مجله فرهنگی و هنری

مدیر و سردبیر
علی دهباشی

طرح اصلی روی جلد
مرتضی ممیز

خوشنویسی روی جلد
محمد احصایی

شعر از
سعید نفیسی

فاكس موقت
88958697
تلفن همراه
09121300147

آدرس پست الكترونیک
dehbashi.ali@gmail.com

مجله بخارا در اینترنت
bukharamag.com

تهران صندوق پستی
166-15655

جستجو در بخارا

Loading

71

کتابها و نشریاتی از تاجیکستان / مسعود عرفانیان

۶۷٫ اندرزنامه مولاناجلال‏الدین رومى، دوشنبه، «معارف وفرهنگ»، ۲۰۰۷، ۱۶۸ صفحه‏

این کتاب نخستین مجلد از مجموعه‏اى پنجاه مجلدى است که عنوان کلى کتابخانه مکتب بر آن نهاده‏اند. به گفته دکتر میرزا ملا احمد – یکى از اعضاى هیئت تحریریه این مجموعه – این کتاب‏ها قرار است به مرور در تاجیکستان چاپ شود. دومین کتاب از این مجموعه هم قابوسنامه است که چاپ شده ولى هنوز به دست ما نرسیده است. افزون بر دکتر میرزا ملااحمد، محمدالله لطف‏الله‏یف، على محمد خراسانى، مبشر اکبرزاد و نجم‏الدین زین‏الدینوف دیگر اعضاى هیئت تحریریه این مجموعه هستند. ادامه مطلب

تاریخ، خاطره، افسانه/ احمد اشرف

نگاهى به تاریخ، خاطره، افسانه را با این گفته مشهور ارسطو آغاز مى‏کنیم که «تمایز مورخ از شاعر در این نیست که مورخ به نثر مى‏نگارد و شاعر به نظم. تاریخ هردوت را مى‏توان به گونه‏اى به نظم آورد که همچنان از مصادیق تاریخ‏نگارى باشد. آنچه تاریخ‏نگار را از شاعر متمایز مى‏کند آن است که تاریخ‏نگار درباره امورى مى‏نگارد که در واقع روى داده‏اند، حال آنکه شاعر درباره رویدادهایى مى‏سراید که ممکن است روى دهند.» تعریف ارسطو از تاریخ‏نگارى به مثابه تصویر «امور تحقق یافته» بیشتر معطوف به توصیف زندگى واقعى مردمان و سرگذشت تاریخ‏سازان است. چنانکه کار لایل، مورخ برجسته قرن نوزدهم، هنوز بر این باور بود که تاریخ‏نگارى و سرگذشت مردان بزرگ چنان با یکدیگر پیوند خورده‏اند که «تاریخ جوهر سرگذشت‏هاى بیشمار است.» تاریخ‏نگارى هنگامى از سرگذشت مردان بزرگ جدا شد که برخى از مورخان قرن ۱۸ به مطالعه و تحلیل رویدادهایى پرداختند که در شکل دادن به زندگى انسان مؤثر بودند. با این همه، تاریخ‏نگارى و خاطره‏نگارى با هم پیوندهاى گوناگون دارند و به اعتبارى هر تحلیل تاریخى خاطره و زبان حال تاریخ‏نگار از خاطرات گذشتگان است. ادامه مطلب

تاریخ نشر کتاب در ایران/ ۳ عبدالحسین آذرنگ

وضعیت نشر در عصر محمد شاه قاجار

روند ترجمه کتاب از زبان‏هاى فرنگى به فارسى که در دوره عباس میرزا قاجار آغاز شده بود، در دوره حکومت پسرش محمد شاه قاجار (سال‏هاى حکومت : ۱۲۵۰ – ۱۲۶۴ ق) کم و بیش ادامه یافت و آهنگى که تحول چاپ در ایران با آن به راه افتاده بود، با شتابى کم‏تر تداوم داشت. مترجمانى که آثارشان در این دوره انتشار یافت، کسانى بودند که در عصر عباس میرزا براى تحصیلات عالى به خارج اعزام شده بودند، ولى در دوره محمد شاه به ثمر رسیده بودند. شمار کتاب‏هایى که در عصر این شاه تألیف شد، رقم درخور توجهى نیست و بررسى آثار ترجمه و منتشر شده، تصویر دقیق‏ترى از وضع نشر کتاب در آن دوره به دست مى‏دهد. با این همه، این دوره از بابت چند تأثیر داراى اهمیت است که به آن اشاره خواهد شد. ادامه مطلب

