض و قافیه ی شیرین سخنان بسیار کوتاه – اما شیرین – استاد در لابلای بغضهایش اشکهایم را ناخودآگاه سرازیر کرد و من را به ایام رهنمودهای استاد در زمان نگارش پایان نامه ی دکتری – تحولات اوزان عروضی در شعر نو نیمایی،از نیما تا امروز-برد.
    زحمتهای جناب آقای دهباشی و همکاران ایشان در شبهای بخارا و صد البته حاضران در آن محفل نورانی نیز قابل ستایش بود.با آرزوی طول عمر با برکت برای استاد ماهیار دوست داشتنی و تمام اساتید بزرگوار ، امیدوارم همواره قدر این شبها را بدانیم.
    با تشکر : کامران شاه مرادیان

  9. 9

    حسین علیقلی زاده

    درود بر مرد بزرگ، استاد ماهیار
    کلاس ایشان غیر از علم، درس اخلاق و انسانیت هم بود. خوشحالم که در بزرگداشت ایشان محفلی برگزار شده و ناراحت از اینکه نتوانستم در آنجا باشم.
    برای ارشد و دکترا که دانشگاه علامه می خواندیم، عربی ما به لطف استاد خوب شده بود و از دیگر دانشجویان سرآمد شده بودیم و استادان هر جا می پرسیدند که عربی کجا و با کی خواندید، وقتی جواب ما را می شنیدند که دانشجوی استاد ماهیار بودیم، سند آن قدر محکم و قوی بود که همه تسلیم می شدند و علم ما را تأیید می کردند. سپاس فراوان دارم از استاد عزیزم به خاطر همه چیز
    از برگزار کنندگان این بزرگداشت هم سپاسگزاری می کنم که قدر بزرگان را می دانند و عمل می کنند.
    دانشجوی استاد در دورۀ کارشناسی

  10. 10

    احمد رضا نظری چروده

    اینجانب دکتر احمدرضا نظری چروده دکترای زبان وادبیات فارسی از سال۶۸وارد دانشگاه تربیت معلم تهران شدم وسال۷۲ فارغ التحصیل کارشناسی شدم نام دکتر ماهیار سرلوحه مشق علمی من شد با انکه استادانی مثل دکتر عرب ودکتر عابدی فرزاد نجفدری کردحیدری برای من الگو بودند اما دکتر ماهیار جدی بود وشاید سخت گیر او مثل دیگران به ما رو نشون نمیداد اما دلسوز ما بود مهربانی عابدی وعرب ودیگران رانداشت وگذاشته بود به وقتش .دکتر ماهیار ترم ششم به بعد با ما بسیار مهربان بود چون نتیجه کار خود را دیده بود اما سخن اخر دانشگاه تربیت معلم با نام بزر گانی چون ماهیار وعابدی وانوری جاودانه تاریخ خواهد ماند ونتیجه اش که ما شاگردان مکتب گریز بودیم دکتر ماهیار دوستت دارم شما که همه شاگردانتان را میشناختید همیشه دکتر میگفت مثل دکتر خانلری درادبیات ایران هرگز ظهور نمیکند اگر هم کسی بیا شاید بشه یه دکتر ماهیار حالا من میگم دکتر ماهیار شدن کار بسیار سختیه تو این زمانه همین شاگرد دکتر ماهیار برای من افتخاره اما از استاد دهباشی تشکر میکنم که این حس نوستالزیک مارا به قول خانم مدرس همدوره ای عزیز بیدار کردند وتداعی زیبای دوره جوانی /دیر زیاد ان بزرگوار خداوند / جان گرامی به جانش اندر پیوند ارادتمند نظری چروده استارا دانشگاه ازاد

  11. 11

    امیر رزاقی

    درود ورحمت واسعه الهی به روح پاکش بیش از سی سال پیش دانشجویش در دانشگاه آزاد تهران مرکز بودم همیشه خاطر نیکش درذهنم میباشد شعری که چند باری برای درس تکرار کردند را به یاد دارم “دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم بازش به طره تو به مضراب میزدم ……. یک روز نزدیک تعطیلات گفتند بچه ها جلسه بعد من نمی آیم می خواهم بروم دهاتمان آره من بچه ناف دهاتمونم با لهجه شیرین آذریش روحش شاد

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2016 Developed By Nasour Naghipour