One Comment

  1. 1

    اسد مشرف زاده

    «ایران» در شعر یغمایی جایی بلند دارد. چون اشعاری که برای وطن سروده دلنشین و خوش بیان و استوار و ساده بود در کتابهای درسی پیشین چاپ شده بود. تاریخ ایران را از روزگار هخامنشیان به بعد در منظومه زیبایی به شعر خوب درآورده. طبعاً ایران دوستی او نتیجه انس بیش از اندازه او با شاهنامه در همکاری با محمدعلی فروغی و آشنایی های دیگر با رجال فرهنگ شناس و برخاستن از زادگاه کویری بود. همیشه دلش برای شوره زاران کویری می تپید. هر جا که در شعر خود مناسبتی می یافت و به یاد کویر می افتاد شعرش بلندی دیگر می گرفت و عاطفه و صمیمیت در کلامش جوش می زد. کویر و بیابان از مضمون های دست آموز او بود. او از روزگار جوانی تا دوره پیری هیچگاه یادخور و کناره های کویری آن را از یاد نبرد. به آن پهنه تعلقی مادرزاد و بیشایبه غرض و عشقی پایان ناپذیر داشت. سراسر بیابانک در چشم او زیبا بود. نام هر یک از آبادیهای آن یادآور گذشته هایی بود از ایران باستانی. مثل مهرگان، فرخی، اردیب، خار و شتر و ریگ روان، درختهای گز و طاق، کشکینه و خرمای کم مایه و آب شورناک آنجا برای او نمودهای خوب طبیعت و نعمت های آرامبخش جهانی بود. یغمایی همشهریان خود را دوست می داشت و بسیاری از آنها هم او را دوست می داشتند. نمونه عاطفه و وفاداری یغمایی نسبت به یکی از آنان – محمد امینی (متخلص به دارا)- وصیتی است که چندی پیش از مرگ به خط لرزان نوشت. محمدامینی خوری هم از نمونه های وفاداری به او بود. امینی ده روز پایان عمر یغمایی را به خواستاری دوست رفتنی خود از خور به تهران آمد و شب و روز را بر بالین یغمایی گذرانید. امینی که از طبع شعر بهره دارد درباره یغمایی گفته است:باسپاس از جناب دهباشی .آتجه راکه درابتدای بازنشر مطالب این ادیب فرزانه آورده ام دراینجا می آورم

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2016 Developed By Nasour Naghipour