
عصر دوشنبه بخارا
به مناسبت انتشار کتاب قتل خانوادۀ سلطنتی
به مناسبت انتشار کتاب قتل خانواده سلطنتی نوشتهٔ نیکالای ساکالوف با ترجمهٔ شهرام همتزاده که به تازگی از سوی انتشارات نگارستان اندیشه منتشر شده است، چهل و چهارمین عصر دوشنبهٔ بخارا به نقد و بررسی این اثر اختصاص یافته است. در این نشست که روز دوشنبه یکم تیرماه ۱۴۰۵ ساعت پنج عصر در باغ موزهٔ نگارستان برگزار خواهد شد، الهه کولایی، جهانگیر کرمی، شهرام همتزاده و علی دهباشی سخن خواهند گفت.
کتاب «قتل خانوادۀ سلطنتی» نوشتۀ نیکالای ساکالوف بیش از شصت و پنج سال همچون کتابی ممنوعه، در اختیار شمار اندکی از مردم روس بود؛ آنها با احتیاط دربارۀ این کتاب با هم سخن میگفتند و ناامیدانه به دنبالِ آن میگشتند. مقامات کشور شوروی اجازۀ انتشار این کتاب را نمیدادند، آن را پنهان میکردند و نوشتههای آن را دروغ میشمردند ولی با این حال این کتاب به حیات خود ادامه میدهد و مردم را مجذوب خود میکند؛ همان گونه که خاصیت هر «حقیقتی» این چنین است.بلشویکها پایهگذارِ آن چیزی در روسیه بودند که در تمام تاریخ هفتاد و چهار سالۀ شوروی ادامه داشت و آن هم «دروغ» بود. آنها فقط هنگامی راست میگفتند که امکان دروغ گفتن وجود نداشت! دروغ و خشونت دو ابزار آنها برای تصاحب قدرت و به بردگی کشیدن انسانها بود؛ از این رو نمیتوان انتظار داشت که دربارۀ نیکالای دوم و قتل او راست بگویند. «دولت موقت» با وجود تمام خصومتی که با نیکالای دوم دارد و حتی برای او و همسرش تشکیل پروندۀ قضایی میدهد، هیچ سندی مبنی بر مجرمیت و خیانت آنها به میهن پیدا نمیکند. روسیه که بنا به گواهی آمار، در دوران نیکلای دوم پا به عرصۀ شکوفایی و پیشرفت گذاشته بود باید به گونهای متوقف میشد؛ غرب و بهویژه آلمان تمایلی به دیدن روسیهای قدرتمند نداشت. افراد وحشی و بیوطنی که از انسانهای شریف عقده داشتند، یکشبه بر مسند قدرت نشستند و تا توانستند کشتند و غارت کردند.
کتاب «قتل خانوادۀ سلطنتی» نوشتۀ نیکالای ساکالوف بیش از شصت و پنج سال همچون کتابی ممنوعه، در اختیار شمار اندکی از مردم روس بود؛ آنها با احتیاط دربارۀ این کتاب با هم سخن میگفتند و ناامیدانه به دنبالِ آن میگشتند. مقامات کشور شوروی اجازۀ انتشار این کتاب را نمیدادند، آن را پنهان میکردند و نوشتههای آن را دروغ میشمردند ولی با این حال این کتاب به حیات خود ادامه میدهد و مردم را مجذوب خود میکند؛ همان گونه که خاصیت هر «حقیقتی» این چنین است.بلشویکها پایهگذارِ آن چیزی در روسیه بودند که در تمام تاریخ هفتاد و چهار سالۀ شوروی ادامه داشت و آن هم «دروغ» بود. آنها فقط هنگامی راست میگفتند که امکان دروغ گفتن وجود نداشت! دروغ و خشونت دو ابزار آنها برای تصاحب قدرت و به بردگی کشیدن انسانها بود؛ از این رو نمیتوان انتظار داشت که دربارۀ نیکالای دوم و قتل او راست بگویند. «دولت موقت» با وجود تمام خصومتی که با نیکالای دوم دارد و حتی برای او و همسرش تشکیل پروندۀ قضایی میدهد، هیچ سندی مبنی بر مجرمیت و خیانت آنها به میهن پیدا نمیکند. روسیه که بنا به گواهی آمار، در دوران نیکلای دوم پا به عرصۀ شکوفایی و پیشرفت گذاشته بود باید به گونهای متوقف میشد؛ غرب و بهویژه آلمان تمایلی به دیدن روسیهای قدرتمند نداشت. افراد وحشی و بیوطنی که از انسانهای شریف عقده داشتند، یکشبه بر مسند قدرت نشستند و تا توانستند کشتند و غارت کردند.
میدان بهارستان، خیابان دانشسرا، خیابان شریعتمدار رفیع، باغموزۀ نگارستان، تالار دکتر روحالامینی