مجله فرهنگی و هنری

مدیر و سردبیر
علی دهباشی

طرح اصلی روی جلد
مرتضی ممیز

خوشنویسی روی جلد
محمد احصایی

شعر از
سعید نفیسی

فاكس موقت
88958697
تلفن همراه
09121300147

آدرس پست الكترونیک
dehbashi.ali@gmail.com

مجله بخارا در اینترنت
bukharamag.com

تهران صندوق پستی
166-15655

جستجو در بخارا

Loading

قلم رنجه

قلم رنجه (۳) / بهاءالدین خرمشاهی

دفتر تلفن من

یک‌ روز که‌ توفیق‌ ملاقات‌ با مدیر و سردبیر بخارا جناب‌ دهباشی‌ دست‌ داد، دفتر حجیم‌ تلفن‌ من‌ روی‌ میز بود، ایشان‌ تعجب‌کنان‌ از دیدن‌ آن‌ دفتر که‌ مجمع‌ پریشانی‌ است‌، دفتر تلفن‌ خودشان‌ را که‌ گویا یکی‌ از دو تا یا سه‌تا باشد از کیفشان‌ بیرون‌ آوردند و به‌ دست‌ من‌ دادند که‌ نگاهی‌ به‌ چون‌ و چند آن‌ بیندازم‌. واقعاً صاحب‌ خبر بیامد و من‌ بی‌خبر شدم‌. به‌ من‌ احساس‌ رو کم‌کنی‌ دست‌ داد. تا آن‌ روز دفتری‌ پهناور و گسترده‌بال‌تر از دفتر خود ندیده‌ بودم‌. و اعجاب‌ من‌ وقتی‌ دوچندان‌ شد که‌ باخبر شدم‌ ایشان‌ دو سه‌ دفتر تلفن‌ دارد. بنده‌ برعکس‌ این‌ دفترها، دفترهای‌ یک‌ برگی‌ تلفن‌ هم‌ دیده‌ام‌ که‌ هزارلا یا هزارتا و هزارتو است‌. و غالباً نظم‌ الفبایی‌ ندارد. و نظام‌ مینی‌بوسی‌ دارد. یعنی‌ هیچ‌ وقت‌ پر نمی‌شود، و دست‌ رد هم‌ به‌ سینة‌ هیچ‌ تازه‌واردی‌ نمی‌زند. ادامه خواندن

قلم رنجه (۲) / بهاء الدین خرمشاهی

امروزه‌ نمی‌دانم‌ چرا نبض‌ زمان‌ تند می‌زند؟ دوستانی‌ که‌ به‌ قول‌ سهراب‌ سپهری‌ «مثل‌ پریروزهای‌ فکر جوان‌ بود»ند، پیر و بیمار شده‌اند یا خود درگذشته‌اند. زندگی‌ و مرگ‌ دیگر تقابل‌ و تعارض‌ دیرین‌ را ندارند. گویی‌ همپیاله‌ شده‌اند و به‌ «ناسلامتی‌» ما می‌نوشند. هر چه‌ خیام‌ می‌گوید: دریاب‌ که‌ عمر رفته‌ را نتوان‌ یافت‌، یا: دریاب‌ پیاله‌ را که‌ شب‌ می‌گذرد، در پوست‌ نازک‌تر از گیلاس‌ و هلوی‌ دوستان‌ و در پوست‌ کرگدنی‌ بنده‌ اثر نمی‌کند. باید بجنبیم‌ و زندگی‌ را دریابیم‌ وگرنه‌ این‌ مرگی‌ که‌ من‌ می‌شناسم‌ همة‌ ما را درو خواهد کرد. چرا به‌ نصیحت‌ همشهری‌ بنده‌ و فانی‌ و جناب‌ دهباشی‌، یعنی‌ چرا به‌ نصیحت‌ عبید زاکانی‌ گوش‌ نمی‌دهیم‌ که‌ گفته‌ است‌: «تا می‌توانید از مرگ‌ پرهیز کنید، که‌ از قدیم‌ مرگ‌ را مکروه‌ داشته‌اند.» حافظ‌ جدی‌تر و واقع‌بینانه‌تر از همه‌ می‌گوید:

عاقبت‌ منزل‌ ما وادی‌ خاموشانست‌ حالیا غلغله‌ در گنبد افلاک‌ انداز ادامه خواندن

قلم رنجه/ بهاء الدین خرمشاهی

این نوشته را با نام خدا و استمداد از توفیق او آغاز مى‏کنم. امروز جمعه اول آبان‏ماه 1388 است. سلسله‏جنبان این سلسله مقالات، دوست دانشمند دیرینم جناب على دهباشى است، که اگر امتحان کرده باشید، نفوذ کلام ناخودآگاهى دارد. او با آنکه از هیچ جا حقوق نمى‏گیرد، بر گردن بسیارى از اصحاب قلم و هنر و فرهنگ «حقوق» فراموشى‏ناپذیر دارد. قهرمان تدوین جشن‏نامه و یادنامه است. با مجموعه‏اى از بهترین مقالات، از برجسته‏ترین فرهیختگان امروز، یادگارنامه‏اى براى این دوستدار دعاگو، در دو مجلد مفصّل به نام شاخه‏هاى شوق، تدوین کرده که آقاى مهندس بهرام فیاضى آن را به وجه احسن از سوى انتشارات قطره در سال 1387 منتشر ساخته است. در اینجا سپاس قلبى خود را از این دو بزرگوار و دوست دانشورم جناب محمد گلبن و دوست فرزانه دیگرم دکتر عبدالمنان خجندى که در معرفى و ارزیابى آن در همین نشریه بخارا «قلم رنجه» فرموده‏اند عرضه مى‏دارم.

از راست : بهاء الدین خرمشاهی، علی دهباشی و دکتر علی رامین، مهر ماه 1388 ـ عکس از عیلرضا دین محمدی

ادامه خواندن