مجله فرهنگی و هنری

مدیر و سردبیر
علی دهباشی

طرح اصلی روی جلد
مرتضی ممیز

خوشنویسی روی جلد
محمد احصایی

شعر از
سعید نفیسی

فاكس موقت
88958697
تلفن همراه
09121300147

آدرس پست الكترونیک
dehbashi.ali@gmail.com

مجله بخارا در اینترنت
bukharamag.com

تهران صندوق پستی
166-15655

جستجو در بخارا

Loading

71

فهرست ۷۱

شماره هفتاد و یک مجله بخارا با تصویری از دکتر محمد امین ریاحی

آنچه در این شماره می­ خوانید:

سرمقاله‏

گوشه امن / دکتر هوشنگ دولت‏آبادى  ۸

فلسفه‏

نویسندگان و ایده‏ئولوژى / جرج ارول / دکتر عزت‏الله فولادوند  ۱۷

یاد استاد

سیره استاد ما ادیب  / دکتر محمدرضا شفیعى کدکنى  ۳۲

نقد ادبى‏

زیاد و کم گوگول / احمد اخوت  ۶۴

ایرانشناسى‏

تازه‏ها و پاره‏هاى ایرانشناسى (۶۳) / ایرج افشار  ۷۵

باریابى نزد امپراطور ژاپن پس از یک قرن / دکتر هاشم رجب‏زاده   ۱۳۴

مشکلات مطالعه تاریخ جهان و ایران باستان / دکتر تورج دریایى / سیما سلطانى ۱۴۸

ایرانشناسى و تاریخ از فراسوى آبها / خداداد رضاخانى  ۱۵۱

معرفى نشریه مطالعات ایرانى به سردبیرى دکتر کاتوزیان / یاسمین ثقفى  ۱۶۱

تاجیکستان‏

معرفى کتابها و نشریاتى از تاجیکستان / مسعود عرفانیان   ۱۷۰

تاریخ‏

تاریخ، خاطره، افسانه /  دکتر احمد اشرف  ۱۸۰

کتاب و کتابخوانى‏

تاریخ نشر کتاب در ایران (۳) / عبدالحسین آذرنگ  ۱۹۴

آویزه‏ها

آویزه‏ها (۶) / میلاد عظیمى   ۲۱۰

گفتگو

درباره روشنفکرى دهه چهل /  گفتگو با دکتر محمد صنعتى / سیروس على‏نژاد ۲۲۸

داستان‏

على مردان خان (اثر منتشر نشده) /  همایون صنعتى  ۲۶۲

شعر جهان‏

جنگل / میروسلاو هلوب / پرویز امین‏زاده  ۲۶۸

از روزهاى کودکى / هرمان هسه / دکتر على غضنفرى     ۲۷۰

پندى به خودم / لوییس اردریچ / سیما سلطانى     ۲۷۱

شعر فارسى‏

براى که؟ / محمد ابراهیم باستانى پاریزى  ۲۷۴

نگو هیچکس نیست / سیروس شمیسا    ۲۷۵

هفت شعر از شهزاده سمرقندى    ۲۷۶

حیرت! / حسین اکبرى (سَمن)  ۲۸۴

بخارایم / مریم یادگاروا  ۲۸۵

به کجا باید پناه برد؟ / حسن گل محمدى (فریاد)  ۲۸۷

بخارا / سلامت رجبوا   ۲۸۸

سبز قباى امید / حسن نیکبخت   ۲۸۹

حکایت قلم‏

با قلم زندگى کردن  (به همراه طرحها) /  کامبیز درم‏بخش  ۲۹۱

در غرب چه خبر؟

در غرب چه خبر؟ (۴۹)  /  مهندس ایرج هاشمى‏زاده  ۳۰۰

سینما

معنى سینما  /  فیلیپ دولرم / افشین معاصر    ۳۱۴

گزارش‏

گزارش کنفرانس میراث عمر خیام در دانشگاه لیدن (هلند) /  على دهباشى  ۳۱۷

