5 Comments

  1. 1

    ابوالقاسم دودانگه

    سلام ،
    شرکت در محفل فرهنگی شبهای بخارا – ساعتی از عمر میباشد که به عرض زندگی اضافه میکند و به طول آن بها میدهد ! اما در این شبِ بخصوص- به شوق دیدار استادِ پُرمایه -محمد خلیلی بود که پرزنان تا چهار راه پارک وی- و دوان دوان و سبقت گیر، از ترافیک سرسام آور – تا کانون آمدم و از بختِ بد – دیدار دوست حاصل نشد ! امید، که هر کجا هست بسلامت باشد .

  2. 2

    جهانگيرشجاع نيا

    با سپاس،مانند همیشه بسیارجالب.چقدر خوب بوددراین برنامه باشکوه ازیکى ازمنتقدان یامخالفین شاعرگرام هم دعوت میشداظهارنظربنمایندویامقاله یانوشته منتقدان حال ویاگذشته نیزمطرح مىگردید.ازبیانات فرزندگرامیشان بسیارچیزاموختم.

  3. 3

    کیومرثی

    اینکه از حانواده دکتر حمیدی دعوت کرده بودید، فکر بسیار عالی بود و جای تشکر فراوان دارد.اگر در حوزه نقد شعر از استادانی مانند دکتر مسعود جعفری و دکتر دهقانی و دکتر فتوحی دعوت می کردید که نقد و بررسی دقیق و علمی شعر را انجام دهند بسیار نیکوتر می بود.جای خالی استاد بزرگ ادب فارسی دکتر کدکنی هم در این جلسه بسیار محسوس بود.

  4. 4

    اسد مشرف زاده

    باسلام وسپاس فراوان.باتایید سخن دوستم جناب ابوالقاسم دودانگه ؛آنچه لازمه گفتن در خصوص مرحوم حمیدی بود گفته شد ومن هم مطابق معمول آن رادر وب وصفحه ام گذارده ام،تنها باذکر خاطره ای از مرحوم کیارستمی دردیدار با شادروان حمیدی برای همه بزرگواران توفیق آرزودارم….
    جواد میرهاشمی
    مستندساز و پژوهشگر

    به بهانه تقارن سی‌امین سالگرد فقدان «مهدی حمیدی شیرازی» و هفتمین روز فراق «عباس کیارستمی»
    استقبال
    در آستانه بهشت
    سی سال پیش در چنین روزی (۲۳ تیر ۱۳۶۵) شاعر قطعه خاطره‌انگیز «مرگ قو» غزل خواند و در میان غزل‌هایش آرام گرفت و روی در نقاب خاک کشید. سخن‌سرای استادی که در بیان و تصویر احساسات عاشقانه واقعی یکی از نوادر بود. «مهدی حمیدی‌شیرازی» سوم آبان ماه ۱۳۲۸ از رساله دکترای خود – شعر فارسی در قرن سیزدهم – تحت نظر بدیع‌الزمان فروزانفر و احمد بهمنیار و سعید نفیسی دفاع کرد.محمدرضا شفیعی‌ کدکنی می‌نویسد: «اگر بخواهیم از شـعر سـنتی صد سال اخیر ایران، سفینه‌ای فراهم آوریم، بعد از بهار و ایرج و پروین و شهریار، بیشترین حجم انتخاب از شعر حمیدی خواهد بود … اگر ارتباطِ نسل‌های آینده با شعر گذشته فارسی حفظ شود، شعرِحمیدی می‌تواند یکی از مظاهر جمالِ هنریِ زبانِ فارسی در عصرِ ما باشد.» «عباس کیارستمی» -که حالا هفت روزی می‌شود ترک‌مان کرده- در جوانی به داشتن حافظه قوی شهره بود. او در گفت‌وگو با آیدین آغداشلو با عنوان «هزارتوی تاریخ و قصه» خاطره اولین و آخرین دیدارش با حمیدی شیرازی را این‌چنین بازگو می‌کند: از اینکه یک دیوان شعر، «هاردِ» مغزم را پر کرده و هیچ جایی به دردم نمی‌خورد خیلی عصبی بودم. [در سال ۱۳۶۵] در سفری به لندن مرتضی کاخی گفت: دوستی از ایران آمده و برای دیدارش به سفارت می‌روم. گفتم: چه کسی آمده؟ گفت: نمی‌شناسی. یک شاعر است به نام دکتر حمیدی ‌شیرازی. گفتم: من نمی‌شناسم؟ در نهایت و به ناچار همراه مرتضی به دیدار دکتر حمیدی رفتم و دیدم موجودی نحیف روی تخت افتاده و حال خوبی ندارد. مرتضی بالای سر او رفت و گفت آقای دکتر حمیدی، آقای کیارستمی از شیفتگان شعر شما و از علاقه‌مندان‌تان هستند. همه دیوان‌تان را هم حفظ‌ند. مایل هستید یکی از شعرهای شما را بخوانند؟ او هم با سر تأیید کرد. شعری خواندم. شعری عجیب که بیان حال ایشان بود:
    خسته من، رنجور من، بیمار من بی‌بال و پر من
    تا سحر بیدار من همدرد مرغان سحر من
    وای بر من وای بر من
    همان‌طور که این شعر را می‌خواندم، دیدم از گوشه چشم‌هایش اشک سرازیر است. خودم هم بغض کرده بودم و شعر هم طولانی بود:
    گفتمت دیگر نبینم باز دیدم باز دیدم
    در دو چشم دلفریبت عشق دیدم ناز دیدم
    قامت طناز دیدم گونه غماز دیدم
    برگ گل دیدم میان برگ گل شیراز دیدم
    به‌کلمه «شیراز» که رسید، دکتر حمیدی اشکش بیشتر سرازیر شد و دیدم خیلی هم حفظ‌ بودن این دیوان بیهوده نبوده. لازم بوده من آن اشعار را حفظ کرده باشم و در چنین روزی برایش بخوانم.حال که کیارستمی به سفر ناگذشتنی رفته تا به «خانه دوست» برسد، حمیدی‌شیرازی، آفریدگار کتاب مستطاب «بهشت سخن» بر آستانه بهشت ایستاده است.

  5. 5

    بهرام زندی

    با سپاس از کوششهای بی نظیر جناب دهباشی ، در صورت امکان فایل صوتی شعر مرگ قو با صدای استاد حمیدی شیرازی را در سایت بگذارید .

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2016 Developed By Nasour Naghipour