آویزه ها (۶) / میلاد عظیمی

۵۵ – کتابى سترگ‏

« فهرست اسناد بقعه شیخ صفى‏الدین اردبیلى» تألیف محقق جدى و توانا و دقیق‏النظر عمادالدین شیخ الحکمایى انتشار یافت. این کتاب بى‏تردید یک تألیف مهم و ماندگار در مطالعات ایران‏شناسى محسوب مى‏شود. این کتاب تألیفى بنیادى است و روش‏دانى مؤلف در آن «باید» مورد تقلید و تتبع راهیان طریق شناخت و مطالعه اسناد تاریخى قرار گیرد. شیخ‏الحکمایى ۷۱۱ سند بقعه شیخ صفى اردبیلى را که در موزه‏ها و کتابخانه‏هاى مختلف پراکنده بوده است یافته و بررسى کرده و با اتخاذ روشى دقیق و روشن فهرست کرده است. فهرستى مؤجز اما بسیار سودمند و کارآمد و راهگشا. «نمایه»هایى که براى این کتاب تدوین شده، تحولى در نظام نمایه‏سازى کتب فارسى به شمار مى‏رود؛ بى‏گمان هر کس که به این فهارس کارآمد و مفید رجوع کند و آن را با عرفِ نمایه‏هاى کتب فارسى مقایسه کند با ما هم‏عقیده مى‏شود که حد همین است روش‏دانى و دانایى را. این کتاب دریایى است از فواید و معلومات ارجمند براى پژوهشگرانى که کار تحقیق را جدى مى‏گیرند. شیخ‏الحکمایى در مقدمه عالمانه‏اى که بر کتابش نوشته فوایدى که از دقت در این فهرست و به طریق اولى اسناد حاصل مى‏شود را برشمرده است متن نوشته ایشان را بخوانید تا ببیند که چه گنجى احیاء شده است؛ ادامه مطلب

دربارۀ روشنفکری دهۀ ۴۰ / سیروس علی نژاد

گفت‏وگو با دکتر محمد صنعتى‏

تناقص‏هاى دهه چهل‏

دهه چهل دهه‏اى پر تناقض است؛ از یک سو دهه رشد و شکوفایى و پدید آمدن بیشتر آثار ادبى و هنرى و فرهنگى معاصر، و از سوى دیگر دهه رشد صنعت و جهانگردى و رونق اقتصادى و بالارفتن قیمت نفت است. این دهه در عین حال دهه انقلاب سفید و اصلاحات ارضى و شناختن حق رأى زنان از یک‏سو و پیدایش کنفدراسیون و جریان‏هاى چریکى و مبارزه با حکومت شاه از سوى دیگر است. یک نگاه حتى گذرا به سراسر این دهه نشان از اهمیت آن دارد: ادامه مطلب

جنگل / میروسلاو هلوب/ پرویز امین زاده

جنگل   میروسلاوْ هُلوب‏

ترجمه پرویز امین‏زاده‏

میانِ صخره‏هاى بدایت‏

آنجا که روحِ پرندگان‏

درهم مى‏شکافد بذرهاى خارا را

و تندیس‏هاى درختان‏

با بازوان سیاهشان‏

مى‏تارانَد ابرها را،

ناگهان‏

برمى‏خیزد غرشى،

بدانسان که گویى تاریخ‏

از بیخ و بُن برکنده مى‏شود،

علف‏ها برمى‏جهند،

پارهْ سنگ‏ها به لرزه درمى‏آیند،

نطعِ زمین دهان مى‏گشاید

و آنجا مى‏روید

قارچى،

به عظمتِ نَفْسِ زندگى،

انباشته از هزاران هزار یاخته‏

به عظمتِ نفْسِ زندگى،

جاودانه،

پُر آب،

که پدیدار مى‏شود در این جهان‏

براى نخستین بار

و واپسین بار.

بخارا ۷۱، خرداد ـ شهریور ۱۳۸۸

از روزهای کودکی/ هرمان هسه/دکتر علی غضنفری

از روزهاى کودکیم،

هنوز با من طنینى همراه است،

طنینى،

که روزگارى به رستگارى و شادى نویدم مى‏داد،

بى نواى آن، زندگى بسى دشوار مى‏بود.

آنجا که سحر او سکوت پیشه کند،

ترس و تیرگى را،

در پیرامون خویش مى‏بینم.

اما هر باره در پرتو رنجى که به خود هموار مى‏کنم،

طنین شیرین رستگارى و شادى به نوا درمى‏آید،

که از قیل و قال هیچ درد و گناهى خاموش نمى‏شود.

