2 نظر

  1. 1

    منصورزاده

    مقاله بسیار ارزشمندی بود، از اهتمام تان به ترجمه آن بسیار سپاس گذارم.
    اهتمام بیشترتان به ویراستاری موجبات سپاس فزآینده ای را فراهم خواهد ساخت.

    در این مقاله هرچند جمعه کوتاه مدت به پیش از اسلام تسری داده شده اما به نظر می رسد استدلالهای نگارنده به بعد از اسلام تعلق دارد چه اینکه امچراتوریهای نیم هزاره ای ساکن ایران و یا به عبارتی ایران نشین پیش از اسلام را نمی توان براحتی جامعه کوتاه مدت نامید. عبارت ” ایران نشین” را به این علت بکار برده ام چون این امپراتوریها متعلق به نژاد های مختلف و به عبارت دیگر ملل گوناگون بوده است. در واقع چیزی که بیش از همه در ایران اتفاق نیافتاده انباشت تجربه قومیتی، نژادی یا ملیتی بوده است. به عبارت دیگر اقوام ساکن در اروپا و یا حداقل آن بخش از اروپا که دارای ثبات سیاسی و بنا بر نقل نگارنده قوانین مشخص جانشینی بوده، تغییر نکرده است. به عبارت دیگر اقوام ساکن آن بخش از اروپا مضمحل نشده اند. واقعه ای که در ایران به کرات اتفاق افتاده است.
    از اینرو بعضی قوانین ثابت از گذشته های بسیار دور به دوران رنسانس و نهایتاً انقلاب صنعتی منتقل شده است.مقوله پس از انقلاب صنعتی موضوعی است متفاوت که نگارنده نیز به آن نپرداخته است.
    به همین دلیل است که گمان می کنم نگارنده استدلال به اندازه کافی قدرتمندی را مطرح ننموده و ریشه های عدم برتری مادی جامعه امروز ساکن یران بر جوامع اروپایی را باید در مطالب دیگری نیز جستجو کرد.

  2. 2

    حسین رضایی(مسیح قلم)

    بنام خدا
    از نگاه عمیق اقای کاتوزیا ن لذت می برم.
    در عین حال نکاتی را مطرح مینمایم
    ۱اگرچه مصادره ی اموال امری مذموم است وخرید و فروش ادم ها شرم آور و غیر اخلاقی .
    ولی مشخص نیست اموال مصادره شده که به هر صورت از کشور خارج نشده ودر دست دیگری قرار گرفته چرا تاثیر خود را نداشته و باعث پیشرفت سرمایه اجتماعی نگشته چه آنکه مصادره کننده تاثیر اجتماعی بیشتر ی داشته وبه کار گیری ثروت برایش ممکن بوده است
    انتظار اینست که حداقل درصدی از پیشرفت اروپاییان را بدست می آوردیم
    چگونه است که به نظر اسمیت پس انداز کنندگان ،اسراف مسرفین را جبران کرده انباشت لازم را باعث می شدند
    لکن جابجایی ثروت تا این حد نتوانسته تاثیر حداقل خود را بگذارد
    ۲انچه که در تاریخ ایران از نگاه مورخان ونظریه پردازان مغفول می ماند تاثیر دین در نگاه حاکمان است.
    اغلب حاکمان ایران بنام دین و به کمک موبدان وروحانیان ویا حداقل تایید انان در راس قرار می گرفتند ولی در نگاه اقتصادی وجان ومال رعیت هیچ گاه به مفاهیم دینی چون حرام وحلال ،حرمت خون و…کمترین توجه ای نداشتند وهمچنان تایید علمای هم عصر را به همراه داشتند
    این حمایت ها ،تیزی کارد مخالفان را کند می کرد و در درازای تاریخ شد انچه نباید می شد
    ضروریست عالمان دین برای پیش برد سریع تر کشور نقدی منصفانه درون گروهی داشته باشند چه آنکه ورود مکلا در این گونه نقد ها شاید مقاومت مذهبی داشته باشد و نقد و اصلاح اشتباهات احتمالی را به تعویق اندازد

نظر خودتان را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2016 Developed By Nasour Naghipour