مجله فرهنگی و هنری

مدیر و سردبیر
علی دهباشی

طرح اصلی روی جلد
مرتضی ممیز

خوشنویسی روی جلد
محمد احصایی

شعر از
سعید نفیسی

فاكس موقت
88958697
تلفن همراه
09121300147

آدرس پست الكترونیک
dehbashi.ali@gmail.com

مجله بخارا در اینترنت
bukharamag.com

تهران صندوق پستی
166-15655

جستجو در بخارا

Loading

62

چراغ روشن شبهای روزگارتویی/میلاد عظیمی

به بهانه کنسرت استاد محمدرضا لطفى (تهران: 14 – 16 تیر 1386)

 

 

 از شکست تو که خواهد طرف بست‏

 تنگى دست جهان است این شکست‏

    «سایه»

 

    محمدرضا لطفى در موسیقى ایران، جایگاه یگانه‏اى دارد. عوامل متعددى دست در دست هم داده تا لطفى را واجد این مقام متعالى نماید. این عوامل را مى‏توان در گزاره‏هاى ذیل برشمرد:

ادامه خواندن

عشق ها و پاساژها/ معصومه علی اکبری

پاساژها مرکز زندگى‏اند. خرید کردن محور زندگى است. همه در پاساژها زندگى مى‏کنند. زاویه‏هاى پنهان در زندگى در پشت ویترین‏هاى به هم چسبیده غرفه‏ها برملا مى‏شود دیگر هیچ چیز پنهانى زندگى، پنهانى نیست. دیگر زندگى خصوصى، خصوصى نیست. خودش را در حضور دیگران به نمایش مى‏گذارد. پاساژها مرکز نمایش‏هاى رنگارنگ زندگى‏هاى خصوصىِ عمومى شده است. مرکز تبدیل زندگى‏هاى عمومى به خصوصى است. آدم‏ها در پاساژها قدم مى‏زنند. آیس‏پک مى‏خورند، گپ مى‏زنند. خطِچشم مى‏خرند، لاک ناخن امتحان مى‏کنند یا شال یا ژل. بستنى مى‏لیسند و باریکه‏هاى عطرآمیز کاغذى مى‏بویند. به هم نگاه مى‏کنند. با هم قرار مى‏گذارند و دسته‏جمعى از روى خط عابر پیاده مى‏گذرند. در پاساژ آن سوى خیابان، جفت‏ها عوض مى‏شوند. قهرها آشتى و آشتى‏ها قهر مى‏شود. چشم‏ها فعال‏تر از هر حس دیگرى و عضو دیگرى آدم‏ها را به هم نزدیک و یا از هم دور مى‏کند. چشم‏ها نافذتر از هر قوه عاقله دیگرى فرد را به مرکز جاذبه اشیاء و اجناس مى‏کشاند. آدم‏ها مثل ذرات آهن‏ربا جذب مغناطیس کالاها مى‏شوند. انگشتان پا احساس راحتى نمى‏کنند در کفش. پشت پا تیر مى‏کشد ستون فقرات‏اش و پاشنه پا مى‏ترسد از ارتفاعى که روى آن ایستاده است و یا دردش مى‏آید از اصطکاک شدیدش با سنگفرش خیابان، چشم اما خیره به ویترین‏ها، خیره به مبادله مدام کفش‏ها و پاها، تصمیم نهایى را مى‏گیرد. انتخاب مى‏کند همان کفش را. احساس ناراحتى پا گم مى‏شود در شلوغى احساس رضایت از همگانى شدن. از مثل همه شدن.

ادامه خواندن