گزارش بزرگداشت فردوسى در کانون زرتشتیان تهران  /  سحر کریمى‏مهر  ۳۵۲

عصر پنجشنبه‏ها در بخارا

گفتگو با على محمد افغانى در عصرپنجشنبه‏هاى بخارا  / ساناز چیت‏ساز  ۳۶۳

گفتگو با روح‏انگیز شریفیان در عصرپنجشنبه‏هاى بخارا / شهاب دهباشى   ۳۷۰

بررسى و نقد کتاب‏

سخنى درباره ایرج میرزا / دکتر ناصرالدین پروین  ۳۷۷

غریبانه‏هاى سیاسى بازمانده‏هاى چپ  / مجید یوسفى  ۳۸۷

دایرةالمعارف کتابفروشى در ایران /  مسعود عرفانیان   ۳۹۴

حکایت دو برادر در دربار شاه عباس صفوى / سحر مازیار   ۴۰۱

یادداشتى در معرفى لوح مطبوعات فارسى / محمد گلبن   ۴۰۸

مرثیه خوان دل دیوانه… / کاوه گوهرین   ۴۱۳

پیروزى اراده (نقد کتاب آلبوم خاطرات) / جواد ماهزاده   ۴۱۵

یاد و یادبود

در سوگ امان قرشى / دکتر مازیار بهروز   ۴۲۲

از اینجا و آنجا

از اینجا و آنجا … درباره درگذشت دکتر محمد امین ریاحى – خاموشى اسماعیل فصیح – تجدید چاپ دوره بیست ساله راهنماى کتاب و نقل مقدمه ایرج افشار به همین مناسبت از چاپ جدید – درگذشت جلال کسروى در گفتگو با بزرگ حیدرى نورى – گزارش مراسم رونمایى کتاب «بر بال بحران» – گزارش مراسم انتخاب روزنامه‏نگاران برتر سال ۱۳۸۷ / على دهباشى  ۴۲۷

گوشۀ امن/ هوشنگ دولت آبادی

موجوداتى که در پهنه زندگى با رقابت شدید همنوعانشان روبه‏رو هستند، براى خودشان محدوده امنى به‏وجود مى‏آورند که شرایط ابتدایى زندگى را برایشان فراهم کند. ابعاد این «وطن» به نسبت نیازهاى صاحب آن از چند سانتى‏متر مربع براى ماهى‏هاى کوچک سواحل مرجانى تا چندین ده هکتار براى گربه‏سانان یا خرس‏هاى شمالى تفاوت مى‏کند. اما در این محدوده‏ها، خواه کوچک باشند و خواه بزرگ، فقط یک اصل حکمفرماست و آن اینست که هیچ بیگانه متجاوزى را نباید به آن راه داد و اگر ضرورت پیش بیاید، باید براى حفظ آن تا سرحد مرگ کوشید چون با از دست رفتن محدوده ادامه زندگى بسیار دشوار مى‏شود. اهمیت فضاى امن براى زیستن و پایدارى نسل به اندازه‏ایست که طبیعت نگاهدارى از آن را به عهده غریزه‏اى بسیار نیرومند گذاشته است که مى‏تواند غریزه‏هاى دیگر را بى‏اثر کند و تمام نیروى یک موجود را براى دفاع در برابر متجاوزان بسیج نماید. حاصل این تجهیز آنست که صاحب محدوده در بیشتر موارد بر بیگانه مزاحم پیروز مى‏شود چون شکست دادن موجودى که بر ترس غلبه کند و از سر جان براى دفاع از خانه‏اش برخیزد، کار آسانى نیست… ادامه مطلب

