2 Comments

  1. 1

    جمال احمدی

    مثل سایر مقالات و نوشته های استاد محشر بود

  2. 2

    meysam hashemian

    درود و عرض ادب خدمت سرور ارجمندم جناب دکتر شفیعی کدکنی
    با مطالعه ی نوشتارحضرتعالی با عنوان نقش تاریخی و خلاقیت فردی در مجله ی وزین بخارا شماره ی ۷۶ نکاتی به ذهن اینجانب خطور کرد که ضروری دیدم بدین وسیله با شما و مخاطبان آن رسانه در میان بگذارم:
    ۱.نخستین بار این بیت ابتدایی (primitive) (آهوی کوهی… )را بر روی کارت پستال یا طرحی به قلم و امضا صادق هدایت خواندم .سروده ای بی آرایه و بسیار ساده در نظرم آمد , گمان کردم بیتی ست زاده ی طبع آزمایی ناموفق هدایت ودر این اندیشه افتادم که به راستی هر کسی را بهر کاری ساختند..و این که چه بختی که هدایت شاعر نشد وگر نه دست بالا شاعری می شد درجه ی چندم !
    بار بعد همین بیت را در مقاله ای پیرامون نخستین صور شعر پارسی خواندم که نویسنده بر این باور بود که آهوی کوهی نخستین فرم شعر پارسی شناخته شده هجایی است و چه بسا پیشینه اش می رسد به دوران ساسانی!و این بار خوانش من دیگر شد!آن گونه که بار ها و بارها زمزمه اش می کردم!وه چه اساطیری سروده ای!!
    تجربه ای بود سخت نوو پرسشی سخت گلوگیر!منشا داوری دوگانه و تا این حد متضاد من چه بود؟ متنی یکسان دردو زمینه (context)اثری تا این سان ناهمسان ؟پرسشی صریح:آیا این متن حاوی ارزشی درونزاد(intrinsic value) است؟ و پاسخ این است خیر.عناصر و مولفه هایی برونی است که برای این چنین متونی ارزش زا هستند.درست مانند زمانی که کوزه ی سفالی ساده ای را از بساط دوره گردی به کمتر بهایی می خریم و به گوشه ای می اندازیم اما هزار سال دیگر شکسته هایش را در موزه ای با احترام قدر می نهند!
    بنابر این آفرینش هیچ اثر دیگری با چنین مختصاتی در زمانه ی حال حاوی ارزش هنری نخواهد بود و این دلیلی نیست برناتوانی سفال گران و شاعران ارزشمند امروزی.بی تردید با گذر زمان آفریده های ادبی همین به زعم استاد جوانک ها روزگاری به دیده ی احترام و شگفتی نگریسته خواهد شد
    ۲.در علوم انسانی به مفهوم دیلتایی کلمه نه مانند علوم تجربی آزمایشگاهی برای اثبات مدعیات وجود دارد و نه مانند ریاضیات قوانین خودبسای جهانشمول(self sufficient and universal)
    بلکه تنها و تنها واژگانی در کارند که ضرورتا باید دقیق و با وسواس علمی ویژه ای به کار گرفته شوند و الا در دام سفسطه و توهم گرفتار خواهیم آمد چونان شکار معنی در دشت بی معنی!!
    آنچه از عبارت “نقش تاریخی” به ‌‌‌ذهن متبادر می شود نقش و رول و کارکرد اجتماعی و نتیجتا تاریخی متن و آفریننده ی آثر است و این مفهومی است مطلقا متفاوت از” نقش تاریخ” و قضادت تاریخ پیرامون اثر.
    متاسفانه سهوا با عامدا با بازی زبانی میان این دو مفهوم نتیجه گیری دلخواه فراهم آمده است.
    زمانی از نقش تاریخی اثر یا موثر صحبت می شود برای مثال نقش شعر و شاعرانی چون نسیم شمال یا عارف قزوینی یافرخی یزدی در عصر مشروطه و پس از آن به مثابه رسانه ای نیرومند در تهییج و بسیج توده ها و نتیجتا استفاده ی ابزاری از ادبیات.در این ساحت پایگان ارزشگذاری شعر امریست بیرونی و ارزشش به اعتبار ارزش کالایی مصرفی با تاریخ مصرفی معین است.
    به این اعتبار این آثار در وجه کالاواره ی خود در بازار مصرف گروه هدف خود را می یابند.می توان بر طبق نظریه ارتباط یاکوبسن میزان موفقیت این متون را سنجید : در این میان مولفه های بسیاری علاوه بر سرشت پیام در اثرگذاری پیام نقش دارند.عواملی چون نفوذ اجتماعی شاعر و حلقه ی دوستان(از روابط دوستانه اثر گذارشاعران کلاسیکی چون سنایی و انوری با فرمانروایان عصر تا در دوران معاصر اخوان,سایه و گروه رفیقان, شاملو وکسرایی و طیف سیاسی چپ ) که موجبات تکثیر و رسانش اثر را از طریق رسانه هایی چون دانشگاه,مطبوعات,موسیقی..فراهم می آورد و بسیاری عوامل اجتماعی برون متنی.
    اگر مراد استاد مولفه های موثر در جاودانگی اثر هنری ست به گمان من نقش تاریخ عنوان صحیح تری است.
    ۴.بر این یاورم که دکتر کدکنی در آن نوشتار با برجسته سازی و دادن نقش خدایگونه به تاریخ و نادیده انگاشتن گوهر امر هنری نقد ادبی را امری بی حاصل دانسته اند با این رویکرد اثر هنری به دلیلی متافیزیکی و دور از اختیار و کوشش آفریننده ی اثر و بی دلیل جاودانه می گردد!!
    شاعر یگانه ای همچون حافظ بی هوده وبه شانس تاریخ حافظ نمی شود.
    ۵.برداشتی از روح کلی حاکم بر نوشتارتان کردم و امیدوارم سو تعبیر بنده باشد:در جای جای نوشتارتان از جوان هایی (ومتاسفانه درجایی جوانک هایی) سخن گفته اید که در این وهمند که شاعرانی توانند بود برتر از اخوان و… ولی نمی دانند که آثار به تعبیر شما ماورا بنفش شان از گردونه ی تاریخ حذف خواهد شد! شگفتا!چگونه به آینده سفر کرده اید!
    تردیدی ندارم که همین جوشش ها و نوآوری هاست که گوهر امر هنری را می سازد و تاریخ تنها روایتگر و ستایشگر این بلندپروازی های هنرمندانه است.
    اخوان مورد مثال شما نیز روزگاری جوانکی بود که مورد پسند و اقبال پیرمردان سنت ورز زمانش نبود .جوانکی با مشتی تشبیه و استعاره!
    با احترام
    ارادتمند
    دکتر میثم هاشمیان

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2016 Developed By Nasour Naghipour