One Comment

  1. 1

    علی محمد آقامحمدی

    پیوند عجم

    برادر، تورسونف *، اى همزبان، اى دوست.
    سلامى گرم از آن سوى دنیا، دور دریاها.
    برادر آفرىن بر همت ات،گل کاشتى اى دوست.
    بخوان با من سرود همزبانى را.
    دلم لبرىز شوق آمد ز «پىوندت».
    خدا یارت.
    ❊ ❊ ❊
    تو آن چایینک ات، من قورى ام در دست،
    از آن سرچشمه ى جیحون،
    زلال آب را گیریم وُ زان چاى «عجم »سازیم.
    و زان نوشیم وُ یاد از رفته ها آریم.
    از آن دوران که باهم بود روز وُ روزگارِما.
    از آن خانه که اکنون تکه ها گشته ست.
    و دىوار است مارا درمیان اینک.
    که دور از هم اگر تن ها، ولى دل ها یکى ماندست.
    هزاران آفرین بر تو،
    برادر دست تو بوسم.
    که «پىوندت » چراغ جان من افروخت.
    عجم جان، جان به قربانت،
    به فکر ما کسى نبوَ د،
    بجز من یا تواى دیرینه همگفتار.
    بهل تا ژاژ خاىان، یاوه ها گویند.
    تو با آن گویش تاجىک،
    و افغان با درى گوید،
    و من با فارسى گویم،
    حریر وُ پرنیان است وُ پرند اى دوست،
    همان ابریشم دیرین،
    که ما آن را به تن داریم .
    درىغ از غفلت آنان،
    درىغ از خانه ى دیرین.
    ❊ ❊ ❊
    تو اکنون پشت آن دیوار،
    و من زین سو برایت قصه ها دارم.
    صدایم را شنو اى دوست.
    و با «پىوند » شادم کن.
    بیا تا ماعجم ها دست هم گیریم،
    و درنوروزِمان با هم سرودى تازه راخوانیم.
    سرودى را که تو آغاز کردى اى برادر جان.
    به پىوندیم تا گفتِ عجم پربار تر گردد.
    که میراثى گرانقدر است.
    بخوان اى همزبان با من.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    *-درمىهمانى بزرگداشت اکبر تورسون زاد

    لس آنجلس ‮ ۱۹۹۰

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2016 Developed By Nasour Naghipour