نویسندگان و ایدئولوژی/ جرج ارول/ دکتر عزت الله فولادوند

جرج اُروِل (۵۰ – ۱۹۰۳) نام مستعار اریک آرثر بلر، یکى از نویسندگان نامدار انگلیسى در قرن بیستم بود. از او چند رمان و بسیارى مقاله‏ها و نقدهاى ادبى همه داراى صبغه اجتماعى و انسانى و اغلب سیاسى به جا مانده است. ارول به سوسیال دموکراسى و عدالت اجتماعى اعتقاد پرشور داشت و مخالف آشتى‏ناپذیر استبداد و توتالیتاریسم به هر شکل بود. به علت این اعتقاد، در جنگ داخلى اسپانیا در دهه ۱۹۳۰ بر ضد فرانکو و فالانژیست‏ها به صف جمهورى‏خواهان پیوست و در کنار جنگجویان «حزب کارگرى اتحاد مارکسیستى» (POUM) – و نه کمونیست‏ها که آنان را وابسته به استالین مى‏دانست – مردانه جنگید و فقط هنگامى جبهه را ترک گفت که گلوله به گلویش اصابت کرد و او را تا آستانه مرگ پیش برد. یادگار این تجربه شورانگیز کتاب به یاد کاتالونیا (۱۹۳۸) بود (ترجمه فارسى به همین قلم). همان پیکار سرسختانه با توتالیتاریسم همچنین او را به نگارش دو کتاب معروف ۱۹۸۴ و قلعه حیوانات در مخالفت با استالینیسم برانگیخت. این دو کتاب که هر دو به فارسى ترجمه شده‏اند، از مهمترین و تأثیرگذارترین کتاب‏هاى قرن بیستم بوده‏اند و شهرت جهانى ماندگار یافته‏اند. به علاوه چندین نوشته کوتاه سیاسى و اجتماعى نیز در بیان همان معنا و در همان جهت فکرى از او باقى است که این مقاله از آن مقوله است. ویژگى برجسته نوشته‏هاى ارول صمیمیت و راستگویى و زبان روشن و بى‏تکلف است. ادامه مطلب

سیره استاد ما حبیب/ دکترمحمدرضا شفیعی کدکنی

اگر از طرفِ حرمِ حضرتِ رضا(ع) به‏خیابان تهران مى‏آمدید، یعنى به‏سمتِ جنوب، بعد از فلکه آب (که بعدها بازار رضا را در مشرقِ آن بنا کردند) کمى بعد از فلکه آب که نام رسمىِ آن «میدانِ دقیقى» بود، کمى آن طرف‏تر به‏سمت جنوب در سمتِ غربى خیابان تهران، کوچه حاج ابراهیم چاووش بود و حدوداً در نقطه مقابل آن کوچه کربلا قرار داشت و بعد از آن در همان راسته خیابان تهران و بعد از آن کوچه چَهْنُو بود که اگر آن را به‏طرف غرب ادامه مى‏دادیم تا  ارگ، کوچه به‏کوچه راه داشت. نام این محله چهنو را، در جغرافیاى حافظ ابرو دیده‏ام و نشان مى‏دهد که در قرن هشتم و اوایل قرن نهم جزء محلاتِ اصلى و معتبر مشهد بوده است. درست روبه‏روى همین کوچه چهنو، که کوچه نسبتاً پهن و ماشین‏روى بود، کوچه ما بود یعنى کوچه اعتماد، کوچه تنگى بود که ماشین وارد آن نمى‏شد. و در سیلى که به‏سال ۱۳۲۶ در مشهد آمد و بسیارى منازل سمتِ خیابان تهران را خراب کرد، به‏یاد دارم که مردان کوچه آمدند و یک لت در را در برابر کوچه ما قرار دادند و با ریختن مقدارى شن و خاک در پشتِ آن از ورود سیل به‏کوچه ما جلوگیرى کردند. منزل کوچک ما در همین کوچه اعتماد قرار داشت. به‏نظرم نام اعتماد را از نام اعتمادالتولیه – که منزلِ او در همین کوچه بود – به‏این کوچه داده بودند. شاید هم نام کوچه در اسناد دولتى و ثبتى کوچه اعتمادالتولیه بود. در منتهاالیهِ همین کوچه اعتماد، قبل از آن که به‏سمت شمال و به‏طرف کوچه کربلا حرکت کنیم، منزل بسیار بزرگى بود که خانواده‏اى به‏نام اعتمادى در آنجا زندگى مى‏کردند و در سال‏هاى کودکى من یکى از فرزندانشان به‏نام رضا اعتمادى همبازىِ من بود. پسرى باهوش و بسیار درس‏خوان. پدرش و عمویش که در همان منزل با آنها زندگى مى‏کرد، در بازار مشهد به‏شغل پارچه‏فروشى اشتغال داشتند. این رضاى اعتمادى که تقریباً هم‏سنِ من بود یکى از همبازى‏هاى من بود. ادامه مطلب