اى عشق،

با نواى نور در خانه من نوا سر کن!

و چشمان آبى‏ات را هرگز فرو مبند!

زیرا جز این، جهان تابش شوق‏انگیز خود را از دست مى‏دهد،

ستاره از پى ستاره‏اى فرو مى‏افتد،

و من، تنها مى‏مانم.

بخارا ۷۱، خرداد ـ شهریور ۱۳۸۸

پندی به خودم/ لوییس اردریچ/ سیما سلطانی

لوییس اردریچ شاعر و نویسنده معاصر امریکایى در سال ۱۹۵۴ در داکوتاى جنوبى به دنیا آمد. مادر اردریچ نسب به فرانسویان و بومیان امریکا مى‏برد و پدرش از نسلى آلمانى بود. لوییس به فرهنگ بومیان امریکایى علاقه داشت و بسیارى از آثارش در همین زمینه بود. لوییس در ۱۹۸۱ با مردى که انسان‏شناسى خوانده بود و به نوعى همکار وى محسوب مى‏شد، ازدواج کرد. آنها بزرگ کردن شش کودک را به عهده گرفتند که سه تاى آنها را به فرزندى قبول کرده بودند. از مهمترین آثار اوست: آتش نخستین. نقل از کتاب : ادامه مطلب

با قلم زندگی کردن / کامبیز درم بخش

کامبیز درم بخش در شب کامبیز درم بخش ـ پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۵

تقدیم به دهباشى عزیز

قلم‏باز معروف‏

بیش از هر کس دیگرى با او زندگى کردم با قلم خودنویس‏ام او دیگر جزئى از ارکان وجود من است شاید باور نکنید وقتى جوهر خودنویس‏ام تمام مى‏شود احساس مى‏کنم که سبک‏تر شده و فشنگ جوهرش را که خالى شده فورى عوض مى‏کنم.

هر چند روز یک بار او را با آب گرم حمام مى‏کنم و سیاهى‏ها را با دستمال سفیدى از بدنش پاک مى‏کنم وقتى برق مى‏زند و روان مى‏نویسد خوشحال مى‏شوم.

وقتى به زمین مى‏افتد قلبم فرو مى‏ریزد و با ترس و لرز اول همه نوکش را معاینه مى‏کنم آن وقت که مى‏بینم صدمه‏اى ندیده مانند کسى بچه‏اش از پشت‏بام سقوط کرده و زنده مانده است خوشحال مى‏شوم قلم خودنویس من همکار خوب و دیرینه‏ام با اینکه سال‏هاست براى من کار مى‏کند از من حقوقى دریافت نمى‏کند. در عوض من هر روز و هر شب با دست‏هاى گرم‏ام او را در آغوش مى‏گیرم و نوازش‏اش مى‏کنم بله من دوستش دارم عاشق‏اش هستم وقتى که بیمار مى‏شود و جوهر پس مى‏دهد یا نوکش آن طور که مى‏خواهم خط نمى‏کشد بلافاصله او را به اورژانس مى‏رسانم تعمیرکار خودنویس سر چهارراه…

وقتى که گم مى‏شود دیوانه مى‏شوم تمام خانه را زیر و رو مى‏کنم از هر کسى سراغ او را مى‏گیرم… و وقتى پیدایش مى‏کنم جان دوباره مى‏گیرم…   ۱۳۸۷

در غرب چه خبر؟/ مهندس ایرج هاشمی زاده

۱۹۸ – پاسدار حریم و حرمت هنر باشیم!

هر اثر هنرى یکتا است، بى‏نظیر است و بى‏مانند. دوقلو خلق نمى‏شود؛ یکى است و براى ابد یکى باقى مى‏ماند.

در گذشته‏ها؛ زمانِ مونه و دگا و حتى اگون شیله و کوکوشکا؛ پاى تکنیک هنوز درون کفش کودکى بود و از تکنیک لیتوگرافى خبرى نبود. لیتوگرافى ریشه یونانى دارد؛ لیتو یعنى سنگ و گرافى یعنى نوشتن، چاپ سنگى.

لیتوگرافى از سال ۱۹۵۰ م در حوزه هنر تصویرى به کار گرفته شد، این تکنیک دست و پاى هنرمند را باز گذاشت و با ورود به جامعه، قانون همراهى‏اش کرد و حد و حدود هنرمند را از استفاده لیتوگرافى تعیین نمود. ادامه مطلب