زیاد و کم گوگول/ احمد اخوّت

راوى نمازخانه کوچک من، هوشنگ گلشیرى، مى‏گوید: پدرش گفت همه دارند. هر کس را که نگاه کنى یک چیزى دارد، اضافه یا کم. در مورد راوى چیز اضافه تکه گوشت سرخى بى‏ناخن کنار انگشت کوچک پاى چپش است. نمى‏شود گفت شش انگشتى است. فقط تکه‏اى گوشت زاید دارد که هر چند کوچک و ظاهراً بى‏اهمیت امّا همیشه هست. مى‏دانى که همراهى‏ات مى‏کند و در بدنت، در وجودت جا خوش کرده. راوى مى‏گوید: «هیچ به فکرش نبودم، کوچک که بودم. مى‏دانستم هست، امّا مهم نبود، چون مزاحم نبود. جورابم را که مى‏کندم فقط بایست پاى چپم را کمى کج بکنم، مثل حالا، تا ببینم که هنوز هست.»[۱] ادامه مطلب

تازه های و پاره های ایرانشناسی ( ۶۳) / ایرج افشار

۱۴۱۳ – ضایعه درگذشت محمد امین ریاحى‏

یکى دیگر از خوبان خوى از دستمان رفت، پس از مرگ عباس زریاب و علیقلى جوانشیر. اما مگر یادش از مخیّله خواهد رفت. مگر شصت و دو سال خاطره دوستى از یاد بردنى است یا بر باد دادنى. در کوه‏ها به پاى عزم و اراده با هم بودیم و در سفرهاى زمینى به شوق دیدار و همنشینى با یاران شهرها (و به گفته شیرین ابراهیم پورداود براى سخن‏گویى از این و آن، فلان تاریخ و بهمان سند) همرکابى داشتیم.

او دانشجوى ادبیات بود و من دانشجوى حقوق. او سومین سال دانشکده را به پایان مى‏رسانید و من دومین سال دانشکده را. او در محلى درس مى‏خواند که هنوز دانشکده ادبیات آنجا بود (باغ نگارستان نزدیک میدان بهارستان) و من روزهاى درس به باغ دانشگاه تهران (زیر جلالیه) که هنوز بیش از چهار دانشکده در آن مستقر نشده بود مى‏آمدم. شوق و شور آشنا شدن دانشجویان به هم و جنبش‏هاى دانشجویى و خبریابى از مباحث فرهنگى در آن وقت ما را به آنجا مى‏کشانید و آنها گاهى به محوطه دانشگاه مى‏آمدند.

ریاحى پر جوش متصدى کارهاى فرهنگى دانشجویى دانشکده ادبیات بود و چون شور ایران دوستى در نهادش تمام عیار بود هر چند یکبار مجلسى تشکیل مى‏داد و استادى را با عزّ و احترام به آنجا مى‏آورد تا صحبتى بکند و دانشجویان بهره‏ور شوند.

این مجالس از نوع جلسات پرورش افکار نبود که سال‏ها پیش از آن دولت با دستگاهى خاص به منظور تحکیم بنیان‏هاى رسمى خود برپا مى‏کرد و سخنران‏ها طبعاً حرف‏هایى مى‏زدند که به هیچ کجا برنخورد. و اگر در روزنامه‏ها یا به صورت جزوه به چاپ مى‏رساندند باز خواستار و خواننده دلبسته نداشت. ادامه مطلب

باریابی نزد امپراتور ژاپن پس از یک قرن / هاشم رجب زاده

روز چهارشنبه، ۱۳ ماه مِى امسال (۲۰۰۹)، برابر ۲۳ اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ رفتنم به کاخ پر سکوت و صفاى امپراتور ژاپن برایم هم خاطره‏ساز بود و هم خاطره‏انگیز. نخستین بار نبود که از روى پل دو چشمه زیباى فراز خندق پیرامون این قصر تاریخى و تاریخ‏ساز مى‏گذشتم و تن به آرامش شکوهمند این پهنه سرسبز مى‏سپردم. قدیمى‏ها سى سال را یک قرن مى‏گفتند؛ و آخرین بار که در مراسمى به یادماندنى‏تر از همیشه به اینجا آمدم سى و دو سال پیش بود، تابستان ۱۳۵۴ و همراه سفیر تازه ایران که استوارنامه‏اش را به امپراتور شووا (اعلیحضرت هیروهیتو، پدر امپراتور کنونى، که پس از درگذشتش در ژانویه ۱۹۸۹ م. – و به همان نام دوره ۶۴ ساله پادشاهیش – شووا خوانده مى‏شود) تقدیم مى‏کرد. پیش ازین باریابى، و در سمت دیپلمات در سفارت ایران در توکیو، چهار بار به اینجا دعوت داشتم؛ دو بار براى تبریک نوروزى در مقام کاردار موقت (به جاى سفیر، که در فرصت یک هفته‏اى آغاز سال سرى به ایران یا یک گوشه دیگر دنیا مى‏زد)، و دو بار هم براى مراسم سلام خاص امپراتور در باغ کاخ سلطنتى (گاردن پارتى یا مهمانى و گلگشت) ادامه مطلب

مشکلات مطالعۀ تاریخ جهان و ایران باستان / سیما سلطانی

دکتر تورج دریایى، استاد دانشگاه کالیفرنیا، به دعوت موزه ملّى ایران با موضوع «مشکلات مطالعه تاریخ جهان و ایران باستان» در ۲۵ مرداد ۱۳۸۸ در محل موزه ایران باستان به ایراد مطالبى پرداخت که هر چند بسیار مختصر بود، اما نکته‏هایى شایان توجه داشت.

وى در آغاز سخنانش به طور خلاصه به روند مطالعه تاریخ باستان پرداخت :

دانشمندان و مورخان اروپا و امریکا حدود یک قرن است که به صورت علمى در مورد تاریخ جهان باستان به مطالعه و نگارش پرداخته‏اند. اما کاستى تلاش ایشان در نگاهى بوده است که به تاریخ باستان داشتند؛ نگاهى یک سویه که یونان و روم را محوریت مى‏بخشید و دیگر قسمت‏هاى جهان باستان را نادیده مى‏انگاشت. این نگاه تا آنجا پیش مى‏رفت که تاریخ کشورهاى بزرگى چون ایران، مصر و چین حتى در دپارتمان تاریخ مورد بررسى قرار نمى‏گرفت؛ تدریس آنها به دپارتمان زبان‏هاى باستان محدود مى‏شد. ادامه مطلب

ایرانشناسی و تاریخ از فراسوی آبها / خدادرضا خانی

در سال گذشته، سه کتاب مربوط به ایران‏شناسى در خارج از ایران و به زبان انگلیسى چاپ شده‏اند که آشنایى با آنها براى خواننده فارسى زبان شاید خالى از لطف نباشد. هر چند که طبیعت سه کتاب با یکدیگر متفاوت است و ارتباطشان تنها در آن است که هر سه به مقوله ایران‏شناسى، از جهات مختلف، نگریسته‏اند. اما معرفى هر سه آنها در اینجا به بهانه آشنایى نویسنده با فاضلانى که دست اندرکار تهیه‏شان بوده‏اند شاید چندان هم نامتناسب نباشد.

کتاب اول به مشخصات ذیل در سال ۲۰۰۹ میلادى و توسط انتشارات مزدا در جنوب کالیفرنیا به چاپ رسیده است:

Afshar,Iraj and Touraj Daryaee. Scholars and Humanists: Iranian Studies in Henning and Taqizdeh Correspondence 1937, in collaboration with Pantea Ranjbar Mohammadi, Costa Mesa, CA: Mazda Publishers, 2009 Pp 318; xxiv, with plates and indices .

ادامه مطلب

نشریه مطالعات ایرانی/ یاسمین ثقفی

شماره جدید نشریه مطالعات ایرانى Iranian Studies ، به سردبیرى دکتر محمد على همایون کاتوزیان، در ماه ژوئن ۲۰۰۹ (شماره ۳ از جلد ۴۲) منتشر شده است. آنچه مى‏خوانید چکیده مطالب شش مقاله به چاپ رسیده در این شماره است که به فارسى برگردانده شده، در ادامه اشاره مختصرى خواهیم داشت به بخش پایانى مجله که نقد و بررسى کتاب‏هاى تازه را دربر مى‏گیرد.

بازتعریف ایران مدرن: عشایر و دولت در قرن بیستم‏

استفانى کرونین‏

ادامه مطلب